تبلیغات
حامیان گفتمان مقاومت و پیشرفت در اصفهان

حامیان گفتمان مقاومت و پیشرفت در اصفهان
 
ما آموخته‌ایم به اصلح رأی دهیم؛ حتی اگر 72 نفر باشیم...
تقوا دست هایمان را بسته بود 
نه میتوانستیم تهدید کنیم
 
نه تخریب
 
نه تمسخر
 
نه توهین
 
نه عوام فریبی
 
نه شعار های مردم پسند و نشدنی
 
نه وعده های خلاف شرع
 
به مراکز قدرت و ثروت وصل نبودیم
 
چکار کنیم؟
 
حزب اللهی هستیم
 
دنبال رأی حلال بودیم
 
چه صد میلیون
چه 72 تا
 
دلمان خوش است که حلال حلال است
حلال حلال...

 




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 شهریور 1392 توسط امیرپویان
حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان در تجمع عزاداران عاشورای حسینی مقابل لانۀ جاسوسی که در اعتراض به شمر و یزید زمان و با شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل برگزار شده بود به سخنرانی پرداخت که متن کامل سخنرانی ایشان در ادامه می آید:

عاشورای امسال ما از هر سال دیگری استکبارستیزانه‌تر است

این انقلاب با تظاهرات عاشورا و تاسوعای سال 57 ضربۀ نهایی را بر پیکر استبداد و استعمار زد. این انقلاب با اباعبدالله الحسین(ع) شکل گرفت و به اوج رسید. ما آن زمان نوجوان بودیم و یادمان هست که وقتی در نوحه‌ها و دسته‌های عزاداری «مرگ بر یزید و شمر و عمر سعد» می‌گفتند همه با الحان و همه با تعابیری بود که معلوم بود مردم، یزید زمان خود را شناخته‌اند. کم‌کم طاغوتی‌ها می‌آمدند و جلوی دسته‌های عزاداری را می‌گرفتند، جلوی ذاکران و روضه‌خوان‌ها را می‌گرفتند و می‌گفتند: «شما طوری مرگ بر یزید می‌گویید، طوری زنده باد حسین، می‌گویید که منظورتان کاملاً معلوم است! معلوم است که دنبال حسینِ زمان‌تان حضرت روح‌الله هستید و دنبال مرگ یزید زمان یعنی طاغوت هستید.»



این مردم، مردم هشیاری هستند که در محضر اباعبدالله الحسین(ع) هیچ وقت حسین زمان و یزید زمان را فراموش نمی‌کنند. چطور بعد از این‌همه سال و این‌همه پیشرفت، بعضی‌ها انتظار دارند مردم 13 آبان را به خاطر عاشورا فراموش کنند؟ عاشورای امسال ما از همۀ سال‌های دیگر استکبارستیزانه‌تر است و امسال استکبارستیزیِ ما، از همۀ سال‌هایی که پشتِ سر گذاشته‌ایم عاشورایی‌تر است.

حتی اگر عاشورای امسال مصادف با 13 آبان نبود، باید در نوحه‌های‌مان «مرگ بر آمریکا» می‌گفتیم

دوستان اهل‌بیت(ع)، مریدان اباعبدالله الحسین(ع)، امروز عاشورایی است که اگر 13 آبان هم نبود ما در نوحه‌های‌مان باید «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر استکبار» می‌گفتیم. چون استکبار خبیث فهمیده است که باید جلوی ما را به شیوۀ یزید و شمر بگیرد. دانسته است که باید همان‌طور که حسینِ فاطمه(ع) را محاصره کردند و سر از بدن جدا کردند و اهل‌بیتش را به اسارت بردند، به همان شیوه بیاید و مؤمنین منطقه اعم از شیعه و سنی را سر از بدن جدا کند تا شاید بتواند این مقاومت را کنترل کند. ولی دیگر ما 72 تن نیستیم، ما 72 میلیون هم نیستیم، ما و سایر حسینی‌هایی که در این منطقه اهل مقاومت هستند، بسیار بیش از این هستیم.  ما امسال در عاشورا چطور مرگ بر استکبار را فراموش کنیم؟ در حالی که این‌همه در راه محبت اباعبدالله الحسین(ع) سرها از بدن‌ها جدا شده است. هزاران کودک فقط به دلیل اینکه عشقی به اباعبدالله الحسین(ع) در دل دارند توسط تروریست‌های خون‌آشام که ایادیِ دست مستکبران و ظالمان هستند، سر از بدن‌شان جدا شده است.

امروز عاشورای ما علنی شده است/ امروز اهل سنت هم آمده‌اند و از کربلا محافظت می‌کنند

ما امروز هنگام «یا حسین» گفتن استکبار را فراموش کنیم؟ امروز اگر 13 آبان هم نبود در عاشورای ما استکبارستیزی موج می‌زد. امروز دیگر عاشورای ما علنی شده است؛ در میان جوانان جهان اسلام و حتی جوانان غیرمسلمان. مانند آن مسیحی‌ای که در سوریه در مقابل تروریست‌ها ایستاده‌ است و از حرم حضرت زینب(س) دفاع می‌کند و می‌گوید: من به این بانوی دو عالم، خواهر حسین(ع) ارادت دارم. حتی اهل سنت آمده‌اند و دارند با اسلحه از کربلا محافظت می‌کنند و می‌گویند: حسین(ع) پسر پیغمبرِ ماست. ما اگر در عاشورا بودیم از حسین(ع) طرفداری می‌کردیم. اهل سنت هم در مقابل تروریست‌ها ایستاده‌اند.

ببینید این بدبخت‌ها، این استکبار جهانی که در حال اضمحلال و نابودی است به چه فلاکتی کشیده شده است؛ از تروریست‌هایی حمایت می‌کند که امروز خودش هم دیگر رویش نمی‌شود به صورت علنی از آنها حمایت کند. لذا پنهانی حمایت می‌کند، و رذیلانه و منافقانه جنایت می‌کنند. خدایا به حق اباعبدالله الحسین(ع) و به حق مظلومیت اباعبدالله الحسین(ع) الساعه همۀ مظلومین منطقه بلکه همۀ مظلومان جهان را از شرّ استکبار و در رأس آن، دولت خبیث آمریکا و دولتمردان نامرد آمریکا، خلاصی عنایت بفرما.

به دولتمردان عرض می‌کنم: اباعبدالله(ع) با عمرسعد از موضع قدرت گفتگو کرد

به دولتمردان خودمان عرض می‌کنم: اباعبدالله(ع) وقتی با عمر سعد گفتگو کرد از موضع قدرت و عزت گفتگو کرد

امروز ما استکبار را فراموش کنیم؟! در حالی که امسال بیش از هر سال دیگری، وضعیت را برای ما عاشورایی‌تر کرده‌اند. بنده به عنوان یک خادم کوچک مکتب اباعبدالله الحسین(ع) به دولتمردان خودمان عرض می‌کنم؛ اباعبدالله(ع) وقتی با عمر سعد گفتگو می‌کرد، از موضع قدرت و عزت با او گفتگو کرد، فرمود: عمر سعد! چرا خودت را بیچاره می‌کنی؟ تو حتی باید بیایی به ما یاری کنی. در چهرۀ حسین(ع) هیچ انکساری در مقابل عمر سعد نشان داده نشد. در حالی که عمر سعد 30هزار لشکر آورده بود ولی اباعبدالله الحسین(ع) تنها چند نفر سرباز داشت؛ من‌جمله علی اصغر و قاسم بن الحسن(ع). اما حسین(ع) باقدرت سخن می‌گفت. (فَقَالَ لَهُ الْحُسَیْنُ ع وَیْلَکَ یَا ابْنَ سَعْدٍ أَ مَا تَتَّقِی اللَّهَ الَّذِی إِلَیْهِ مَعَادُکَ أَ تُقَاتِلُنِی وَ أَنَا ابْنُ مَنْ عَلِمْتَ ذَرْ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ وَ کُنْ مَعِی فَإِنَّهُ أَقْرَبُ لَکَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فَقَالَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ أَخَافُ أَنْ یُهْدَمَ دَارِی فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع أَنَا أَبْنِیهَا لَکَ فَقَالَ أَخَافُ أَنْ تُؤْخَذَ ضَیْعَتِی فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع أَنَا أُخْلِفُ عَلَیْکَ خَیْراً مِنْهَا مِنْ مَالِی بِالْحِجَاز....؛ بحار/44/388)

مبادا دولتمردان ما با یک دولت ضعیف و خبیث مثل آمریکا، ضعیف برخورد کنند

امروز استکبار در حال اضمحلال است، مبادا دولتمردان ما با یک دولت ضعیف و زبون و خبیث مثل آمریکا، ضعیف برخورد کنند. شما وظیفۀ عاشورایی‌تان است که از اباعبدالله الحسین(ع) یاد بگیرد و با دشمنی که در حال مرگ است، محکم سخن بگویید. حتی در روابط دیپلماسی با آمریکا، با این موجودات نجس که خون شهیدان منطقه از دندان‌های خونخوار اینها می‌چکد، دست ندهید و به آنها بگویید: «ما حتی اگر با حامیان تروریست‌های آدمخوار، گفتگو کنیم، اما حاضر نیستیم با آنها کنار بیاییم» و الا ننگ ابدی در تاریخ بر پیشانی هر کسی که نسبت به یزیدیان زمان با مدارا سخن بگوید، خواهد نشست.

باید به تیم مذاکره‌کنندۀ ما حقوق مضاعف داده شود، چون دارند با وحشی‌های دنیا مذاکره می‌کنند

باید به وزیر امور خارجۀ و تیم مذاکره‌کنندۀ ما حقوق مضاعفی داده شود، چون با وحشی‌ها در حال گفتگو هستند. اگر مذاکره‌کنندگان ما با آدم‌ها مواجه بودند به این حقوق مضاعف نیاز نبود. وقتی دولت، کسی را به یک منطقۀ بد آب و هوا مأمور می‌کند یا به یک کار دشوار مأمور می‌کند، باید به او حقوق مضاعف بدهد. ما در همین روز اعلام می‌کنیم: به مذاکره‌کنندگانی که نمایندگان این سرزمین قدرتمند و عزتمند هستند، باید حقوق مضاعف پرداخت شود، به دلیل اینکه اینها دارند با وحشی‌های دنیا مذاکره می‌کنند.

این گفتگوها با نمایندگان صهیونیسم بین الملل، آخرین اتمام حجت است/ ایران اسلامی تا انتقام خون تک‌تک مظلومان منطقه را نگیرد، از پای نخواهد نشست

اگر این وحشی‌های دنیا به سر عقل نیایند، ما حتماً همۀ آنها را به دست خود و سربازانی که در منطقه داریم، نابود خواهیم کرد. آمریکایی‌های خبیث، فکر نکنند که می‌توانند از این گفتگوها برای خودشان قبا و ردا و آبرویی تهیه کنند. مظلومان منطقه بدانند، این گفتگوی ما با دولتمردان خبیث آمریکا، با نمایندگان صهیونیسم بین الملل، آخرین اتمام حجت است و ابالفضل‌ها، عَلمدارها، علی اکبرها در حدّ و شأن شیعیان اباعبدالله الحسین(ع) و مریدان پیغمبر اکرم(ص) منتظر فرمان عاشورایی هستند، تا همۀ آنان را به نابودی بسپارند. مظلومان منطقه بدانند؛ ایران اسلامی تا انتقام خون تک‌تک مظلومان منطقه را نگیرد، از پای نخواهد نشست.

سخن دردمندانه و سوگمندانه و قهرمانانه و عزتمندانۀ من، امروز در میان جمع عزاداران اباعبدالله الحسین(ع) با مردم منطقه است. مردمانی که دیده‌اند فرزندان‌شان چگونه به دست تروریست‌ها قتل عام شده‌اند. مردمانی که فریب نیرنگ‌های استکبار را نمی‌خورند. ایران اسلامی به همان دلیلی که حسین(ع) را فراموش نکرده است، هیچ‌یک از شما مظلومان را فراموش نخواهد کرد. ایران اسلامی به همان دلیل که عزادار اباعبدالله الحسین(ع) است و بعد از 1400 سال پرشورتر از قبل، به دنبال انتقام خون حسین(ع) است و انتقام خون حسین(ع) را چیزی جز ریشه‌کن کردن ظلم در عالم نمی‌داند، شما را فراموش نخواهد کرد.

این گفتگویی که بین نمایندگان ما و دُوَل استکباری و دولتمردان خون‌آشام اتفاق افتاده است، برای نجات عالم است و فرجام این گفتگوها چیزی جز رسوایی بیشتر استکبار جهانی نخواهد بود. و ما مثل همیشه در کنار مظلومان عالم و مظلومان منطقه، می‌دانیم که این گفتگوها در سرنگون کردن استکبار هیچ نقشی ندارد و در نهایت جهاد عزتمندانه، غریبانه، مظلومان و مستقلانۀ مردم منطقه است که استکبار جهانی را نابود خواهد کرد.

دولتمردان ما از غیرت عباس(ع) فاصله نگیرند تا نامی از آنها در تاریخ بماند

دولتمردان ما ابالفضل العباس(ع) را فراموش نکنند. مردم سرزمین ما؛ زرتشتی‌ها، مسیحی‌ها، آشوری‌ها همه مرید ابالفضل العباس(ع) هستند. وقتی می‌خواهند نذری بدهند می‌گویند: روز تاسوعا برای قمر بنی‌هاشم(ع) غیرتمند کربلا، نذری می‌دهیم. وقتی شمر در روز تاسوعا برای ابالفضل‌ العباس(ع) امان‌نامه آورد، عباس بن علی(ع) اول نمی‌خواست با شمر مواجه شود، ولی او مدام، عباس(ع) را صدا می‌زد. اباعبدالله الحسین(ع) فرمود: عباسم، می‌دانم آن فرد ملعون است، ولی برو به گفتگوی با او بپرداز! یعنی عباسم من تو را قبولت دارم، می‌دانم که تو روی خوش به دشمن نشان نخواهی داد، اما برو تا اتمام حجّت بشود. و ابالفضل العباس(ع) رفت.

شمر ملعون با یک صدایی که سعی می‌کرد مهربانانه باشد، به سوی عباس(ع) دست دراز کرد و گفت: یک نسبت فامیلی بین ما هست، من حاضرم برای تو امان‌نامه بیاورم. تو به سمت ما بیا و اینجا خودت را به کشتن نده! ابالفضل العباس(ع) در یک جملۀ کوتاه، چند بار از کلمۀ لعن استفاده کردند و به شمر فرمودند: «تو آدمِ ملعون می‌خواهی برای آن ملعون از من پیمان بگیری؟ می‌خواهی به من امان بدهی که من با ملعونین همکاری کنم؟» عباس(ع) چنان جواب دندان‌شکنی به او داد که شمر وقتی به خیام خودشان برگشت، گفت: با وجودِ این عباسی که من دیدم، باید برای خیمه‌ها نگهبان بگذارید. به شمر گفتند: اینها تعدادشان چیزی نیست. گفت: من عباس را می‌شناسم.(وَ أَقْبَلَ شِمْرُ بْنُ ذِی الْجَوْشَنِ لَعَنَهُ اللَّهُ فَنَادَى أَیْنَ بَنُو أُخْتِی عَبْدُ اللَّهِ وَ جَعْفَرٌ وَ الْعَبَّاسُ وَ عُثْمَانُ فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع أَجِیبُوهُ وَ إِنْ کَانَ فَاسِقاً فَإِنَّهُ بَعْضُ أَخْوَالِکُمْ فَقَالُوا لَهُ مَا شَأْنُکَ؟ فَقَالَ یَا بَنِی أُخْتِی أَنْتُمْ آمِنُونَ فَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ مَعَ أَخِیکُمُ الْحُسَیْنِ ع وَ الْزَمُوا طَاعَةَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ یَزِیدَ قَالَ فَنَادَاهُ الْعَبَّاسُ بْنُ عَلِیٍّ ع: تَبَّتْ یَدَاکَ وَ لُعِنَ مَا جِئْتَ بِهِ مِنْ أَمَانِکَ یَا عَدُوَّ اللَّهِ أَ تَأْمُرُنَا أَنْ نَتْرُکَ أَخَانَا وَ سَیِّدَنَا الْحُسَیْنَ بْنَ فَاطِمَةَ ع وَ نَدْخُلَ‏ فِی طَاعَةِ اللُّعَنَاءِ وَ أَوْلَادِ اللُّعَنَاءِ قَالَ فَرَجَعَ الشِّمْرُ لَعَنَهُ اللَّهُ إِلَى عَسْکَرِهِ مُغْضَباً...؛ لهوف/88)

ای خدا تو شاهد باش، این ملت آن‌چنان حسینی عمل کرد که اسرائیل خون‌آشام برای حفظ بقای خودش مجبور است دور خودش حصار بکشد، مجبور است داخل شهرهای خودش هم نگهبان بگذارد و ان‌شاءالله آن‌قدر ابالفضلی عمل خواهیم کرد و آن‌قدر ابالفضلی ادامه خواهیم داد تا آنها را نابود کنیم. دولتمردان ما غیرت عباس بن علی(ع) را فراموش نکنند و از این غیرت فاصله نگیرند تا نامی از آنها در تاریخ بماند که فراموش نخواهند کرد.

آیا قیام امام حسین(ع) یک قیام غیرعقلانی و احساساتی بود؟!

آخرین جملۀ من این است: مردم مؤمن، مردم عزادار، آیا قیام اباعبدالله الحسین(ع) یک قیام غیرعقلانی بود؟ آیا قیام اباعبدالله الحسین(ع) یک قیام احساساتی بود؟ آیا عاشورا مظهر عشقِ بدون عقل است که بعضی‌ها یاوه‌سرایی کنند و بگویند: «بعد از عاشورا، بقیۀ امامان ما با محاسبات عقلی رفتار کردند!» یعنی حسین(ع) با محاسبات عقلی رفتار نکرد! آیا این عقلانی نبود که حسین(ع) از خانۀ خود خارج شد و فرمود: وقتی می‌خواهند مرا در خانه سر از بدن جدا کنند، پس بهتر است به میدان بروم و با حماسه به شهادت برسم؟ آیا راه دیگری جز انتخاب شهادت برای حسین(ع) گذاشته بودند؟ که حسین(ع) آن راه عقلانی را نرفته باشد و بنا بر عشق خود به پروردگار فقط شهادت را انتخاب کرده باشد؟ که بعضی‌ها یاوه‌سرایانه، امروز بعد از 1400 سال و بعد از روشن‌ شدن حق به روشنایی آفتاب، باز هم می‌گویند: رفتار حسین(ع) عاقلانه نبود!  

معلوم است که اباعبدالله الحسین(ع) عاقلانه رفتار کرد. وقتی سکینۀ دردانه آمد و صدا زد: می‌شود قبل از رفتن به میدان، ما را به حرم جدّمان برگردانی و بعد به میدان بروی؟ (فَقَالَتْ: یَا أَبَهْ رُدَّنَا إِلَى‏ حَرَمِ‏ جَدِّنَا؛ بحارالانوار/45/47) امام حسین(ع) در پاسخ دخترش نفرمود که «من عاشق خدا هستم، من می‌خواهم در این راه به شهادت برسم، هیچ راه دیگری را انتخاب نمی‌کنم.» این معنای عشق نیست که برخی از نفهم‌ها تفسیر می‌کنند. در حالی که امام حسین(ع) کاملاً عقلانی و عزتمندانه عمل کرد.

امام حسین(ع) یک پاسخ عقلانی و منطقی به دخترش داد و فرمود: «اگر دشمن می‌گذاشت اصلاً ما آواره نمی‌شدیم. (فَقَالَ هَیْهَاتَ لَوْ تُرِکَ الْقَطَا لَنَام؛ همان) یعنی دخترک من، اصلاً راه دیگری جز این برای ما وجود نداشت. و بعد هم قلب سوزان خودش را به دخترش هدیه کرد و -می‌توان گفت که- در همان وداعِ جان‌سوز با دخترک نازنینش جان از بدن حسین(ع) مفارقت کرد.

این در واقع همان سخن عقلانی‌ای است که آقای سید حسن نصرالله، قهرمان عرب، چندی پیش بر زبان جاری کردند و عاشورایی عمل کردند و اخیراً در این چند روز گذشته، دوباره فرمودند که ما وقتی می‌بینیم که دشمنانی دارند می‌آیند و می‌خواهند ما را به خاک و خون بکشند، به خانۀ دشمن می‌رویم و با او مبارزه می‌کنیم، به سوریه می‌رویم و با تروریست‌هایی که نمایندۀ استکبار جهانی هستند، مبارزه می‌کنیم و این بهتر از آن است که بیایند و ما اینجا تسلیم آنها بشویم تا مثل چهارپا سر ما را از بدن جدا کنند. (25مرداد92 و 11آبان93)

این یک برخورد عقلانی و عزتمندانه و عاشقانه است. کسانی که شعور این را ندارند که بفهمند عقل و عشق در کربلا در هم آمیخته بود، به عقلانیت اباعبدالله الحسین(ع) توهین نکنند. به عقلانیت این ملت توهین نکنند. دولتمردان به توهین‌کنندگان به این ملت و به توهین‌کنندگان اباعبدالله الحسین(ع) میدان ندهد.

عقل به ما می‌گوید ....

عقل به ما می‌گوید که در مقابل منافع استکبار بایستیم.

عقل به ما می‌گوید اگر ذره‌ای عقب‌نشینی کنید، ذلیل خواهید شد.

عقل به ما می‌گوید اگر فتنه‌گران 88 نبودند، دشمن این‌قدر جرأت و جسارت پیدا نمی‌کرد که ما را محاصرۀ اقتصادی کند.

عقل به ما می‌گوید اگر دشمن، ما را محاصرۀ اقتصادی کرده است و اگر فشار می‌آورد، به بعضی از انسان‌های ضعیف سیاسی در این کشور چشم دوخته است.

عقل به ما می‌گوید اگر عناصر سیاسی ضعیف در این کشور نابود شوند، استکبار در مقابل ما زانو خواهد زد.  

عقل به ما می‌گوید: حسین(ع).

عقل به ما می‌گوید: حسین(ع).

عقل به ما می‌گوید: حسین(ع).

عقل به ما می‌گوید این دشمن خونخوار، تا مشت محکم بر دهانش کوبیده نشود و خون از سر و رویش نبارد، دست از ظلم بر نخواهد داشت.

عقل به ما می‌گوید اسرائیل خون‌آشام تا قدرت ما را نبیند، دست از قتل‌عام مردم منطقه برنخواهد داشت.

کسی که عقل ندارد، حق تنفس در فضای سیاسی عاقلانۀ این کشور را ندارد.

عقل به ما می‌گوید «هیهات منا الذله»

عقل به ما می‌گوید اگر منافع دنیایی خودتان را می‌خواهید، مقابل استکبار، محکم بایستید.

عقل به ما می‌گوید: ما دشمن داریم.

عقل به ما می‌گوید: دشمنان ما خباثت خود را بیشتر کرده‌اند.

عقل به ما می‌گوید: اگر در مقابل این دشمن زورگو و مستکبر ذره‌ای کوتاه بیایید - به قول حضرت آیت الله بهجت(ره)- باید تا نوکری مطلقِ آنها عقب‌نشینی کنید.(زمزم عرفان؛ ص291)

عقل به ما می‌گوید: اگر از منافع کوتاه‌مدت به مقدار کوتاه‌مدت، بگذرید، می‌توانید به منافع پایدار برسید.

عقل به ما می‌گوید: جامعۀ ما قدرت مقاومت در مقابل محاصره‌های غرب را دارد.
20سال پیش عقل می‌گفت: «ما قدرت اول منطقه خواهیم شد» و امروز می‌گوید: اگر پای رکاب حسین(ع) باشیم، در آیندۀ نزدیک قدرت اول جهان خواهیم شد

سی سال پیش هم عقل به ما می‌گفت که «ما منطقه را خواهیم گرفت» ولی خیلی‌ها باور نمی‌کردند و آنها الان باید از شرم، سر خود را بلند نکنند.

بیست سال پیش هم عقل به ما می‌گفت که «ما قدرت اول منطقه خواهیم شد» و امروز شده‌ایم. و عقل به ما می‌گوید: ما اگر پای رکاب حسین(ع) باشیم، در آیندۀ نزدیک، به کوری چشم آمریکا، قدرت اول جهان خواهیم شد.

عقل می‌گوید: برای حسین(ع) اشک بریزیم.

عقل می‌گوید: کسی که برای حسین(ع) اشک نریزد، آدم نیست، آهن است.

عقل می‌گوید: کسی که فریاد «یا حسین» سر ندهد، بی‌روح است و قساوت قلب دارد.

عقل می‌گوید: برای مظلومینِ سرجدایی که به عشق حسین(ع) سر از بدن‌شان جدا می‌شود، باید اشک ریخت.

عقل می‌گوید: باید مقاومت کرد.

عقل می‌گوید: عباس! کنار نهر علقمه برخیز، خیمه‌ها منتظر تو هستند. چشم بچه‌ها به توست.

عقل می‌گوید: همۀ امید حسین(ع) عباس بود. لذا وقتی عباس به زمین افتاد: فریاد زد الْآنَ انْکَسَرَ ظَهْرِی وَ قَلَّتْ حِیلَتِی....الا لعنت الله علی القوم الظالمین‏...




نوشته شده در تاریخ جمعه 16 آبان 1393 توسط امیرپویان
دکتر سعید جلیلی جهت شرکت در مراسم یادواره شهدای 300 شهید سرافراز پیشوای ورامین، بعدازظهر پنجشنبه وارد این شهرستان شد و مورد استقبال امام جمعه، فرماندار، نقوی حسینی نماینده مجلس، فرماندهان نظامی و مردم مواجه گشت.

نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی پس از ورود به پیشوا، به دفتر امام جمعه این شهرستان رفت و دقایقی را نماینده ولی فقیه در پیشوا به گفتگو پرداخت.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام سپس به بازدید از نمایشگاهی پرداخت که طی آن، بسیجیان پیشوا به نمایش اقدامات، دستاوردها و برنامه های فرهنگی خود اقدام کرده بودند.

پس از آن، مراسم یادواره شهدا در آستان مقدس امامزاده جعفربن موسی الکاظم(س) با حضور گسترده و پرشور اهالی پیشوا، به ویژه جوانان آغاز شد و سعید جلیلی به عنوان مهمان ویژه وارد شبستان محل برگزاری این برنامه گردید.

قبل از سخنان جلیلی، حجت الاسلام رحمتی نیا، امام جمعه پیشوا، در سخنان کوتاهی، ضمن خوشامدگویی به عضو شورای راهبردی روابط خارجی، به توصیف ویژگی های انقلابی مردم پیشوا پرداخت و خاطرات حرکت کفن پوشان پیشوا در روز 12 محرم در حمایت از امام(ره) و انقلاب را مورد بازگویی قرار داد.

در ادامه مراسم یادواره شهدای پیشوا که با سالروز شهادت امام جواد(ع) مقارن شده بود، به پیشنهاد دکتر جلیلی، ضمن جابجایی در برنامه ها، مراسم مداحی قبل از سخنرانی وی اجرا شد و حاج مهدی سلحشور، مداح اهل بیت(ع)، به مرثیه سرایی پرداخت.

پس از برنامه مداحی و مرثیه سرایی، نوبت به سخنرانی دکتر سعید جلیلی رسید تا به ایراد نقطه نظرات خود بپردازد.

سعید جلیلی در ابتدای سخنان خود گفت: خدا را شکر می کنم که امروز در این کان مقدس در کنار شما عزیزان حضور پیدا کرده ام و شهادت امام جواد(ع) را تسلیت عرض می کنم. جلسه را به حدیثی از آن بزرگوار معطر می کنیم. آن حضرت می فرمایند: خداوند متعال به یکی از پیامبران بزرگ چنین بیان فرمود که زهد در دنیا بسیار خوب است و آثاری دارد؛ همچنان که انقطاع از دنیا هم خوب است و بنده ای را نزد پروردگار عزیز می کند. اما خداوند به آن پیامبر چنین می فرماید که آیا در کنار زهد در دنیا، آیا به خاطر من با کسی دشمنی کردی یا نه؟ آیا به خاطر من با کسی دوستی کردی یا نه؟

وی ادامه داد: احترام بزرگی که برای ائمه(ع) قائل هستیم و در زیارت جامعه کبیره آن را قرائت می کنیم این است که شما برای خداوند جهاد کرده اید. سالها شیعیان این مطلب را در زیارات مختلف بیان می کردند که اگر ما شما را اینقدر مقدس می دانیم، به این خاطر است که شما جان های خود را برای رضای خدا خرج کردید. اینها برای چه بود؟ برای آنکه دعوت خدا را بیان و آشکار کنند و دستورات خدا را روشن کنند و حدود خداوند برپا شود. اینها تعابیر بسیار بلندی است که ما درباره امامان خود بیان می کنیم.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: انقلاب اسلامی حرکتی در این جهت بود. در همین پیشوای ورامین، مردم در روز 12 محرم برای پاسخ به دعوت خداوند، کفن پوشان قیام کردند تا دعوت حق را اجابت نمایند تا حیات جدیدی را تجربه کنند. وقتی این حرکت شروع شد، تمام قدرت های آن زمان در دنیا موافق آن نبودند و همه آنها پشتیبان رژیم شاه بودند اما انقلاب اسلامی پیروز شد و توانست اراده خود را بر آنها غلیه دهد.

نماینده مقام معظم رهبری با یادآوری دفاع مقدس و جنگ 8 ساله ای که به ایران تحمیل شده بود، بیان داشت: 34 سال پیش در چنین روزهایی جنگ تحمیلی به ملت ما تحمیل شد. آن روز که آنها با توسل به عروسکی به اسم صدام این جنگ را تحمیل کردند، با چه تحلیلی اقدام کردند؟ تحلیل دوستان ما چه بود؟ روزی که تمام قدرت های وقت با پشتیبانی از صدام جنگ را علیه ملت ایران آغاز کردند، معتقد بودند که به کمک جنگ افزارها می توانند حرکت انقلاب اسلامی را مضمحل کنند.

جلیلی گفت: اینکه امروز آنها بیان می کنند گزینه نظامی روی میز است، این یک بلوف است. آنها اولین گزینه ای که روی میز گذاشتند، گزینه نظامی بود که برای مقابله با انقلاب اسلامی از آن استفاده کردند. آن هم نه یک گزینه نظامی ساده که فقط بخواهند منطقه ای کوچک را مورد هجمه خود قرار دهند بلکه با تمام قدرت کار خود آغاز کردند.

وی با اشاره به تجهیز کامل صدام توسط قدرت های آن روز دنیا، اظهار داشت: 4 استان ما را اشغال کردند و هرآنچه که در توان داشتند را در اختیار متجاوز قرار دادند. از توپ و تانک و هواپیما و بمب گرفته تا بدترین سلاح ها مثل سلاح شیمیایی. بعد هم خودشان به صراحت اعتراف کردند که این صدام نبود که جنگید، بلکه ما بودیم. رییس یکی از کشورهای عربی منطقه در یکی از ملاقات ها گفته بود که ما سلاح نداشتیم، اما تا جایی که امکان داشت پول دادیم به صدام برای جنگ علیه ایران.

عضو شورای راهبردی روابط خارجی  همه قدرت های جهان در آن روز که شامل آمریکا، شوروی، انگلیس، آلمان و همه قدرت ها می شدند، هرچه در توان داشتند سلاح در اختیار متجاوز دادند و دیگرانی هم پول خرج می کردند، این همه تدارکات در برابر ملتی بود که تازه انقلاب کرده و با اجابت به دعوت خدا و پیامبر، می خواست بر سر پای خود بایستد.

سعید جلیلی سپس به بعد دیگر گزینه نظامی دشمنان در سال های نخست پیروزی انقلاب اشاره کرد و گفت: علاوه بر تجهیز خارجی، در داخل نیز گزینه نظامی را به شکل دیگری در دستور کار قرار داده بودند. در همان سال های ابتدای انقلاب، بیش از 17 هزار نفر از مردم ایران توسط مزدوران آنها ترور شدند. از رییس جمهور، نخست وزیر، نمایندگان مجلس و رییس قوه قضاییه گرفته تا مردم کوچه و بازار.

وی افزود: یک جنگ نابرابر شکل گرفته بود؛ از سویی 4 استان کشور تحت اشغال درآمده بود و از سویی در داخل هم برخی مزدوران مشغول تحرکاتی بودند که بدترین آنها ترور بود و 17 هزار نفر را بدین طریق به شهادت رساندند. فشارهای اینچنینی به تحریم های اقتصادی هم رسید. در یک محاسبه مادی چه نتیجه ای از این جنگ می شد گرفت؟

عضو مجمع تشخیص مصحت نظام با طرح این پرسش که چه چیز این صحنه نبرد نابرابر را هدایت می کرد؟ بیان داشت: ما اگر برای آن موفقیت ها و شکست ها تحلیل درستی نداشته باشیم، در ادامه راه ممکن است دچار خطا شویم. اینجا بود که عظمت آن اندیشه ای که امام راحل با خود آورده بود، خود را نشان می دهد. اندیشه ای که همه محاسبات را عوض کرد. اندیشه ای که اگر همه قدرت ها با همه تجهیزات نظامی در یک طرف باشند، و در طرفی دیگر، ملتی باشند که بخواهند اراده خود را به پیش ببرند، پیروزی نهایی با اراده ملت خواهد بود.

دکتر جلیلی با اشاره به خاطره ای از مقام معظم رهبری ای پیرامون دفاع مقدس، اظهار کرد: در همین نبرد نابرابر، وقتی برای خرید سیم خاردار اقدام کرده بودیم، کشور فروشنده در میانه کار پشیمان شد و حتی از دادن سیم خاردار هم امتناع کرد.

وی گفت: امروز صدام کجاست و ما کجا هستیم؟ آنانی که به صدام کمک می کردند، کجا هستند؟ آنها شعار می دادند که 3 روزه اهواز را می گیریم و یک هفته ای چه می کنیم و چه می کنیم و نمی گذاریم تا آن حرکت انقلاب اسلامی شکل واقعی به خود بگیرد. امروز، خود آنها اعتراف می کنند که ایران تبدیل به یک قدرت بزرگ شده است و بدون ایران نمی شود مسایل منطقه را حل کرد.

نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی ادامه داد: آن سرمایه بزرگی که توانست ایران در برابر آن جنگ نابرابر به پیروزی برساند، همین شهدای بزرگوار بودند که محاسبات جدیدی را وارد سیستم محاسباتی عالم کردند و محاسبات قبلی قدرت ها را به هم زد.

سعید جلیلی با اشاره به اقدام شهدا که باطل اسحر تلاش دشمنان شد، بیان کرد: قدرت های دنیا با تمام تجهیزات نظامی وارد جنگ شدند تا ملت ایران را از ادامه حرکتی که آغاز کردند بودند، بترسانند اما باطل السحر آن محاسبات، نترسیدن بود که شهدای ما این مساله را برای ملت ایران به هدیه آوردند.

وی افزود: در این مراسم های یادواره شهیدان، فقط ما به شهدا پیام نمی دهیم که راهتان را ادامه می دهیم؛ بلکه آنها هم به ما پیام می دهند. پیام آنها این است که نترسید و نگران نباشید. این، آن نکته ای است که قدرت را جابجا کرده و محاسبات را عوض می کند. آن حرکت، نه تنها سرکوب و ضعیف نشد، بلکه قویتر شد.

عضو شورای راهبردی روابط خارجی به ماکرات هسته ای ایران و 1+5 نیز گریزی کوتاه زد و اظهار داشت: به خاطر همین قدرت است که امروز همه آنها با هم در یک طرف میز می نشینند و جمهوری اسلامی ایران به تنهایی در یک طرف دیگر. 6 قدرت با هم می گویند شما نباید غنی سازی 20 درصد داشته باشید و اگر درصدد داشتن آن برآیید، تحریم می کنیم، اما یکطرف در مقابل آنها می نشیند و می گوید که این غنی سازی نیاز و حق قانونی من است و باید به آن برسم، و موفق هم می شود که به آن برسد.

دکتر جلیلی گفت: این، همان اندیشه بزرگ است؛ در آن جنگ نابرابر و در دفاع مقدس، جنود عقل در برابر جنود جهل مدرن ایستاد. اینجا بود که عقلانیت به معنای واقعی آن که معنویت و عدالت بود، ظهور کرد. اینجا عقلانیت، واقعیت را به خوبی شناخت و اجازه نداد تا کسانی دیگر برای او واقعیات را تعریف کنند.

در ادامه، این جانباز دفاع مقدس به بیان بخش هایی از پیام امام خمینی(ره) پس از قبول قطعنامه پرداخت و اظهار داشت: حضرت امام(ره) پس از جنگ در پیامی که صادر می کنند، واقعیات مبتنی بر دین و عقلانیت دینی بیان می کنند. می فرمایند که ما در جنگ، دوست و دشمن خود را شناختیم. ما در این جنگ ثابت کردیم که می توانیم روی پای خود بایستیم. ما فهمیدیم که روح اسلام ناب می تواند چه موفقیت های بزرگی را رقم بزند و آنها از این نگران هستند.

وی افزود: آنها از این نگران هستند که اندیشه ای مانند یک شجره طیبه شکل گرفته و هر روز دارد میوه ها و ثمرات خود را می دهد. این اندیشه فقط خرمشهر را آزاد نمی کند. به دنبال خود، جنوب لبنان را هم آزاد می کند، سرنوشت جنگ های 22 روزه و 33 روزه به گونه ای دیگر رقم می خورد و پیروزی به کسانی تعلق می گیرد که آن اندیشه را ادامه می دهند و مبنای محاسبات عوض شد.

عضو شورای راهبردی روابط خارجی به جنگ 50 روزه اخیر رژیم صهیونیستی با مردم مظلوم غزه نیز اشاره کرد و بیان نمود: در جنگ اخیر غزه مشاهده کردید که یک طرف هرآنچه سلاح دارد را به وسط میدان می آورد اما جواب نمی گیرد. او بیشتر از این چه کار می توانست انجام دهد؟ بی هیچ ملاحظه ای زن و مردم و بچه ها را می کشد و خانه ها را ویران می کند اما در مقابل، مردمی که پیرو آن اندیشه بزرگ هستند، حرف دیگری می زنند. آنها می گویند "حسبنا الله و نعم الوکیل" و محاسبات متفاوت خود را به تصویر می کشد.

جلیلی به تبیین اندیشه نابی که توسط امام خمینی(ره) برای امت اسلامی آورده بود، پرداخت و گفت: این اندیشه را امام عظیم الشان برای ملت اسلام هدیه آوردند. عظمت 8 سال دفاع مقدس ما این بود که عقلانیت مبتنی بر معنویت و عدالتخواهی را به جهان معرفی کرد و هر دوی آنها را ارتقا داد. امروز آنانی که از این مساله ضربه خورده اند، تمام قدرت خود را به کار گرفته اند تا آن اندیشه بزرگ را تضعیف کنند.

عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای سابق کشورمان، به یکی از گفت و گوهای خود با طرف های غربی اشاره کرد و اظهار داشت: در یکی از گفت و گوهای هسته ای به یکی از آنها گفتم با همه این بحث هایی که مطرح می کنید  و می گویید که احتمال می دهید که شاید در آینده ایران یک بمب اتم داشته باشد، امروز خودتان اعتراف می کنید که هزاران بمب اتم دارید. ما که نه بمب داشتیم و نه در پی آن بودیم و همیشه هم گفتیم که بمب اتم نه قدرت می آورد و نه مشروعیت؛ شنا که هزاران بمب اتم دارید چرا موفق نشدید حتی در یکجا به موفقیت برسید و اراده خودتان را تحمیل کنید؟ شما اراده کردید که شاه بماند، ملت ما اراده کرد که شاه برود، شاه رفت. شما به صورت متحد از صدام پشتیبانی کردید، اما ملت اراده که پیروز بشود و شد. همه شما اراده کرده بودید تا ایران به انرژی صلح آمیز هسته ای دسترسی داشته باشد، ملت ما اراده کرد و امروز به این انرژی دسترسی پیدا کرده است. چرا موفق نشدید؟

وی افزود: آن اندیشه بزرگ که موجب ایستادگی و پیشرفت ملت ایران شده است بر پایه عقل دینی استوار مانده، عقلی که البته با محاسبات مادی و دنیایی آنان قابل تعریف نیست. لذا، تمام تلاش آنها بر این مساله استوار است تا ملت را از اندیشه بزرگ خالی کنند و آنها نگران این هستند که انقلاب اسلامی توانست واقعیت های جهان را بر مبنای حقیقت نشان دهد و اجازه نمی دهد که آنها واقعیت مدنظر خود را هرطور که می خواهند، به ما تحمیل کنند.

سعید جلیلی به نتایج اندیشه بزرگ مدنظر امام خمینی(ره) پرداخت و گفت: این اندیشه امروز به موفقیت رسیده و دشمنان را نگران کرده است. آنها نگران این هستند که این اندیشه امروز فقط محقق نشده، بلکه موفق هم شده است؛ رهروان آن اندیشه امروز فقط مقاومت نکرده اند بلکه پیشرفت هم کرده اند.

عضو شورای راهبردی روابط خارجی افزود: یکی از آنها در مقاله ای مسایل فوق را بیان کرده بود. او نوشته بود که اینها نشان دادند نه تنها بدون آمریکا می توان پیشرفت کرد، بلکه در مبارزه با آمریکا هم می توان به موفقیت رسید. آنها نگران چنین اندیشه ای هستند که مدلی جدید از اسلام ناب را به دنیا معرفی کرده است.

دکتر جلیلی به سخنان کامرون، نخست وزیر انگلستان در مجمع عمومی سازمان ملل پس از دیدار وی با شیخ حسن روحانی در حاشیه مجمع عمومی نیز اشاره ای کرد و اظهار داشت: اظهارات امروز نخست وزیر انگلیس یکی از همان مصادیقی است که به قول مقام معظم رهبری تنها برای تفریح خوب است. او امروز در توهماتی که دارد، فکر می کند می تواند بحران های شکل گرفته در مجموعه قدرت خودشان را با چنین اظهاراتی بپوشاند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ساختار اندیشه نابی که قدرت بزرگی برای امت اسلامی به ارمغان آورده، را اینگونه تشریح نمود: امروز یک قدرت جدیدی درحال شکل گرفتن است که بر پایه یک اندیشه و تمدن نوین استوار است؛ اندیشه ای که مبنای آن با مبانی غرب متفاوت است و قدرت را تنها در چند سانتریفیوژ نمی بیند. قدرت این اندیشه در همین شهدا نهفته است. این اندیشه معتقد است که "حسبنا الله و نعم الوکیل". وقتی محاسبات اینگونه شد و کشته شدن در این مسیر را نه تنها مرگ نمی داند، بلکه یک زندگی جدید معرفی می کند، این اندیشه همه محاسبات آنها را به هم می ریزد و یک قدرت جدید را معرفی می کند.

دکتر سعید جلیلی در پایان سخنانش گفت: این اندیشه فقط در دفاع خلاصه نمی شود بلکه قدرت خود را در اقتصاد، فرهنگ، کشاورزی و هنر هم نشان خواهد داد. ان شاءالله بتوانیم با پیروی از آرمان های شهدای گرانقدر و ولایت، بتوانیم تمدن جدید را پایه گذاری کرده و با پرچمداری مقام معظم رهبری، پرچم انقلاب را به صاحب اصلی آن برسانیم.





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 مهر 1393 توسط امیرپویان
حمید رسایی، نماینده مردم تهران در مجلس طی تذکری با اشاره به اظهارات نخست وزیر انگلیس اظهار داشت: از آقای لاریجانی تشکر می‌کنم که روز گذشته به اظهارات و گستاخی های نخست وزیر انگلستان واکنش نشان داد.

وی با انتقاد از سکوت و عدم واکنش ابوترابی فرد در ابتدای جلسه علنی امروز گفت: ای کاش آقای لاریجانی امروز ریاست مجلس را برعهده داشتند؛ آقای ابوترابی فرد از سکوت شما تعجب میکنم، چراکه رئیس جلسه باید به نمایندگی از مجلس در خصوص این مسائل صحبت کند.

رسایی خاطر نشان کرد: رئیس‌جمهور بعد از 35 سال به ملاقات نخست وزیر انگلیس رفت که البته از جزییات این جلسه بی اطلاع هستیم و آقای روحانی باید در خصوص این جلسه اطلاع رسانی کند؛ ولی کامرون چند ساعت بعد در تریبون سازمان ملل به مردم ایران و دولتی که به او احترام کرده بود توهین کرد.

نماینده مردم تهران در ادامه با اشاره به دشمنی دیرینه ملت ایران با انگلستان اظهار داشت: با این که منتقد سیاست خارجی آقای روحانی هستم ولی یک موی آقای روحانی را به انگلیس خبیث نمی‌دهم و اجازه نمی‌دهیم کسی به رئیس جمهور ما توهین کند.

وی با بیان اینکه انتقاد ما از آقای روحانی این است که چرا حاضر به ملاقات با نخست وزیر انگلستان شده است گفت: چرا رئیس‌جمهور از تریبون سازمان ملل پاسخ نخست وزیر انگلیس را نداد و بدبختی‌های این کشور را به رخ آنها نکشید.

رسایی با تشکر از محمدجواد ظریف در واکنش به رفتار کامرون در ملاقات با رئیس جمهور گفت: از آقای ظریف تشکر میکنم که در واکنش به رفتار کامرون که در مقابل رئیس‌جمهور "پای روی پا" گذاشته بود، همین حرکت را انجام داد. اما ای کاش آقای روحانی را تا مقابل درب لانه روباه نمی بردند. دیوید کامرون ثابت کرد که "سگ زرد برادر شغال" است.

ابوترابی فرد در پاسخ به تذکر رسایی اظهار داشت: ریاست مجلس در فرمایشات دیروز خود پاسخ دولت ورشکسته ای که امروز در حال تجزیه داخلی است را داد. وی افزود: بنده دیدم ارزشی ندارد که به یاوه گویی‌های نخست وزیر انگلستان مجدد واکنشی داشته باشم برای همین در ابتدای جلسه صحبتی در این زمینه نگفتم.

به گزارش «نسیم» پس از سخنان ابوترابی‌فرد نمایندگان مجلس شعار "مرگ بر انگلیس" را در صحن مجلس طنین انداز کردند.

ابوترابی فرد در ادامه گفت: این تنها موضع مجلس نیست، بلکه موضع امت مسلمان، مردم آسیا و آفریقا و همه ملت‌هایی است که در دوران استعمار انگلیس از ناحیه این دولت آسیب‌ دیده‌اند.

وی افزود: امیدواریم با پیروزی‌های امت اسلام شاهد انزوای بیشتر حکومت انگلیس باشیم.

محمدرضا پور ابراهیمی نیز در ادامه با انتقاد از رئیس‌جمهور در خصوص عدم واکنش به اظهارات و گستاخی‌های نخست وزیر انگلیس گفت: انتظار می‌رفت رئیس‌جمهور به اظهارات "دیوید کامرون" واکنش مناسبی را می‌داد و لازم است کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس این مووضع را مورد بررسی قرار دهد.





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 مهر 1393 توسط امیرپویان

خبرگزاری فارس: شهدا محاسبات ابرقدرت‌ها را به چالش کشیدند

 

سعید جلیلی لحظاتی پیش در یادواره سرداران و شهدای شهرستان ری که در صحن امامزاده جعفر (ع) این شهرستان با حضور پرشور و عاشقان راه ایثار و شهادت برگزار شد ضمن گرامیداشت یاد و خاطره امام راحل و شهدا، اظهار داشت: انقلاب اسلامی حیات تازه‌ای به جامعه اسلامی داد و امام راحل احیاگر اسلام ناب محمدی(ص) بود.

وی ادامه داد: انقلاب اسلامی زمانی که شکل گرفت تمام دنیا موافق این حرکت ناب نبودند و همه قدرت‌ها پشتیبان رژیم منفور پهلوی بودند.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی به تشریح شرایط و وضعیت ایران در 34 سال گذشته پرداخت و اضافه کرد: 34 سال پیش در چنین روزهایی جنگ تحمیلی علیه ایران اسلامی آغاز شد و صدام جنگی را علیه ایران آغاز کرد.

جلیلی، تحلیل‌های دشمنان و دوستان انقلاب اسلامی در دوران آغاز جنگ تحمیلی را مورد اشاره قرار داد و عنوان کرد: هنگامی که صدام جنگ را علیه ایران اسلامی آغاز کرد، تمام قدرت‌ها پشتیبان صدام بودند و در طرف دیگر جمهوری اسلامی ایران بود که انقلاب آن به تازگی شکل گرفته بود.

وی تشریح کرد: دشمنان اسلام هنگامی که مشاهده می‌کردند یک سوی میدان تمام قدرت‌ها قرار گرفته و در سویی دیگر انقلابی که تازه شکل گرفته است، تحلیل و تصور آنها بر این بود که به راحتی می‌توانند انقلاب اسلامی را منقرض کنند.

* نخستین حرکت استکبار در مقابله با ایران گزینه نظامی بود

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بیان کرد: اینکه امروز سران استکبار می‌گویند گزینه نظامی روی میز است این چیز تازه‌ای نیست؛ بلکه اولین حرکت استکبار برای مقابله با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران گزینه نظامی بود. آنها در نخستین حرکت خود برای مقابله با انقلاب اسلامی، جنگ را بر ایران اسلامی تحمیل کردند، جنگی که فقط یک جنگ نظامی ساده نبود، بلکه تمام قدرت‌های جهان به مقابله با ایران آمده بودند.

این مسئول متذکر شد: قدرت‌های جهان که به پشتیبانی صدام آمده بودند و جنگ را بر ایران تحمیل کرده بودند در همان روزهای ابتدایی 4 استان ایران را فتح کرده و هرآنچه داشتند در اختیار معارضان ایران قرار داده بودند. از توپ و تانک گرفته تا سلاح‌های شیمیایی و کشتار جمعی را در اختیار آنها قرار داده بودند تا ضربه سنگینی به انقلاب اسلامی بزنند.

جلیلی با بیان اینکه برخی از کشورها به صراحت به حمایتشان از عراق در جنگ تحمیلی اعتراف کردند، عنوان کرد: برخی از کشورهای عربی در مذاکرات بیان کردند که ما در جنگ تحمیلی سلاح نداشتیم که به عراق کمک کنیم، اما به آن‌ها پول دادیم.

وی اضافه کرد: آمریکا، شوروی سابق و برخی کشورها در جنگ عراق علیه ایران هرآنچه در تجهیزات نظامی داشتند به عراق کمک کردند؛ کشورهای عربی که سلاح نداشتند از لحاظ مالی به عراق در جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران کمک کردند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اضافه کرد: در جنگ تحمیلی علیه ایران یک سوی میدان عراق با پشتیبانی تجهیزاتی و مالی همه قدرت‌های جهان قرار داشت و سوی دیگر میدان، ملت ایران اسلامی که به تازگی انقلاب آن‌ها شکل گرفته بود، از تجهیزات نظامی دست آن خالی بود و مردم آن دعوت خدا و پیامبر مکرم اسلام(ص) را لبیک گفتند.

جلیلی در ادامه به اوضاع داخلی کشور در دوران دفاع مقدس اشاره کرد و چنین توضیح داد: از سوی دیگر داخل کشور نیز درگیر توطئه‌ها و جنایات مستکبران بود، با وجود اینکه استکبار مرزهای کشور را مورد هجوم قرار داده بود در داخل کشور نیز توطئه و نقشه‌های شومی همچون ترور را دنبال می‌کرد.

عضو شورای راهبردی روابط خارجی متذکر شد: مستکبران در این مدت بیش از 17 هزار نفر از مردم غیور ایران اسلامی از رئیس جمهور، نخست وزیر و نماینده مجلس گرفته تا کاسبان کوچه و بازار را ترور کردند.

جلیلی با تأکید بر اینکه همه این‌ها مستنداتی محکم در راستای اثبات نابرابر بودن جنگ تحمیلی است، بیان کرد: یک سوی میدان رژیم بعث عراق با حمایت کامل و قاطع قدرت‌های جهان و سوی دیگر کشوری که حتی آن را برای تهیه سیم خاردار نیز تحریم کرده بودند و از داخل و خارج مورد هجوم قرار گرفته بود، قرار داشت.

وی در ادامه مردم را به چگونگی کسب موفقیت در چنین شرایط نابرابر توجه داد و تصریح کرد: اگر موفقیت‌ها را نتوانیم درست تحلیل کنیم در ادامه نیز دچار مشکل می‌شویم و اگر موفقیت‌ها را درست تحلیل کنیم ادامه کار را به ‌درستی می‌توانیم تحلیل کنیم.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی با تأکید بر اینکه اندیشه ناب امام خمینی (ره) که مبتنی بر اسلام ناب محمدی(ص) است تمام محاسبات را عوض کرد، بیان داشت: اندیشه امام خمینی (ره) موفقیت‌های ملت غیور ایران اسلامی را به ارمغان آورد.

* اعتراف مدعیان فتح ایران به جایگاه والای ایران اسلامی

وی ادامه داد: در حالی که یک سوی میدان جنگ همه قدرت‌ها قرار داشتند و سوی دیگر میدان ملتی که دست خالی بودند و آنچه ماندگار شد، پیروزی مردم غیور ایران اسلامی است. امروز صدامی که همه قدرت‌ها آن را حمایت می‌کردند کجاست و ملت شریف ایران اسلامی در چه جایگاه والای در جهان قرار دارد و آن‌هایی که آن روز به ملت مجاهد ایران اسلامی کمک نمی‌کردند، کجا هستند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تشریح کرد: کسانی ادعا می‌کردند ما یک هفته ایران را می‌گیریم امروز خودشان اعتراف می‌کنند ایران یک قدرت بزرگ است.

این مسئول خاطرنشان کرد: امروز خود آن‌ها به این اعتراف می‌کنند که حل شدن مسائل منطقه بدون حضور ایران اسلامی امکانپذیر نیست.

* شهدا سلاح بزرگ انقلاب اسلامی بودند

جلیلی، شهدا را سلاح بزرگ ایران اسلامی در مقابله با مستکبران جهان دانست و گفت: سلاح بزرگ ملت غیور ایران اسلامی در دوران دفاع مقدس شهدای بزرگوار بودند، شهدایی که تمام محاسبات قدرت‌های جهان را به هم زدند.

وی گفت: قدرت‌های جهان سلاح‌ها و تجهیزات پیشرفته خودشان را به عراق دادند تا عراق با به‌کارگیری آن‌ها سبب شود تا مردم ایران بترسند و عقب‌نشینی کنند، اما شهدای انقلاب اسلامی نه تنها نترسیدند، بلکه تمام هستی خودشان را در راه اسلام و آرمان‌های والای امام راحل و انقلاب اسلامی تقدیم کردند.

این مسئول با اشاره به فلسفه برپایی یادواره شهدا، تصریح کرد: ما با حضور در یادواره شهدا با شهدا عهدی دوباره می‌بندیم که تا آخرین نفس راه آن‌ها را ادامه می‌دهیم.

* رویارویی دوباره ایران با تمام قدرت‌های دنیا

جلیلی، پیام شهدا را نقطه مقابل تحلیل‌ها و تصورات مستکبران دانست و تأکید کرد: در حالی که استکبار جهانی می‌خواست با سلاح و ... سبب هراس مردم غیور ایران شود، پیام شهدا نقطه مقابل مستکبران بود و آن‌ها می‌گفتند نترسید و نگران نباشید.

عضو شورای راهبردی روابط خارجی تصریح کرد: امروز هم همه مستکبران جهان یک سوی میز مذاکره قرار گرفته‌اند و ایران اسلامی به تنهایی یک سوی دیگر میز نشسته است.

این مسئول عنوان داشت: امروز آن‌ها از هر وسیله‌ای که در دست دارند مثل تحریم و ... برای مقابله با ایران استفاده می‌کنند، اما جمهوری اسلامی ایران به پشتیبانی اندیشه ناب امام خمینی (ره) که برگرفته از دین مبین اسلام است مقتدرانه در برابر آن‌ها ایستاده است.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی، مذاکرات را نیز جنگ نابرابر خواند و گفت: در مذاکرات نیز یک سوی میز جنود باطل (1+5) قرار دارند و سوی دیگر میز عقلانیت (جمهوری اسلامی ایران) قرار دارد.





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 مهر 1393 توسط امیرپویان
حضرت امام خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجرای بند یک اصل 110 قانون اساسی سیاستهای کلی «علم و فناوری» را که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است، ابلاغ کردند.

متن سیاست‌های کلی علم و فناوری که به رؤسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شده، به این شرح است:

بسم‌ الله‌ الرحمن ‌الرحیم

سیاست‌های کلی علم و فناوری (نظام آموزش عالی، تحقیقات و فناوری)

1- جهاد مستمر علمی با هدف کسب مرجعیت علمی و فناوری در جهان با تأکید بر:

1-1- تولید علم و توسعه نوآوری و نظریه پردازی.

2-1- ارتقاء جایگاه جهانی کشور در علم و فناوری و تبدیل ایران به قطب علمی و فناوری جهان اسلام.

3-1- توسعه علوم پایه و تحقیقات بنیادی.

4-1- تحول و ارتقاء علوم انسانی بویژه تعمیق شناخت معارف دینی و مبانی انقلاب اسلامی با: تقویت جایگاه و منزلت این علوم، جذب افراد مستعد و با انگیزه، اصلاح و بازنگری در متون، برنامه‌ها و روش‌های آموزشی و ارتقاء کمی و کیفی مراکز و فعالیت‌های پژوهشی مربوط.

5-1- دستیابی به علوم و فناوری‌های پیشرفته با سیاستگذاری و برنامه ریزی ویژه.

2- بهینه سازی عملکرد و ساختار نظام آموزشی و تحقیقاتی کشور به منظور دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز و شکوفایی علمی با تأ‌کید بر:

1-2- مدیریت دانش و پژوهش و انسجام بخشی در سیاستگذاری، برنامه ریزی و نظارت راهبردی در حوزه علم و فناوری و ارتقاء مستمر شاخص‌ها و روزآمدسازی نقشه جامع علمی کشور با توجه به تحولات علمی و فنی در منطقه و جهان.

2-2- اصلاح نظام پذیرش دانشجو و توجه ویژه به استعداد و علاقمندی دانشجویان در انتخاب رشته تحصیلی و افزایش ورود دانشجویان به دوره‌های تحصیلات تکمیلی.

3-2- ساماندهی و تقویت نظام های نظارت، ارزیابی، اعتبارسنجی و رتبه بندی در حوزه‌های علم و فناوری.

4-2- ساماندهی نظام ملی آمار و اطلاعات علمی، پژوهشی و فناوری جامع و کارآمد.

5-2- حمایت از تأسیس و توسعه شهرک ها و پارک‌های علم و فناوری.

6-2- توزیع عادلانه فرصت‌ها و امکانات تحصیل و تحقیق در آموزش عالی در سراسر کشور.

7-2- شناسایی نخبگان، پرورش استعدادهای درخشان و حفظ و جذب سرمایه‌های انسانی.

8-2- افزایش بودجه تحقیق و پژوهش به حداقل 4% تولید ناخالص داخلی تا پایان سال 1404 با تأکید بر مصرف بهینه منابع و ارتقاء بهره‌وری.

3- حاکمیت مبانی، ارزش‌ها، اخلاق و موازین اسلامی در نظام آموزش عالی، تحقیقات و فناوری و تحقق دانشگاه اسلامی با تأکید بر:

1-3- اهتمام به نظام تعلیم و تربیت اسلامی و اصل پرورش در کنار آموزش و پژوهش و ارتقاء سلامت روحی و معنوی دانش پژوهان و آگاهی‌ها و نشاط سیاسی آنان.

2-3- تربیت اساتید و دانشجویان مؤمن به اسلام، برخوردار از مکارم اخلاقی، عامل به احکام اسلامی، متعهد به انقلاب اسلامی و علاقمند به اعتلای کشور.

3-3- حفظ موازین اسلامی و ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی در استفاده از علم و فناوری.

4- تقویت عزم ملی و افزایش درک اجتماعی نسبت به اهمیت توسعه علم و فناوری:

1-4- تقویت و گسترش گفتمان تولید علم و جنبش نرم‌افزاری در کشور.

2-4- ارتقاء روحیه نشاط، امید، خودباوری، نوآوری نظام‌مند، شجاعت علمی و کار جمعی و وجدان کاری.

3-4- تشکیل کرسی‌های نظریه پردازی و تقویت فرهنگ کسب و کار دانش‌بنیان و تبادل آراء و تضارب افکار، آزاداندیشی علمی.

4-4- ارتقاء منزلت و بهبود معیشت استادان، محققان و دانش‌پژوهان و اشتغال دانش آموختگان.

5-4- احیاء تاریخ علمی و فرهنگی مسلمانان و ایران و الگوسازی از مفاخر و چهره‌های موفق عرصه علم و فناوری.

6-4- گسترش حمایت‌های هدفمند مادی و معنوی از نخبگان و نوآوران و فعالیت‌های عرصه علم و فناوری.

5- ایجاد تحول در ارتباط میان نظام آموزش عالی، تحقیقات و فناوری با سایر بخش‌ها با تأکید بر:

1-5- افزایش سهم علم و فناوری در اقتصاد و درآمد ملی، ازدیاد توان ملی و ارتقاء کارآمدی.

2-5- حمایت مادی و معنوی از فرآیند تبدیل ایده به محصول و افزایش سهم تولید محصولات و خدمات مبتنی بر دانش پیشرفته و فناوری داخلی در تولید ناخالص داخلی با هدف دستیابی به سهم 50 درصد.

3-5- تحکیم و تعمیق پیوند حوزه و دانشگاه و تقویت همکاری‌های مستمر راهبردی.

4-5- تنظیم رابطه متقابل تحصیل با اشتغال و متناسب سازی سطوح و رشته‌های تحصیلی با نقشه جامع علمی کشور و نیازهای تولید و اشتغال.

5-5- تعیین اولویت‌ها در آموزش و پژوهش با توجه به مزیت‌ها، ظرفیت‌ها و نیازهای کشور و الزامات نیل به جایگاه اول علمی و فناوری در منطقه.

6-5- حمایت از مالکیت فکری و معنوی و تکمیل زیرساخت‌ها و قوانین و مقررات مربوط.

7-5- افزایش نقش و مشارکت بخش‌های غیردولتی در حوزه علم و فناوری و ارتقاء سهم وقف و امور خیریه در این حوزه.

8- 5- توسعه و تقویت شبکه‌های ارتباطات ملی و فراملی میان دانشگاه‌ها، مراکز علمی، دانشمندان و پژوهشگران و بنگاه‌های توسعه فناوری و نوآوری داخلی و خارجی و گسترش همکاری‌ها در سطوح دولتی و نهادهای مردمی با اولویت کشورهای اسلامی.

6– گسترش همکاری و تعامل فعال، سازنده و الهام بخش در حوزه علم و فناوری با سایر کشورها و مراکز علمی و فنی معتبر منطقه‌ای و جهانی بویژه جهان اسلام همراه با تحکیم استقلال کشور، با تأکید بر:

1-6- توسعه صنایع و خدمات مبتنی بر علوم و فناوری‌های جدید و حمایت از تولید و صادرات محصولات دانش بنیان و متکی بر فناوری‌های بومی بویژه در حوزه های دارای مزیت و ظرفیت، با اصلاح امر واردات و صادرات کشور.

2-6- اهتمام بر انتقال فناوری و کسب دانش طراحی و ساخت برای تولید محصولات در داخل کشور با استفاده از ظرفیت‌ بازار ملی در مصرف کالاهای وارداتی.

3-6- استفاده از ظرفیت‌های علمی و فنی ایرانیان مقیم خارج و جذب متخصصان و محققان برجسته سایر کشورها بویژه کشورهای اسلامی حسب نیاز.

4-6- تبدیل ایران به مرکز ثبت مقالات علمی و جذب نتایج پژوهش‌های محققان، نخبگان علمی و نوآوران سایر کشورها بویژه جهان اسلام.





نوشته شده در تاریخ شنبه 29 شهریور 1393 توسط امیرپویان
1- بعد از به وجود آمدن ماجرای فتنه 88، حامیان فتنه درصدد اجرای طرحی برمی‌آیند که هم ماجرای فتنه را کمرنگ کند و هم به نوعی از منتقدین فتنه‌گران انتقام بگیرند. برای همین از هر قوه چند نفر را در نظر می‌گیرند برای پرونده‌سازی. با روی کار آمدن آیت‌الله آملی‌لاریجانی، این پروژه فقط مختص دولت و مشخصا معاون اول رئیس جمهور می‌شود.
اما ماجرای اختلاس بیمه از کجا کلید خورد؟
...
در انتخابات مجلس هشتم، رحیمی با درخواست مهندس باهنر به دنبال کمک مالی برای کاندیداهای خود می‌شوند که فردی حاضر به کمک می‌شود با شرط اینکه این کمک دو میلیاردی به افرادی برسد که در راه ولایت و همسو با سیاست‌های دکتر احمدی‌نژاد باشند. دکتر رحیمی هم برخلاف انتخابات‌های گذشته از وزارتخانه مربوطه استعلام می‌کند و پاسخ استعلام نشان می‌دهد که فرد مذکور مشکل خاصی ندارد. آقای رحیمی هم جانب احتیاط را رعایت می‌کنند و به جای اینکه خودشون پول را بگیرند، کاندیداها را میفرستند تا از خود فرد مذکور پول را دریافت کنند.
با به وجود آمدن ماجرای پرونده‌سازی، فتنه‌گران به نکته‌ای برمی‌خورند که میتوانست پرونده‌ی خوبی برای آقای رحیمی دست و پا کند و آن اینکه فرد مذکور در سال 82 در اختلاس 6 میلیارد تومانی شرکت بیمه سهمی 300 میلیارد تومانی داشت و فتنه گران این پرونده را به آقای رحیمی ربط می‌دهند و ادامه ماجرا را خودتان می‌دانید.
2- علیرغم درخواست‌های مکرر آقای رحیمی دادگاه غیرعلنی برگزار می‌گردد که این خلاف قانون است. چراکه افرادی که اجیر شده بودند در دادگاه علیه وی شهادت بدهند، با شنیدن دفاعیات رحیمی از شهادت خود صرف نظر می‌کنند و قاضی دادگاه در جواب رحیمی که از وی انتقاد کرده بود گفته بود: من چند وقت دیگر بازنشسته میشوم و نمیتوانم با اینها دربیفتم. ضمنا دادگاه موظف است که ظرف یک هفته حکم خود را اعلام کند که این یک هفته وارد صد و چندمین روز شده که این خود نشان دهنده‌ی ماجرای مشکوک پشت پرده است
3- تبعات این ماجرا برای محمدرضا رحیمی:
چندی پیش یکی از نمایندگان در کاری غیرقانونی اعلام می‌کند که رحیمی در زندان است که این خبر کذب موجب می‌شود:
رگ آئورت همسر وی پاره شده و وی برای همیشه خانه‌نشین شود...مادرش سکته مغزی کند...دخترش اقدام به خودکشی کند که خدا رو شکر آقای رحیمی خودش رو میرسونه و قضیه ختم به خیر می‌شود...حاج اصغر رحیمی(پسرعمویش) سکته کند و در راه بیمارستان فوت کند.
همچنین چندی پیش آقای اژهای در کاری خلاف قانون و خلاف فرمایش امام خامنه‌ای که می‌فرمایند: ((حتی اگر حکم کسی قطعی هم شده باشد حق ندارید آن را اعلام کنید و آبروی خانواده‌اش را ببرید؛ چراکه خانواده‌اش گناهی ندارند.)) و با توجه به عدم قطعی بودن حکم وی، درباره پرونده محمدرضا رحیمی اظهار نظر میکند که موجب سکته‌ی دوم مادر وی میشود...خواستگار دخترش که چندی پیش در ساختمان ولنجک به پای محمدرضا رحیمی می‌افتد، بعد از این ماجرا در تماسی تلفنی انصراف خودش رو اعلام می‌کند!!!
4- محمدرضا رحیمی در طول 5 سالی که این اتهامات کذب علیهش مطرح میشده به درخواست دکتر احمدی‌نژاد و برای حفظ مصالح نظام سکوت کرده بود.
5- رسانه‌ای کردن اینگونه مسائل که مرتبط با یکی از مسئولان بلندپایه نظام است موجب سوءاستفاده دشمنان می‌شود.
6- با توجه به وظیفه شرعی ما در حمایت از مظلومین، از دوستان تقاضا میکنم تا با به اشتراک گذاشتن این پست و مطرح کردن آن در سطح جامعه، در شکستن فضای تبلیغاتی علیه دولتهای نهم و دهم کمک کنند.
7- سوم تیر ادامه دارد...





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 شهریور 1393 توسط امیرپویان
اختلاف سلایق سیاسی بین دولت های مختلفی که در یک نظام مردم سالار بر سر کار می آیند امر بعید و دور از ذهنی نیست. اما اغراق و زیاده روی در بیان آن، توهم شکاف بین مسئولین را برای غیرخودی ها به وجود خواهد آورد. متاسفانه این رفتار ناپسند از برخی دولت هایی که تا کنون به خدمت مشغول شده اند دیده شده است. تخریب آقای هاشمی توسط اصلاح طلبان از نمونه های این زیاده روی هاست. اما در دولت دکتر روحانی به قدری در این امر زیاده روی شد که با تذکرات جدی رهبر معظم انقلاب نیز همراه گردید. اما نکته ی تاسف برانگیز ماجرا، سوء استفاده ی دشمن و تخریب کل نظام به وسیله ی آن بود.

دولت نهم و دهم اگرچه در دو یا سه سال آخر خدمت خود با چالش های فراگیر اقتصادی مواجه شده بود اما با این وجود، به دلیل مواضع ضد استکباری و عزتمندانه خود و دفاع از حقوق ایرانیان و بلکه مسلمانان جهان (که همواره موضع رسمی نظام اسلامی بوده است) مورد غضب دشمنان ایران و اسلام قرار داشت. به همین دلیل تخریب های صورت گرفته علیه آن و مخصوصا شخص دکتر احمدی نژاد نه تنها به صلاح نبود بلکه به نوعی همنوایی با دشمن محسوب شده و نشان از کم لطفی دولت یازدهم و یا حتی بی تجربگی سیاسی آنان داشت (که البته با توجه به سوابق سیاسی رئیس دولت و باقی اعضا امری بعید به نظر میرسد!) به عنوان مثال فقط یکی از عواقب تخریب دولت نهم و دهم توسط دولت فعلی را می توان در یادداشتی دید که نیویورک تایمز در تاریخ 15 جولای 2013 درج نمود. در این یادداشت بارها به بهانه ی انتقاد از دولت احمدی نژاد، مواضع حقه ی نظام اسلامی ایران زیر سوال رفته است.

اما بهتر است دولت عدالت محور را از دید افراد، رسانه ها و موسسات خارجی نیز مشاهده کنیم تا فارغ از جناح بندی های سیاسی به درک بهتری از اوضاع و شرایط دولت نهم و دهم دست پیدا کنیم.

محبوبیت

اما هیچکس نمی تواند این امر را کتمان کند که شور و نشاط سیاسی که با ورود دکتر احمدی نژاد به گردونه ی رقابت انتخابات ریاست جمهوری در سال 1384 به پا شد غیرقابل پیش بینی بود. آشتی مردم با مسئولین و برداشتن فاصله بین مسئولین دولتی و مردم، ایجاد روحیه ی مطالبه گری، تقویت عزت نفس ملت، پیشرفت های خیره کننده ی علمی و اقتصادی و سیاسی، زنده کردن شعارهای صدر انقلاب که کم کم به فراموشی سپرده میشدند، ساده زیستی مسئولین مخصوصا رئیس جمهور وقت و ... از جمله عللی بود که دکتر احمدی نژاد را به یکی از محبوب ترین چهره های سیاسی زمان خود در داخل و حتی خارج از کشور تبدیل نمود.

برخی منابع ریشه ی محبوبیت ایشان را در زمان خدمتشان در شهرداری تهران میدانند: ”سال 2003 که احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران انتخاب شد کسی او را نمیشناخت اما کارهایی نظیر بهبود وضعیت ترافیک تهران، پایین آوردن نرخ برخی خدمات، ایجاد آسایش بیشتر برای خانم ها در ساختمان های دولتی (با جدا کردن آسانسورهای خانم ها و آقایان)، و ... او را به چهره ای محبوب تبدیل نمود."

یک سال پس از روی کار آمدن دولت نهم، گاردینمحبوبیت احمدی نژاد را در بدبینانه ترین حالت بیش از 70% و ”بسیار شگفت انگیز" عنوان کرد و در گزارشی تفصیلی به بررسی دلایل این امر را مردمی بودن، خدمت صادقانه، و ارتباط صمیمی با مردم عادی دانست. گاردین در خصوص محبوبیت دکتر احمدی نژاد می نویسد: ”برخلاف دیدگاه دیپلمات های غربی که معتقد بودند دولت احمدی نژاد سه ماه بیشتر دوام نمی آورد، حمایت های مردمی از وی سیر فزاینده ای دارد." در گزارش مذکور همچنین اعاده ی حیثیت ایران مخصوصا در امر هسته ای (پس از عقب نشینی های خفت آور دولت هشتم که به جسور شدن دشمن انجامید) یکی از علل اصلی اقبال مردم به دولت نهم عنوان شده است.گاردین همچنین محبوبیت دکتر احمدی نژاد بین ملل مسلمان و کشورهای آسیب خورده از استکبار و استعمار امریکا را فراتر از حد انتظار دانست.

البته العربیه و برخی دیگر از سایت ها در تحلیل هایی محبوبیت احمدی نژاد را به زیان وی دانسته و نوشتند: محبوبیت احمدی نژاد برخی اطرافیان وی را به طمع انداخت تا با سوء استفاده از اقبال مردم به وی، خود را منتسب به او عنوان کرده و اهداف خود را پیش ببرند.

سیاست خارجی

اگرچه غرب به سرکردگی امریکا تمام سعی خود را در منزوی کردن و منزوی نشان دادن ایران به خرج میداد اما سیاست خارجی ایران در فاصله ی سالهای 2005 تا 2013 نشان داد که برخلاف ادعای رسانه های معاند، ایران نه تنها منزوی نبود بلکه طرح جدیدی در مواجهه با استکبار را به ملل مظلوم جهان نشان داد. مایک وارنار، استاد دانشگاه و نویسنده ی هلندی کتاب سیاست خارجی ایران در زمان احمدی نژادمی نویسد: ”ایران در فاصله ی سالهای 2005 تا 2013 تلاش نمود با رد هژمونی امریکا و سلطه ی این کشور بر جهان، خود را جایگزین آینده ی آن نشان دهد. ایران توانست با برقراری ارتباط با کشورهای مختلف، جاگزین های دیگری برای جبران قطع ارتباط های اجباری پیدا کند."

در برخی صفحه های مجازی معتبر مخصوص ذخیره ی اطلاعات درباره ی سیاست خارجی دولت های نهم و دهم مواردی ذکر شده که به خوبی نشان از موفقیت سیاست خارجی نظام اسلامی در آن دوران است. Facts On File می نویسد: ”احمدی نژاد اولین و تنها رئیس جمهوری بود که با نامه نوشتن به رئیس جمهور وقت امریکا، سیاست های وی نه تنها در قبال عراق و اسرائیل که حتی درخصوص رویکرد داخلی او را مورد مواخذه قرار داد. اگرچه غرب تلاش می کرد ایران را منزوی کند اما احمدی نژاد توانست روابط خوبی را با کشورهایی نظیر اندونزی، هند، مالزی، ونزوئلا و پاکستان برقرار کند."

انرژی هسته ای

موسسه ی بروکینگز که مسئول رصد تحولات ایران در تمام حوزه ها است در گزارشی در رابطه با علل موفقیت دولت نهم می نویسد: ”ضعیف عمل کردن دولت خاتمی در رابطه با موضوع هسته ای، و ورود قدرتمند احمدی نژاد به این موضوع، برگ برنده ی وی محسوب می شود."

مسکن مهر

گاردین در گزارشی که در ابتدای سال میلادی جاری در خصوص تحولات اقتصادی ایران منتشر نمود، به بررسی اجمالی طرح مسکن مهر دولت دکتر احمدی نژاد پرداخت. گاردین در این باره نوشت: ”اگرچه ایده ی خانه دار کردن افراد فقیر و یا حتی افرادی که فقیر نیستند ولی نمی توانند خانه بخرند طرح قابل ستایش است اما دکتر روحانی در گزارش صد روز ی خود اعلام کرد قریب به 40% از تورم در ایران ناشی از طرح مسکن مهر است." در ادامه ی مطلب مذکور آمده است در شرایط اقتصادی ناشی از تحریم ها که ایران با آن دسته و پنجه نرم می کرد، میلیاردها دلار هزینه ی ساختن 17 شهر جدید و 1.5 میلیون خانه ی مسکونی گردید که به بانک ها خصوصا بانک مسکن فشار زیادی را وارد نمود.

البته گاردین نتیجه اسکان دادن مردم در مناسق جدید راافت میزان اشتغال دانست و مدعی شد بین سالهای 2005 تا 2012 فقط 68 هزار فرصت شغلی ایجاد شده است.

اقتصاد

در میانه ی سال 2013 میلادی، سایت خبری فوربز در گزارشی درخصوص وضعیت اقتصادی ایران در سالهای خدمت رسانی دکار احمدی نژاد، اقتصاد ایران را در سالهای آخر دولت نهم در وضعیتی ”نگران کننده" عنوان نمود و نوشت: ”تحریم ها باعث شدند در اواخر عمر دولت دکتر احمدی نژاد، هر ماه به طور متوسط 1.5 میلیارد دلار امریکا از درآمدهای ایران در بانک های خارجی متوقف گردد که ضربه ی ناگواری بر اقتصاد ایران محسوب می شود!"

اقدامات شجاعانه داخلی و بین المللی

برخی از شجاعانه ترین اقدامات احمدی نژاد که در رسانه های خارجی نظیر گاردین (که از حیث صحت خبر و بی طرفی، به نوعی معتبرترین آنها محسوب میشود) منتشر شدند به شرح زیر می باشند: احمدی نژاد ریسک سهیه بندی بنزین را پذیرفت+. احمدی نژاد با وجود مشکلات اقتصادی، تحدید نسل در ایران را به چالش کشید+. مصاحبه با گزارشگران خبره ی خبرگزاری های مطرح دنیا بدون واهمه از انعکاس دیدگاه های وی، سخنرانی در دانشگاه کلمبیا، زنده کردن شعار امام خمینی درخصوص اسرائیل (اسرائیل باید از صفحه ی روزگار محو شود)، به چالش کشیدن افسانه هولوکاست، برقراری ارتباط های تنگاتنگ با مخالفین نظام استکباری امریکا مخصوصا در امریکای جنوبی و ... از دیگر مواردی است که در زمان خود به شدت در رسانه های بین المللی دنبال میشد.

حمایت از نهاد های مذهبی

زمانی که دکتر احمدی نژاد برای اولین بار در سخنان خود از مداحان اهل بیت علیم السلام تقدیر و حمایت نمود هیچکس تصور نمی کرد توجه رسانه ها به این اقدام ایشان نیز جلب شود. اما تحلیل های مفصل نهادها و اشخاصی که ریز فعالیت های دکتر را تحت نظر داشتند نشان میدهد وجهه ی مذهبی احمدی نژاد از چشم تیزبین آنالیزورهای عرصه ی سیاست بین الملل دور نمانده است. این مطلب باز هم نشان می دهد ترس و واهمه ی اصلی مخالفین خارجی وی، زنده کردن بیش از پیش ارزشهای مذهبی و انقلابی بود +.





نوشته شده در تاریخ شنبه 22 شهریور 1393 توسط امیرپویان

 





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 شهریور 1393 توسط امیرپویان

دکتر محمود احمدی‌نژاد در پیامی به حجت‌الاسلام والمسلمین مصلحی وزیر سابق اطلاعات درگذشت پدر وی را تسلیت گفت.

به گزارش ایلنا، متن این پیام به شرح زیر است:

بسم‌الله‌الرحمن الرحیم

انالله و اناالیه راجعون

جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای مصلحی درگذشت پدر گرامیتان را صمیمانه تسلیت عرض می‌نمایم.

از خداوندمنان برای آن مرحوم غفران الهی، برای بازماندگان صبر و اجر و برای جنابعالی توفیق خدمت بیشتر مسألت دارم.

خادم ملت ایران

محمود احمدی‌نژاد





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 شهریور 1393 توسط امیرپویان
حضرت امام خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (پنجشنبه) در دیدار نمایندگان مجلس خبرگان، با ارائه تحلیلی جامع از شرایط جهان، منطقه و کشور و نشانه های شکل گیری «نظم جدید» در دنیا، به تبیین علل اصلی متزلزل شدن پایه های «فکری و عملی» تسلط غرب و نظم کنونی جهان پرداختند و تأکید کردند: در این برهه حساس مهمترین وظیفه، افزایش اقتدار کشور برای تأثیرگذاری و نقش آفرینی در فرایند شکل گیری نظم جدید جهانی است که این افزایش اقتدار مبتنی بر سه پایه اصلی «علم و فناوری»، «اقتصاد» و «فرهنگ» است.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین خاطرنشان کردند: وحدت و همدلی نیاز اساسی کشور است و وظیفه همه، حمایت از دولت و دستگاه‌های اجرایی است.



حضرت امام خامنه‌ای در ابتدای این دیدار با تجلیل از شخصیت بسیار ارزنده آیت‌الله مهدوی‌کنی رئیس مجلس خبرگان، برای شفای عاجل ایشان دعا و ضمن گرامیداشت یادِ نمایندگانی که در ماه‌های اخیر به رحمت حق رفته‌اند، همگان را به بهره‌گیری از برکات ماه ذی‌القعده به عنوان ماه توبه و بازگشت به خداوند متعال توصیه کردند.

رهبر انقلاب اسلامی سپس به بیان تحلیل کلان از شرایط کنونی جهان، منطقه و کشور پرداختند و گفتند: تحولات کنونی حاکی از تغییر نظم جهانی 70 ساله پایه‌گذاری شده بوسیله غربی‌ها اعم از اروپا و امریکا و شکل‌گیری نظمی جدید است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به 2 پایه «فکری و ارزشی» و «نظامی و سیاسی» نظم مستقر در جهان در هفتاد سال گذشته اشاره کردند و افزودند: تحولات سال‌های اخیر جهان و منطقه، آشکارا نشان می‌دهد که هر دو پایه اقتدار غرب دچار چالش و تزلزل جدی شده‌اند.

ایشان به پایه «فکری و ارزشی» نظام غرب اشاره کردند و گفتند: غربی‌ها در طول سال‌های متمادی با طرح شعارهای جذاب و فریبنده ای همچون «آزادی»، «دموکراسی»، «حقوق بشر» و «دفاع از انسان‌ها»، تلاش کردند تا برتری ارزشی نظام خود را بر سایر مناطق جهان و ادیان مختلف به ویژه دین اسلام تثبیت کنند که متأسفانه در دنیای اسلام برخی افراد و شخصیت‌ها و دولت‌ها تحت تأثیر این شعارها، معتقد به برتری ارزش‌های مورد ادعای غرب شدند و این تفکر همچنان طرفدارانی دارد.

ولی امر مسلمین درخصوص پایه «سیاسی و نظامی» تمدن غرب نیز خاطرنشان کردند: اگر ملت‌ها، دولت‌ها و یا جریان‌هایی تحت تأثیر نظام ارزشی مورد ادعای غرب قرار نمی‌گرفتند و در مقابل آن ایستادگی می‌کردند، با آنها از طریق فشار سیاسی و نظامی برخورد می‌شد که موارد متعددی از این فشارها در کشورهای مختلف از جمله ایران وجود داشته است.



حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: نظام غرب با استفاده از دستگاه‌های تبلیغاتی که روز به روز توسعه می‌یافتند و مدرن تر نیز می‌شدند، این دو پایه اصلی را به رخ ملت‌ها می‌کشید و تلاش می‌کرد تا صاحبان فکر و روشنفکران و ملت‌ها را اقناع کند که نظام ارزشی غرب، برترین نظام در دنیاست.

ایشان با اشاره به تزلزل جدی هر دو پایه نظم جهانی غرب در شرایط کنونی، به بیان عوامل به چالش کشیده شدن مبانی «فکری و ارزشی» و یا همان سلطه معنوی غرب پرداختند و گفتند: بحران اخلاقی رو به افزایش در غرب همچون رواج پوچی و بیهودگی و ناامنی روحی بخصوص در میان جوانان، متزلزل شدن بنیان خانواده، جهت‌گیری غلط درخصوص موضوع «زن» و زیر سؤال رفتن جدی جریانِ فمینیست، و ارزش شدن منکراتی همچون همجنس‌گرایی و ضد ارزش شدن مخالفت با منکرات، اولین عامل به چالش کشیده شدن مبانی «فکری و ارزشی» نظام غرب است.

رهبر انقلاب اسلامی، گرایش روز افزون به مذهب به ویژه اسلام و توجه به قرآن را در غرب، دومین عامل برشمردند و با اشاره به بروز تعارض‌های عملی در شعارهای مورد ادعای غربی‌ها، افزودند: غرب که دائماً دم از آزادی و حقوق بشر و دموکراسی می‌زد، در عمل این شعارها را نقض کرد بگونه‌ای که امروز طرح این شعارها از جانب غرب به یک امر مستهجن تبدیل شده است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به آمار تعجب‌برانگیز حمایت غرب از کودتاها بر ضد دولت‌های مستقل خاطرنشان کردند: براساس برخی گزارش‌ها، آمریکا، از بعد از جنگ جهانی دوم، برای سرنگونی 50 دولت اقدام و با ده‌ها جریان مقاومت مردمی مخالفت کرده است.

ایشان، استفاده امریکا از بمب اتم و کشتار 200 هزار نفر در ژاپن، برپایی زندان‌های گوانتانامو، ابوغریب و ده‌ها زندان مخفی در اروپا را نمونه‌های دیگری از تعارض میان شعارهای فریبنده غربی‌ها و عمل آنها دانستند و گفتند: استفاده از زور و خشونت و سرکوب از جمله تحریم در مقابل ملت‌ها و دولت‌های مخالف سلطه، استفاده از ترور و راه انداختن جریان‌های تروریستی و لشکرکشی‌های نظامی بویژه حمله به عراق و افغانستان و حملات مکرر به پاکستان، چهارمین عامل تزلزل مبانی «فکری و ارزشی» نظام غرب است.

مقام عظمای ولایت  پنجمین و آخرین عامل به چالش کشیده شدن ارزش‌ها و شعارهای مورد ادعای غربی‌ها را جریان‌سازی‌هایی همچون «القاعده و داعش» دانستند و افزودند: اگر چه غربی‌ها و بویژه آمریکایی‌ها ادعا می‌کنند که این جریان‌ها به آنها ارتباطی ندارند اما براساس شواهد مختلف، تردیدی وجود ندارد که این جریان‌ها به دست قدرت‌های غربی و عوامل منطقه‌ای آنها ساخته شده‌اند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: این عوامل، نظام ارزشی غربی‌ها را که مدعی برتری آن نیز هستند، به شدت به چالش کشیده است و دیگر کسی شعار طرفداری از حقوق‌بشر و دموکراسی و آزادی را از آنها نمی‌پذیرد.

ایشان سپس به بیان عوامل به چالش کشیده شدن پایه «اقتدار نظامی و سیاسی» غرب پرداختند و گفتند: مهمترین عامل در تزلزل این اقتدار، برپایی یک نظام مبتنی بر تفکرات اسلامی و حرکت انقلابی در ایران، به عنوان یکی از مناطق بشدت تحت نفوذ آمریکا، بود که این نظام در مقابل حملات گوناگون و متنوع سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی غرب، نه تنها از بین نرفت بلکه اکنون مقتدرتر نیز شده است.



معظم له، نظام جمهوری اسلامی را یک نظام مقتدر و در عین حال مظلوم خواندند و افزودند: ایستادگی هشت ساله ملت ایران در دفاع مقدس، موضوع کوچکی نیست زیرا نشان داد که توانایی‌های نظامی و امنیتی قدرت‌های مسلط، قادر نیستند از ایستادگی یک ملت بکاهند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حوادث منطقه از جمله جنگ 33 روزه لبنان، جنگ‌های 22 روزه و هشت روزه غزه و جنگ اخیر 50 روزه در غزه را از مسائل تأثیرگذار در تزلزل اقتدار نظامی و سیاسی غرب دانستند و تأکید کردند: جنگ اخیر در غزه نمونه‌ای معجزه‌آساست زیرا ایستادگی مردم در یک منطقه کوچک و محدود، موجب شد تا رژیم صهیونیستی که نماد قدرت غرب در منطقه است به زانو در بیاید و مردم غزه با وجود اصرار رژیم صهیونیستی برای پذیرش آتش بس ، آن را تا برآورده شدن شروط خود نپذیرفتند.

ایشان با اشاره به دیدگاه برخی افراد صاحب نفوذ در غرب مبنی بر اینکه گزینه نظامی، دیگر گزینه معتبر و با صرفه‌ای برای غربی‌ها نیست افزودند: معنی این سخن، این است که توانایی‌های نظامی و امنیتی غرب، کاملاً به چالش کشیده شده است.

رهبر انقلاب اسلامی بعد از بیان عوامل تزلزل جدی مبانی اقتدار سلطه غرب گفتند: همه این عوامل و دلایل نشانگر آن است که نظام فعلی جهانی قابل استمرار نیست و نظم جدیدی در حال شکل‌گیری است اما سؤال اصلی این است که وظیفه ما در این برهه حساس چیست؟

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به این سؤال دو نکته را متذکر شدند. نکته اول: واقعیات جهان و منطقه را به درستی درک و از تحلیل غلط و واژگونه پرهیز کنیم.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: برخی افراد در منطقه و حتی کشور معتقدند که «ما در مقابل غرب یک راه بیشتر نداریم و آن هم تسلیم است! اگر با رضایت و خواست خود تسلیم نشویم، آنها ما را با فشار تحریم سیاسی و اقتصادی و زور نظامی وادار به تسلیم خواهند کرد».

ایشان تأکید کردند: این تحلیل، غلط و خطرناک است، زیرا واقعیات جهان و منطقه نشانگر تزلزل جدی مبانی اقتدار غرب است، بنابراین باید واقعیات را به درستی درک کرد تا گرفتار تحلیل اشتباه نشویم.

دومین نکته‌ای که رهبر انقلاب اسلامی به عنوان وظیفه در شرایط کنونی متذکر شدند، آمادگی برای نقش‌آفرینی در نظم جدید جهانی، از طریق قوی‌تر کردن کشور بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای لازمه تقویت کشور را استفاده از همه ظرفیت‌های داخلی و خارجی دانستند و گفتند: طرفداران نظام جمهوری اسلامی در منطقه عمق راهبردی ما هستند ضمن آنکه در امریکای لاتین و قسمت‌های مهمی از آسیا نیز، عمق راهبردی داریم که باید از آنها به درستی استفاده شود.

ایشان «علم و فناوری»، «اقتصاد»، و «فرهنگ» را سه عنصر کلیدی برای افزایش اقتدار کشور بیان کردند و افزودند: دولت، مسئولان و متنفذین کشور باید در هر سه بخش فعال شوند و با کار پرتلاش و پیگیر، زمینه تقویت بیش از پیش کشور را فراهم کنند.

رهبر انقلاب اسلامی، موضوع جمعیت و افزایش نسل جوان را نیز یکی از عوامل بسیار مهم در اقتدار ملی دانستند و درخصوص مقوله «فرهنگ» خاطرنشان کردند: در میان سه عنصر کلیدی برای افزایش اقتدار کشور، «فرهنگ» از همه مهمتر است زیرا با باورها و عقاید مردم مرتبط است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به سرمایه‌گذاری گسترده رسانه‌های غرب برای تأثیرگذاری بر باورها و عقاید مردم، گفتند: پادزهر این موضوع، تهیه طرح‌های تبینی و اقناعی در مورد باورهاست که در این زمینه نقش علما، گویندگان، سازمان‌های فرهنگی و تبلیغاتی و رسانه‌ها بویژه صدا و سیما در تعمیق باورها و عقاید دینی مردم بسیار مهم است.

ایشان در این خصوص، ارتباط علما با آحاد مردم را یک عامل بی‌بدیل دانستند و در مورد اهمیت وحدت و همدلی در شرایط کنونی، افزودند: اگرچه در مسائل سیاسی اختلاف سلیقه وجود دارد اما این موضوع نباید وحدت و همدلی کشور را از بین ببرد.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم حمایت همه جانبه از مسئولان خاطرنشان کردند: به لطف خداوند همه مسئولان در دولت، قوه قضاییه و سایر دستگاه‌ها در حال کار و تلاش هستند و دولت محترم نیز در این یک سال کارهای زیادی انجام داده و توفیقات فراوانی داشته است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر سختی کارهای اجرایی و اداره کشور گفتند: حمایت از دولت و دستگاه‌های اجرایی وظیفه همه است.

ایشان افزودند: البته این، به معنای انتقاد نکردن و مطرح نشدن نقاط ضعف برنامه‌ها و سیاست‌های اجرایی نیست اما این انتقادها نباید بصورت تخریب باشد.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان تأکید کردند: همانگونه که بارها گفته‌ام، افق آینده بسیار روشن است و آینده کشور از همه جهات بهتر خواهد بود.

در ابتدای این دیدار آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی نایب رئیس اول مجلس خبرگان رهبری با اشاره به اقتدار روز افزون نظام اسلامی، پیروزی‌های مقاومت اسلامی در فلسطین، عراق، سوریه و لبنان را از برکات نظام جمهوری اسلامی دانست و گفت: امام‌خمینی (ره) تنها بنیانگذار جمهوری اسلامی در یک کشور نبود بلکه منشأ تحولی عظیم در جهان اسلام شد.

نایب رئیس مجلس خبرگان با اشاره به اقدامات دشمنان برای تخریب و انحراف حرکت‌های اسلامی خواستار برنامه‌ریزی دقیق جهت غلبه بر ترفندهای دشمنان شد.

همچنین آیت‌الله یزدی نایب رئیس دوم مجلس خبرگان، گزارشی از نشست 2 روزه مجلس خبرگان ارائه کرد.

آیت‌الله یزدی مسئله فرهنگ و ضرورت توجه بیشتر به اوضاع فرهنگی کشور، لزوم توقف سیاست‌های جمعیتی گذشته، توجه دولت به رشد اقتصادی و ضرورت خروج کشور از رکود و تأکید بر تحقق اقتصاد مقاومتی را از مهمترین محورهای مباحث و نطق‌های اعضای مجلس خبرگان در اجلاس اخیر بیان کرد.




نوشته شده در تاریخ جمعه 14 شهریور 1393 توسط امیرپویان
برای کشور ما دیپلماسی سنتی در دوران قاجار و پهلوی متداول و عادت شده است. اساس آن این بوده که باید قدرت‌های جهانی را شناسایی کنیم و سعی کنیم قوی‌ترین و مطمئن‌ترین آنها را انتخاب و با سیاست «اعتمادسازی» یعنی جلب اعتماد آن قدرت از طریق برآورده کردن خواست‌های او، به آن کشور و اردوگاهش بپیوندیم تا امنیت و پیشرفت کشورمان حاصل شود. در ابتدا قدرت‌های جهانی (کدخداها) در جهان متنوع و متعدد بودند؛ انگلیس، روسیه، آلمان، فرانسه، ایتالیا، پرتغال، اسپانیا و… لذا مشکل اصلی سیاستمداران سنتی، شناسایی کدخدای بهتر و قوی‌تر و مطمئن‌تر بود و کشمکش‌ها بین سیاستمداران در کشور، چالش بین طرفداران انگلیس و روس و… بود و عملاً سیاستمداران با نوع سمپاتی به یکی از قدرت‌ها (کدخداها) شناسایی می‌شدند. مثلاً رضاشاه با نزدیکی به انگلیس، توانست روی کار بیاید ولی بعدها با این اشتباه محاسبه که آلمان کدخدای برتر خواهد بود، کدخدا عوض کرد و ساقط شد…
بعد از جنگ دوم جهانی کدخداهای بزرگ‌تر در جهان سر برآوردند و به عنوان ۲ ابرقدرت آمریکا و شوروی (غرب و شرق)، انتخاب را محدودتر کردند. ملت ایران که انواع کدخداها را طی بیش از یک سده تجربه و آزمایش کرده بود و جز عقب‌ماندگی و استبداد، نتیجه‌ای ندیده بود، در سال ۱۳۵۷ با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» و «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» انقلاب کرد و راه پیشرفت و آزادی را در عدم تکیه به هیچ کدخدایی در جهان دید و تکیه بر توانایی‌های ملی براساس فرهنگ اسلامی را انتخاب کرد. چالش اصلی ایران در زمینه سیاست خارجی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، چالش بین دو رویکرد یعنی دیپلماسی سنتی قجری ـ پهلوی (متغیر وابسته) و دیپلماسی مستقل اسلامی ـ انقلابی (متغیر مستقل) بوده است. مدل دیپلماسی سنتی قجری چون سال‌ها در ایران اجرا شده، لذا اساساً هرگاه کشور به دیپلماسی رویکرد عمده پیدا کرده عملاً معادل دیپلماسی سنتی قجری تلقی شده و لذا رویکرد به مذاکره و دیپلماسی عمدتاً معادل سازشکاری و وابستگی به یکی از قدرت‌ها تلقی شده است. از طرف دیگر تجربه و الگو و مانیفستی برای یک سیاست مستقل اسلامی ـ انقلابی وجود نداشته و هرگونه تحرکات رادیکالی و ستیزه‌جویانه و جنگ‌طلبانه و مذاکره‌ستیزی و تعامل‌ستیزی عمدتاً به عنوان نمادهایی از رویکرد سیاست خارجی مستقل اسلامی ـ انقلابی قلمداد شده است. در واقع گفتمان عمده کشور بین افراط و تفریط دست به دست شده و گفتمان اصلی سیاست مستقل اسلامی ـ انقلابی در کشور که نه این است و نه آن و سازوکار و روش‌های علمی و حرفه‌ای خاص خود را دارد، مهجور مانده است. آلترناتیو رادیکالیسم کور و نادیده گرفتن مناسبات بین‌المللی، مذاکره و وادادگی و تسلیم مناسبات بین‌المللی شدن یا بالعکس شده است. برای همین، امروز در کشورمان همین که می‌خواهیم صحبت از اشتباهات و نقاط ضعف مذاکرات کنیم بلافاصله از سوی یک جناح متهم به ستیزه‌جویی و جنگ‌طلبی می‌شویم یا وقتی صحبت از لزوم مذاکره و تعامل می‌کنیم از سوی گروه دیگر متهم به سازشکاری و وطن‌فروشی می‌شویم. البته ما بعد از انقلاب موارد متعددی از اجرا براساس سیاست مستقل اسلامی ـ انقلابی داشته‌ایم اما چون مدلی نو و بدیع بوده، مجالی برای تئوریزه کردن و تفکیک و مرزبندی با دو رویکرد عمده و معروف نداشته است. در کشور نگاه عموم به وزارت امور خارجه با نگاه مذاکره با رویکرد سازشکاری و وادادگی همراه است و مثلا دیپلماسی نهضتی از وزارت امور خارجه به دور است. در حالی که مدل دیپلماسی مستقل انقلاب اسلامی اهرم‌سازی (اهرم‌های نهضتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی) و تعامل حرفه‌ای دیپلماسی  با به‌کارگیری اهرم‌ها و با هدف برقراری توازن و تعادل و امنیت در صحنه بین‌المللی و در جهت تأمین منافع ملی و استقلال کشور است.
ناصر نوبری

ناصر نوبری

فرمودید نوشته‌هایتان را مطالعه کنیم، بنده تمام آنچه به نام جنابعالی تاکنون منتشر شده را مطالعه کرده‌ام، به نظر بنده عصاره دیدگاه جنابعالی براساس تئوری پیوستگی امنیتی جهانی، خواه‌ناخواه در نهایت معطوف به دیپلماسی سنتی قجری منتها با تعاریف و مختصات امروز جهان می‌شود. جنابعالی بعد از شکست ۱۰ سال پیشتان، غیرمتعهدها را دوچرخه و اروپا را پیکان و آمریکا را بنز نامیدید و علت شکست را محدودیت در انتخاب مرکب و استفاده از پیکان دانستید. در واقع این همان نگاه دیپلماسی سنتی به جهان و انتخاب کدخداست که می‌فرمایید چون به کدخدای اصلی نتوانستید بپیوندید (بر مرکبش سوار نشدید) شکست خوردید. یعنی در رویکرد به کدخدا اشتباه کردید و کدخدای اصلی را نادیده گرفتید. چگونه جنابعالی و قوی‌ترین دیپلمات‌ها این موضوع ساده را که شاه ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ یعنی ۵۰ سال قبل از آن متوجه شده بود که دیگر فروغ کدخداهای اروپایی و انگلیسی افول کرده و دیگر روی آنها نمی‌توان حساب کرد و کدخدای اصلی و تعیین‌کننده آمریکاست لذا از انگلیس به سوی آمریکا شیفت کرد، در سال ۸۲ متوجه نبودید و خواستید با تکیه بر اروپا و انگلیس، آمریکا را دور بزنید! حتی نوشته‌اید که با اروپا مساله را داشتید حل می‌کردید ولی آمریکا کارشکنی کرد! این واقعاً تساهل نیست که بعد از فروپاشی اردوگاه شوروی و در اوج یکه‌تازی و ابرقدرتی آمریکا، شما فکر کردید با کمک انگلیس و آلمان و فرانسه می‌توانید آمریکا را دور بزنید! و کشور را چند سال معطل این سیاست پرهزینه کردید! سیاست «اعتمادسازی» با اروپا یعنی هرچه کدخدای اروپایی گفت انجام دادیم و غرب را دچار زیاده‌خواهی کردیم. در واقع شما از مجموعه اردوگاه آمریکا و غرب فریب خوردید و اردوگاه غرب که مهارت در بازی پلیس خوب و پلیس بد دارد، این بار نقش پلیس بد را به آمریکا داد و در نهایت دیپلماسی شما شکست خورد، تنش بالا گرفت و آن سیاست اشتباه باعث شد یک گلوله برف ابتدایی آنقدر بچرخد که امروز به صورت یک بهمن بزرگ بر سر ملت ایران درآمده است. ممکن است بفرمایید ما ناچار از پیکان‌سواری بودیم و امکان بنزسواری نداشتیم اما این عذری بدتر است، زیرا معنایش این است که با آگاهی از شکست این استراتژی اما در کشور به‌عنوان راه‌حل اتخاذ شد.
امروز دوباره این استراتژی اعتمادسازی (کدخداگرایی) با خود کدخدای اصلی صورت گرفته است و دیگر آمریکا نادیده گرفته نشده که کارشکنی کند اما امروز در روابط بین‌الملل دیگر مدل دیپلماسی اعتمادسازی قجری‌ـ پهلوی کهنه شده و کارآمد نیست. این را پادشاه مرتجع عربستان نیز فهمیده و مدت‌هاست از لاک محافظه‌کاری بیرون آمده  و وارد کارزار  شده، اهرم‌سازی می‌کند و گروه‌های تکفیری و سلفی طالبانی راه انداخته است. او فهمیده اگر به صرف استراتژی سنتی اعتمادسازی تکیه کند، کلاهش پس معرکه است و وقتی کدخدا لازم بداند مانند حسنی مبارک به قفس می‌اندازدش! او می‌بیند هرچه نخست‌وزیر اوکراین فریاد می‌کشد که من محصول اعتمادسازی اوکراین با آمریکا و غرب هستم، کسی حق ندارد کریمه را جدا کند چون من دوست کدخدای بزرگ هستم! فایده‌ای ندارد. وقتی وی توازن و تعادل براساس اهرم‌ها را نادیده می‌گیرد و فقط تکیه‌اش بر اعتمادسازی با کدخداست در دنیای امروز فریادش مانند فریاد کسی می‌شود که به قطار رفته می‌گوید حق ندارد برود چون بلیتش در دست من است! اگر در این سال‌ها نظام به این نوع دیپلماسی بسنده کرده بود و دور از دستگاه مربوط به دیپلماسی نهضتی و اهرم‌سازی نپرداخته بود که الان کلاهمان پس معرکه بود. امروز آمریکایی‌ها و دیگر طرف‌های مقابل، چشم طمع به این امکانات ما دوخته‌اند و به‌دنبال آن هستند که اگر بتوانند راهی از کریدورهای ژنو و وین و نیویورک به آن سمت باز کنند.
بازی بی‌سابقه در تاریخ جهان: داور فقط برای یک‌طرف!
در هر بازی و رقابتی داوری تعیین می‌شود تا عملکرد ۲ طرف را براساس مقررات تعیین شده بسنجد، فول‌ها و تخلفات را اعلام کند، آیا هیچ بازی، رقابت یا معامله‌ای را در تاریخ جهان سراغ دارید که فقط برای یک‌طرف داور تعیین شود، مثلاً بازی فوتبالی را در نظر بگیرید که داور فقط برای کنترل و اعلام خطاهای یک‌طرف باشد و طرف مقابل آزاد باشد و هر کاری بکند! موافقتنامه ژنو معامله و قراردادی از این نوع استثنایی است. آژانس انرژی اتمی برای نظارت و راستی‌آزمایی عملکرد ما تعیین شده اما برای نظارت بر طرف مقابل هیچ مرجعی تعیین نشده است. بدتر آنکه در موافقتنامه ژنو، بدین منظور کمیته‌ای متشکل از گروه ۱+۵ و ایران به‌عنوان ناظر تعیین شده یعنی یک کمیته ۷ نفره که ۶ نفر آنها هستند و یک نفر ما! که این کار را بدتر می‌کند، یعنی داور ناظر بر عملکرد طرف مقابل درواقع خود طرف مقابل است، اگر این کمیته پیش‌بینی نمی‌شد، بهتر بود.
نتیجه این نوع معامله و موافقتنامه آن شد که مقام معظم رهبری در سخنان‌شان در جمع سفرا فرمودند در طول این مدت طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکرده و تحریم‌های جدید علیه ایران اعمال کرده است. تیم مذاکراتی که تاکنون سعی می‌کرد تحریم‌های جدید را توجیه کند و فقط خلاف روح موافقتنامه بداند اما این‌بار قبول کرد که هم خلاف روح و هم خلاف متن موافقتنامه است و در عین حال نیز اظهاراتش روشن کرد که به‌رغم نقض واضح موافقتنامه از سوی آمریکایی‌ها اما دست ایران به جایی بند نیست و کاری جز اعتراض در کمیسیون ۷نفره نمی‌تواند بکند. لطفاً به اظهارات آقای عراقچی در هفته گذشته توجه فرمایید: «اضافه شدن شرکت‌ها به تحریم‌ها را خلاف توافق ژنو و متن و روح توافق می‌دانیم. کمیسیون مشترک (ایران و ۱+۵) در طول ماه گذشته تشکیل جلسه داد و ما اعتراض خود را نسبت به این موضوع اعلام کرده و گفته‌ایم آنها را تحریم‌های جدید می‌دانیم»! آقای ظریف به سوال روزنامه «خراسان» مبنی بر اینکه آژانس مسؤول نظارت و راستی‌آزمایی اقدامات ما است، چه نهادی بر اقدامات بقیه طرف‌های مقابل بویژه آمریکا نظارت دارد؟ کتبا پاسخ دادند: «هیچ سازوکاری برای نظارت بر بقیه وجود ندارد.» قرار است موافقتنامه نهایی برای سال‌ها انعقاد شود و این یک‌طرفگی وضعیت وخیمی را در طول اجرا برای ایران به‌وجود خواهد آورد.
جناب آقای رئیس‌جمهور!
ملاحظه فرمودید که روز جمعه دوباره دولت آمریکا تحریم‌های جدید دیگری را علیه ایران وضع کرد و ۸ شخصیت و ۲۰ شرکت و مؤسسه مالی و ۶ نفتکش را به لیست تحریم‌ها اضافه کرد و باز، کاری از دست ما برنیامد. لطفاً برای اینکه این وضع اسفناک در درازمدت گریبانگیر ایران نشود دستور فرمایید تیم مذاکراتی درباره تعیین داور و مرجعی بی‌طرف جهت حل و فصل اختلافات ناشی از تفاسیر متفاوت برای موافقتنامه درازمدت، اقدام کنند. این وضعیت فعلی در موافقتنامه ژنو خلاف قانون اساسی بوده و حتماً در موافقتنامه درازمدت باید اصلاح شود. لطفاً به ماده ۵ فصل اول که  قانون مربوط به اجرای مواد ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی مصوب ۲/۳/۱۳۷۱ است توجه فرمایید: «در هر توافق حقوقی باید روش و مرجع حل و فصل اختلافات ناشی از تفسیر یا اجرای آن در متن توافق پیش‌بینی شود، به صورتی‌که در درجه اول، دادگاه‌ها و مراجع جمهوری اسلامی ایران و در صورت عدم رضایت طرف خارجی به ترتیب، یک مرجع حقوقی بین‌المللی یا مرجع تخصصی بین‌المللی یا مرجع خارجی رسمی عهده‌دار این امر شود.» بنده از همه حقوقدانان کشور دعوت می‌کنم با توجه به اهمیت فوق‌العاده این امر، موضوع را مورد توجه ویژه قرار دهند.
ضرورت مصوبه مجلس، تخلف از قانون اساسی!
فرمودید رئیس‌جمهور مجری قانون اساسی است، لطفا از وین آغاز کنید!
در ماده یک فصل اول همان قانون فوق‌الذکر تصریح شده که توافق حقوقی، توافقی است که به موجب آن دستگاه دولتی در مقابل دولتی خارجی ملتزم به امری شود. در بند ج ماده ۷ فصل دوم همین قانون تصریح می‌شود «در مورد توافق‌های چندجانبه بین‌المللی که تحت نظارت سازمان‌های بین‌المللی[مانند سازمان انرژی اتمی] منعقد می‌شود توافق حقوقی تشریفاتی محسوب می‌شود.» و تبصره ذیل همان ماده تصریح می‌کند توافق حقوقی تشریفاتی با هر نام و عنوانی باشد باید تشریفات تصویب در مجلس را طی کند. بنابراین براساس قانون اساسی، موافقتنامه ژنو مصوبه مجلس را لازم داشته و تاکنون خلاف قانون اساسی انجام شده است و اکنون موافقتنامه‌ای که بزودی در وین امضا خواهد شد باید قبل از پذیرش توسط دولت و قبل از اجرایی شدن، همه مفاد آن (نه فقط پروتکل الحاقی) در مجلس شورای اسلامی تصویب شود و در غیر این صورت غیرقانونی و خلاف قانون اساسی خواهد بود.

ناصر نوبری

ناصر نوبری

اثبات همه انتقادات هسته‌ای
۱- بالغ بر ۸ ماه پیش در تاریخ ۱۶ آذر ۹۲ طی نامه‌ای خطاب به جنابعالی نوشتم که با توجه به آنکه طبق موافقتنامه ژنو تمام اهرم‌ها و امکانات و امتیازات را تا مرز خطوط قرمزمان یعنی تا مرز غنی‌سازی صنعتی (حذف اورانیوم ۲۰درصد غنی شده، توقف روند تکمیل پروژه آب سنگین اراک و توقف تعداد سانتریفیوژها در ۱۹۰۰۰ و درجا زدن در همه برنامه‌های هسته‌ای اعم از فردو و برنامه تحقیقات فنی علمی و توسعه و…) در برابر ۷ میلیارد دلار دادید، در پایان دوره ۶ ماهه برای دوره گام نهایی چه خواهید داد تا بالغ بر صد میلیارد دلار و تحریم‌های اصلی نفتی و بانکی و تحریم‌های شورای امنیت را بردارند و تصریح کردیم که آنگاه مجبور خواهید شد از درون خط قرمزمان امتیاز بدهید. امروز به خاطر اینکه طرف‌های مقابل امتیاز از خطوط قرمزمان طلب می‌کنند، تیم مذاکره‌کننده نتوانست از خواست‌های آنها تمکین کند. آیا به همین دلیل نبود که امکان حصول توافق در مذاکرات وین حاصل نشد و مجبور به تمدید آن شدید. آن موقع گفتیم آنچه گرفتید در برابر آنچه دادید خیلی ناچیز است اما پاسخ داده شد نباید داده‌ها و گرفته‌ها مقایسه شود، هدف ما اعتمادسازی بود. در آستانه شکست دوره اعتمادسازی ۱۰سال پیش آقای ظریف به آقای البرادعی التماس کردند که اگر غرب به حداقل تعهداتش عمل نکند اعتبار وی و جناحش در ایران خدشه‌دار می‌شود اما غرب به این درخواست آقای ظریف توجه نکرد. این تجربه نشان داده بود سیاست اعتمادسازی یک‌طرفه در نهایت به التماس کاری منجر می‌شود اما شما و تیم‌تان دوباره این سیاست اشتباه و شکست خورده را تکرار کردید و حالا دوباره آقای ظریف به التماس افتاده و مرتب با ویدئو، مقاله و فیس‌بوک به غرب پیغام می‌دهد و التماس می‌کند و درخواست عزت از اجانب می‌کند.
۲- در نامه‌ام تأکید کردم قید و بندها در بند غنی‌سازی و کلمه کلی «رفع کامل نگرانی‌ها» در موافقتنامه ژنو دردسرساز خواهد شد و طرف مقابل را به زیاده‌خواهی خواهد انداخت و امروز مگر دلیل زیاده‌خواهی نشده و اختلاف بر سر ماهیت رآکتور آب سنگین نیست؟ مگر آنها امروز خواهان تعطیلی غنی‌سازی در سایت فردو و محدودیت در کل برنامه‌های غنی‌سازی ما نشده‌اند که مقام معظم رهبری از این درخواست به‌عنوان درخواست مسخره یاد کردند؟
۳- بنده تصریح کردم کلمه «شامل تحقیقات جاری» دردسرساز خواهد شد و آنها را زیاده‌خواه خواهد کرد به طوری که به دنبال محدود کردن برنامه‌های علمی، فنی و تحقیقاتی ما خواهند افتاد، آیا امروز یکی از مسائل اختلافی این نیست؟ آیا آنها امروز خواهان محدودیت در برنامه تحقیقاتی و علمی ما نیستند؟
بعد از ۸ ماه دوستان اعتراف می‌کنند
بنده در نامه‌ام در آذرماه سال گذشته تصریح کردم: «اینکه گفته می‌شود با امضای موافقتنامه ژنو توسط ۵ عضو دائم شورای امنیت عملاً پایه‌های قطعنامه‌های شورای امنیت شکسته شد قابل استفاده نیست و این ۵ عضو نظرشان رسماً مساوی با قطعنامه‌های شورای امنیت نیست و باید جلسه شورای امنیت در محل سازمان ملل با کلیه اعضای دائم و غیردائم مصوبه را حاصل نماید…». بعد از انتقادهای ما نسبت به ترکیب و توانایی تیم مذاکراتی بالاخره تصمیم به کمک گرفتن از مشاور حقوقی به میان آمد و اکنون مشاور محترم حقوقی در اظهاراتی در هفته گذشته فرمودند: «ایران و ۱+۵ نمی‌توانند به جای شورای امنیت تصمیم بگیرند زیرا شورای امنیت ارگان مستقلی است که خودش باید تصمیم بگیرد.» و آقای ظریف هم در پاسخ به این پرسش خبرنگار که: «با توجه به تجربه عدم اجرای تعهدات از سوی ۳ کشور اروپایی در تجربه گذشته، اینکه گفته می‌شود ۵ کشور عضو دائم تعهد می‌دهند که تحریم‌های شورای امنیت را لغو کنند تا چه حد قابل اعتماد است؟» گفتند: «تا قطعنامه شورای امنیت برای لغو تحریم‌ها صادر نشود توافق اجرایی نخواهد شد.» بنده در همان نامه تصریح کردم وجود عبارت «پرداختن به قطعنامه‌ها به منظور تأمین رضایت شورای امنیت» دردسرساز خواهد بود و آنها عملاً اجرای قطعنامه‌ها را با تکیه بر این جمله دنبال خواهند کرد. آن موقع آقای عراقچی گفتند: ما به جای کلمه «اجرا» کلمه «پرداختن» را آوردیم و این پیروزی بزرگی است. اما هفته گذشته خود ایشان گفتند آمریکایی‌ها با استناد به همین کلمه در موافقتنامه ژنو قطعنامه ۱۹۲۹ که محدودیت‌های توان موشکی ایران را ذکر کرده به میان کشیده‌اند و از آن طریق مساله دفاعی موشکی ما را وارد مذاکرات کرده‌اند. به همین دلیل هفته گذشته جنابعالی در دیدار با آقای آمانو تصریح فرمودید مساله دفاعی قابل مذاکره نیست و متعاقب آن وزیر محترم دفاع نیز مصاحبه کرده و بر همین اساس هشدار دادند. ملاحظه می‌فرمایید تمام نکاتی را که بنده به عنوان نقاط ضعف موافقتنامه ژنو، ۸ ماه پیش تأکید کردم همگی بلااستثنا امروز مساله‌ساز و مشکل‌آفرین شده‌اند. حالا قضاوت بفرمایید که آیا بنده و امسال بنده که اشکالات حقوقی و فنی را برای پیشگیری در همان ابتدا به استحضار رساندیم مستحق تقدیر و پاداشیم یا این همه سرزنش و ناسزا؟!
استراتژی آمریکا: اجرای قطعنامه‌ها بدون لغو فوری تحریم‌ها!
دعوا از آنجا آغاز شد که پرونده ما از شورای حکام به شورای امنیت رفت و شورای امنیت هم تاکنون ۶  قطعنامه صادر و تأکید کرده در صورت عدم تمکین ایران از اجرای قطعنامه‌ها، ایران مورد تحریم قرار می‌گیرد. تاکنون ایران قطعنامه‌ها را نپذیرفته و آنها را غیرقانونی خوانده و از اجرای آنها امتناع کرده است. در صورتی که ایران قطعنامه‌ها را بپذیرد و حاضر به اجرای آنها شود، تحریم‌ها فوراً لغو می‌شود. حیله‌ای که آمریکا و طرف‌های مقابل به‌کار برده‌اند آن است که براساس موافقتنامه ژنو و تنظیم موافقتنامه درازمدت جدید در وین کاری می‌کنند که عملاً اجرای مفاد قطعنامه‌ها را با توجیهات و طرق گوناگون به خورد ایران بدهند اما اسم آن را «اجرای قطعنامه‌ها» نمی‌گذارند و تحت عنوان «پرداختن به قطعنامه‌ها» این عملیات را انجام می‌دهند تا از لغو فوری تحریم‌ها طفره روند. اساس مفاد کلیه قطعنامه‌ها بر تعلیق غنی‌سازی و کنترل مراکز هسته‌ای ایران معطوف است و در یک مورد هم اعمال محدودیت‌هایی درباره موشک‌های بالستیک ایران مطرح شده است. در حال حاضر با توجه به توقفی که ایران توسط موافقتنامه ژنو در تمام برنامه‌های هسته‌ای خود ایجاد کرده و به‌علاوه محدودیت‌هایی که توسط موافقتنامه درازمدت وین می‌خواهند بر ایران اعمال کنند، عملاً ایران را وادار می‌کنند محتوای اصلی قطعنامه‌ها را قدم به قدم به اجرا بگذارد، طوری که اکنون به برنامه موشکی ایران که ذیل قطعنامه ۱۹۲۹ است نیز رسیده‌اند. همانطور که در این نامه تصریح کردم، تعلیق غنی‌سازی عملاً با چرخش تعداد محدودی از سانتریفیوژها که نیاز صنعت برق ما را تأمین نکند تفاوت اساسی ندارد، در حالی که آن نوع تعلیق می‌توانست حداکثر یکی‌ـ‌دو سال باشد و برای این نوع تعلیق صحبت از ۱۰ الی ۲۰ سال است و آن نوع، لغو فوری تحریم‌ها را همراه داشت و این نوع، آن را زماندار، طولانی‌مدت و مبهم کرده است. در این میان نکته مهم دیگر آن است که در روش کنونی حتی در بخش‌های بسیاری، موارد جدیدتر و بیشتر از مفاد قطعنامه‌ها بر ایران تحمیل و ایران را ملزم به اجرای آنها کرده‌اند.
سؤال اساسی: چرا مذاکرات اصلی حالا؟!
آقای ظریف هفته گذشته درباره سوال روزنامه «خراسان» درباره متن مورد توافق در وین کتباً پاسخ دادند: «متن توافق شده شامل هیچ یک از موارد اختلافی نیست و فقط شامل عباراتی است که باید در هر توافقی درج شود. هنوز هیچ موردی را توافق نکرده‌ایم گرچه در برخی موارد اختلاف کمتر و در برخی بیشتر است».
سوال اساسی این است که چرا مذاکرات روی مسائل اصلی مورد اختلاف از جمله برنامه غنی‌سازی، رآکتور آب سنگین اراک، سایت فردو، برنامه تحقیقات و توسعه، اجرای قطعنامه‌ها و چگونگی لغو تحریم‌ها و… همه و همه حالا صورت می‌گیرد؟
چرا این مذاکرات قبل از ایست دادن به کل برنامه هسته‌ای ایران و قبل از حذف اورانیوم ۲۰ درصد غنی شده و… صورت نگرفت. اکنون که ما را متوقف کرده‌اند و دستمان خالی شده تازه مذاکرات اصلی برای غنی‌سازی و لغو تحریم‌ها را انجام می‌دهید؟
غزه: «ایست به شرط رفع حصر و بدون خلع سلاح»
موافقتنامه ژنو: «ایست بدون رفع حصر همراه با خلع سلاح»
مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز عید فطر امسال فرمودند باید از مقاومت غزه درس عبرت بگیریم، کدام درس؟ به مقاومت و مردم غزه می‌گفتند آتش‌بس را بپذیرید تا محیطی آرام برای مذاکرات فراهم شود اما آنها زیر فشار شدیدترین و خونین‌ترین حملات و بمباران‌ها نپذیرفتند چون دیپلمات‌های آنها می‌دانستند بعد از آتش‌بس و «ایست» دیگر کسی به حرف آنها گوش نخواهد داد لذا دیپلمات‌هایشان تأکید کردند «ایست به شرط رفع حصر» و مردم را هم توجیه کردند که کشته شدن کودکان، زنان و مردان را تحمل کنند تا محاصره شکسته شود. حتی در ابتدا اسرائیل با وحشتی که از بمباران‌ها و موشکباران‌های وحشیانه ایجاد کرد شرط ایست و آتش‌بس را خلع سلاح مقاومت اعلام کرد اما آنها زیر بار نرفتند و بالاخره بعد از ۵۰ روز مقاومت، «ایست به شرط رفع حصر و بدون خلع سلاح»  را به دست آوردند. اما ما طبق موافقتنامه ژنو توسعه برنامه هسته‌ای خود را «ایست» دادیم و خلع سلاح (حذف اورانیوم ۲۰ درصدی) را پذیرفتیم، تازه! حالا با دست خالی مذاکرات برای رفع حصر و مسائل اصلی را انجام می‌دهیم، یعنی ما «ایست با خلع سلاح و بدون رفع حصر» را پذیرفتیم. وقتی می‌پرسیم چرا چنین کردند؟ دوستان می‌گویند برای اینکه بتوانیم در محیطی آرام مذاکرات بر سر مسائل اصلی را انجام دهیم! مگر محیط ما چقدر ناآرام بود؟ یعنی وضعیت اضطراری ما بدتر از وضعیت اضطراری غزه بود؟  حالا دیگر با دست خالی وارد مذاکرات بر سر مسائل اصلی شده‌ایم و هم برای تداوم برنامه هسته‌ای‌مان و هم برای رفع حصر، کار بسیار سخت و دشوار شده است!
چه باید کرد؟
فقط یک راه وجود دارد که هم ما را در میان مردم پیروز و هم در برابر اجانب برای استیفای حقوق مردم قدرتمند می‌گرداند و آن اینکه «مردم را محرم بدانیم و به مردم با صداقت رجوع کنیم و همه مسائل را با شفافیت کامل با مردم در میان بگذاریم، همیاری مردم و حل مسائل حاصل خواهد شد.»
مقام معظم رهبری همیشه تأکید فرموده‌اند آگاهی، نظارت و مطالبه‌گری مردم حلال همه مشکلات کشور است.
در پایان با ذکر دعای حضرت ابراهیم(ع) نامه‌ام را تمام می‌کنم: «واجعل لی لسان صدق فی الاخرین؛ خدایا برایم گفتاری عطا فرما که همیشه به صداقت شناخته شوم».
با تقدیم احترام
ناصر نوبری– ۷/۶/۱۳۹۳





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 شهریور 1393 توسط امیرپویان
بسمه تعالی
حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر روحانی ریاست محترم جمهوری
با سلام و احترام
«صَدیقُکَ مَن صَدقَکَ لا مَن صَدَّقََک»
«دوست واقعی کسی است که به صداقت و صراحت با شما سخن گوید نه آنکه شما را تایید و تصدیق نماید».
امام علی(ع)
«آقای بهشتی فکر می‌کنید که هستید؟ اگر از این در (شورای انقلاب) بیرون بروید مردم برای شما حتی تره هم خرد نمی‌کنند!»
این جمله رئیس روابط عمومی دبیرخانه شورای انقلاب در جلسه هفتگی با شهید بهشتی، رئیس شورای انقلاب یعنی کسی که بعد از رهبر انقلاب همه‌کاره کشور و عملاً رئیس ۳ قوه کشور بود، است.
نه ‌فقط تاریخ انقلاب اسلامی بلکه در کل تاریخ ایران، بهشتی تنها رئیس کشور ایران بوده که اعضای دفترش را قوی‌ترین منتقدانش تشکیل می‌دادند، حتی می‌توان ادعا کرد در کل تاریخ سیاسی جهان، آقای بهشتی تنها رئیس حکومت و رئیس حزب فراگیر بوده که در دفتر ریاست بر حکومت حتی یک عضو از حزب فراگیری که رئیسش بوده حضور نداشت. همواره حزبی‌ها پیگیر بودند یا اعضای دبیرخانه شورای انقلاب عضو حزب شوند یا دبیرخانه تحویل حزب جمهوری اسلامی شود اما آقای بهشتی به این خواست‌ها توجه نکردند.
یک‌وقت به ایشان گفتم در کشور این همه ناسزا به شما می‌گویند چرا حتی یکبار به آنها جواب نمی‌دهید، فرمودند: «دو روش وجود دارد؛ یکی پاسخگویی به افتراها و ناسزاها و دیگری سکوت تا در طول زمان خود مردم به حقیقت پی ببرند. من روش دوم را ترجیح می‌دهم.» به همین دلیل امام فرمودند ایشان شهید مظلومند. نه‌تنها با رهبران حزب کمونیست بلکه با منتقدان جوان و بی‌نام و نشانی مانند بابک زهرایی در تلویزیون با کرامت والایی برخورد کرده و به طور‌ زنده مناظره و بحث آزاد می‌کردند. حالا برخورد ایشان را مقایسه فرمایید با برخورد جنابعالی با منتقدان که نه‌تنها تاکنون خود با آنها گفت‌وگو نفرموده‌اید بلکه هیچ نماینده‌ای هم برای گفت‌وگو و توجه و پاسخ به دیدگاه منتقدان تعیین نفرمودید و با  سانسور کامل اجازه بحث آزاد در رسانه ملی در این باره نیز داده نشد و حتی نسبت به منتقدان انواع ناسزاهای ناروا مانند بزدل سیاسی، بی‌سواد، ترسو، دل لرزان، بیکار، معدودی که از جای خاص تغذیه می‌شوند، ناقص‌الخلقه و… عنوان شد. البته آن‌زمان به شهید بهشتی با آن ویژگی‌ها انحصارطلب اطلاق می‌شد اما امروز جنابعالی از طرفداران آزادی و دگراندیشی و پلورالیسم شناخته می‌شوید.
علت تندگویی علیه منتقدان چیست؟
البته بنده و امثال بنده وقتی پای منافع ملی کشورمان پیش می‌آید بزدلیم و می‌ترسیم و می‌لرزیم! اما بالاخره ما شهروندان این کشور به ریاست جنابعالی هستیم؛ به جای حواله به جهنم بفرمایید دوستان شیردلتان ما را توجیه کنند تا از ترس و لرز بیرون بیاییم. بنده بیش از ۸ ماه است پیشنهاد کرده‌ام یک یا دو یا هرچند نفر از دوستان شیردل بیایند و در رسانه ملی و در برابر پیشگاه ملت درباره موافقتنامه ژنو با هم بحث کنیم تا بزدلی و ترس و لرز بی‌مورد ما و شیردلی دوستان برای ملت آشکار شود اما تاکنون هیچیک از این شیردلان که قوی‌ترین دیپلمات‌های جهان هستند حاضر نشده‌اند با ما به بحث بنشینند و سانسور کامل در رسانه ملی حاکم شده است. ممکن است بفرمایید سطح آنها بالاست و دون‌شأن آنهاست که با امثال بنده که کارشناس ساده هستم به بحث بنشینند البته درست است که ما دون‌پایه و کارشناس ساده هستیم اما حالا اظهارات معدودی کم‌سواد دون‌پایه که نباید این همه دلواپسی، عصبانیت و دغدغه ایجاد کند که در مهم‌ترین اجلاس سطح عالی دیپلماتیک کشور آنچنان به این معدود  ترسوی لرزان بتازید!
مشاورتان، جناب آقای آشنا از آن اظهارات تندتان دفاع کرده و فرمودند آنها از عصبانیت نبوده بلکه صریح بوده است. اگر نظر جناب مشاور درست باشد آنگاه این نتیجه حاصل می‌شود که سناریوی ناسزاگویی و پرخاشگری از قبل توسط مشاوران کارشناسی شده و یک عصبیت فی‌البداهه نبوده است. در این‌صورت باید دید هدف این موج‌سازی جدید چیست؟ آن هم در شرایطی که این عده معدود منتقد، ساکت بودند و مدتی بود صحنه کشور در این باره کاملاً آرام شده بود. احتمالاً مشاورانتان این احتمال را داده‌اند که ممکن است از مذاکرات هسته‌ای چیز قابل توجهی به دست نیاید و لذا می‌خواهند پیشاپیش با بزرگنمایی، مخالفان قدرتمند فرضی بتراشند که کارشکنی می‌کنند و ناکامی‌ها را برگردن آنها بیندازند یا ممکن است هدفشان این باشد که فضای سیاسی کشور را آنقدر پر از گردوغبار کنند که مردم متوجه نشوند چه دادند و چه به دست آوردند و در پرتو غوغاسازی‌ها و حاشیه‌سازی‌ها، حقیقت اصلی پنهان بماند. اگر قرار باشد ظرف دوـ سه ماه آینده مذاکره‌کنندگان با دست پر بیایند دیگر نیازی به اینگونه غوغاسازی و ناسزاگویی‌ها نیست، آن موقع با افتخار دستاوردهای بزرگ خود را به ملت نشان می‌دهند و جشن پیروزی ملی می‌گیرند و به طور‌ طبیعی منتقدان منزوی می‌شوند.
لطفا گفتمان را عوض نکنید! بنزسواری چه شد؟
جنابعالی به کسانی که با مذاکره مخالفند، شدیداً تاختید و آنها را بزدل، ترسو و لرزان خواندید که از هرگونه مذاکره می‌ترسند و می‌لرزند اما باید تصریح کنم بحث بر سر اصل انجام مذاکره یا عدم انجام مذاکره گفتمان یک‌سال پیش کشور بود که عده‌ای موافق و عده‌ای مخالف انجام مذاکره بودند، بنده در آن زمان در ۲ دانشگاه سخنرانی کردم و از اصل انجام مذاکره دفاع و حمایت کردم. جنابعالی در سخنرانی اخیرتان سعی فرمودید گفتمان امروز کشور را به گفتمان یک سال پیش بازگردانید در حالی که گفتمان امروز کشور بررسی و ارزیابی محصول یک‌سال مذاکره است و نه اصل مذاکره! حالا دیگر جنابعالی و دوستان شیردلتان یک سال است با آمریکایی‌ها هرطور و هرمقدار مذاکره کرده‌اید، آن‌طور که می‌گویند دوستان شیردل و آمریکایی‌ها در طول مذاکرات آنقدر صمیمی شدند که یکدیگر را با اسم کوچک صدا می‌کنند. بعد از ۳۷ سال از آخرین تماس تلفنی شاه ایران با رئیس‌جمهور آمریکا، جنابعالی اولین رئیس کشور ایران هستید که با رئیس‌جمهور آمریکا تلفنی صحبت کردید، پس هرگونه ارتباط، تماس و مذاکره که ممکن بوده، یک‌سال است که انجام شده و حالا گفتمان را لطفاً عوض نکنید، گفتمان امروز کشور محصول مذاکرات یک‌ساله است و نه اصل مذاکره! و در این باره مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با سفیران و دیپلمات‌های کشور اعلام فرمودند یک‌سال مذاکره محصولی جز افزایش تحریم‌ها و دشمنی‌ها نداشته است. میزان آزادی عملی که جنابعالی و دوستان مذاکره‌کننده‌تان در این یک‌سال داشته‌اید در تمام دوران ۳۶ ساله بعد از انقلاب، هیچ دولتی در این حد و اندازه نداشته است، در واقع دولت جنابعالی هزینه‌های بسیار بزرگ ملی را در این باره مصرف کرده و امروز باید بیلان و ماحصل این مذاکرات با صرف هزینه‌های ملی را بیان کند، نه اینکه دوباره به سال گذشته برگردید و صحبت از ترس بعضی‌ها از نفس مذاکره فرمایید. وقتی مذاکرات ۱۰ سال پیش‌تان شکست خورد در کتاب‌تان فرمودید غیرمتعهدها مانند دوچرخه‌اند و اروپا مانند پیکان است و آمریکا مانند بنز و فرمودید آن موقع فقط امکان پیکان‌سواری داشتید و فرمودید مذاکرات با اروپا با کارشکنی آمریکا شکست خورد. یعنی اینکه آن موقع بنز با یک ویراژ موجب چپ کردن پیکان شد. اما اکنون یک‌سال است که هرچقدر خواستید بنزسواری کردید لذا امروز باید نتیجه یک‌سال بنزسواری را بفرمایید!
تبدیل اتاق فکر به اتاق عملیات (کارشکنی!)
فرمودید منظورتان از آن ناسزاها، منتقدان و مخالفان نبوده‌اند، منظورتان کسانی هستند که اتاق فکرشان را به اتاق عملیات تبدیل کرده‌اند. حالا فرض کنیم عده‌ای هستند که در یک اتاق در مورد این مسائل فکر می‌کنند و بعد هم تصمیماتی می‌گیرند و آنها را عملیاتی می‌کنند (اتاق عملیات)، فکر کردن که ان‌شاءالله آزاد است اما عملیات آن عده معدود اگر غیرقانونی است که جایی برای ناسزا نیست باید  دستور پیگرد قانونی و مجازات آنها را صادر فرمایید و قوه قضائیه باید به اقدامات خلاف قانون آنها رسیدگی کند، بنده که فردی مستقلم و در تمام دولت‌ها پست و منصب داشته‌ام الا دولت گذشته، اما فرض کنیم عده‌ای از جناح‌های مقابل جنابعالی، سعی می‌کنند نقاط ضعف سیاست‌ها و اقدامات جنابعالی و تیم مذاکراتی را پیدا کنند و آنها را به روش‌های گوناگون مطرح کنند، خب! این طبیعت نظام‌های آزاد و مردمسالار است، این که جرم نیست. در آمریکا، اکنون جمهوریخواهان تلاش می‌کنند نقاط ضعف دموکرات‌ها را بیابند و روی آنها انگشت بگذارند و تبلیغات کنند تا در دور بعدی دموکرات‌ها را شکست دهند. این خاصیت مثبت دموکراسی و نظام‌های چندگانه است که جناح‌ها از ترس یکدیگر سعی می‌کنند کمتر نقطه ضعف داشته باشند، بنابراین در برابر چنین اقداماتی هم جای ناسزاگویی از طرف رئیس‌جمهور نیست. تاکنون مقام معظم رهبری و تمام ارکان حکومتی و اکثریت مجلس از مذاکرات و تیم مذاکراتی قویاً حمایت کرده‌اند و معدود منتقدان هم جز حرف زدن امکانی در نظام تصمیم‌گیری کشور ندارند که بتوانند در مسیر اقدامات جنابعالی و تیم مذاکراتی کارشکنی کنند و لذا این ناسزاگویی‌ها صرفاً یک بزرگنمایی از منتقدان است.
قوی‌ترین دیپلمات‌ها و مذاکرات؟!
فرمودید جنابعالی و تیم‌تان قوی‌ترین دیپلمات‌ها در منطقه و جهان هستید و احاله فرمودید به مذاکرات ۱۰ سال پیش خودتان و فرمودید کتاب‌تان را مطالعه کنیم تا از مذاکرات قدرتمند جنابعالی و قوی‌ترین دیپلمات‌ها مطلع شویم. در این باره سوال اصلی این است که مذاکرات تیمی که ۱۰ سال پیش شکست خورده را چگونه به‌عنوان یک نمونه عالی و الگوی موفق مطرح می‌فرمایید، این مانند آن است که یک تیم فوتبال ۱۰ سال پیش در یک بازی از حریف خود ۶ بر صفر باخته باشد و حالا سرمربی آن تیم خود را قوی‌ترین تیم بنامد و حتی ماجرای آن بازی شکست خورده را به عنوان یک الگوی موفق بنویسد و با افتخار خواستار مطالعه تاکتیک‌ها و تکنیک‌های آن تیم شکست‌خورده شود!
فرمودید معمول نیست متن مذاکرات در کتاب نوشته شود ولی جنابعالی منت گذاشتید و متن مذاکرات قوی ۱۰ سال پیش را برای آگاهی ما نوشته‌اید که بخوانیم و از ترس و دل لرزانی بیرون بیاییم.
جناب آقای روحانی! در اینجا باید تأکید کنم که یک دیپلماسی وقتی موفق است که به هدفش نائل‌ آید، دیپلماسی، صرف بیانیه و اعلامیه قوی خواندن در اتاق مذاکره نیست که اکنون ما را احاله به متن مذاکرات خودتان می‌فرمایید، دیپلماسی مجموعه‌ای از مذاکرات و اقدامات است که برای رسیدن به هدفی خاص صورت می‌گیرد و میزان موفقیتش با میزان رسیدن به هدفش سنجیده می‌شود نه با متن مذاکرات!
استراتژی اعتمادسازی یکطرفه جنابعالی و تیم‌تان در ۱۰ سال پیش برای حل مناقشه هسته‌ای شکست خورد و اتفاقاً امروز باید برعکس، از شکست آن استراتژی درس می‌گرفتیم و از آن پرهیز می‌کردیم که شکستی دوباره حاصل نشود و اتفاقا دل‌نگرانی بنده به خاطر تکرار آن استراتژی و احتمال شکستی دوباره است.
حق غنی‌سازی صنعتی یا حق فرفره‌بازی!
سوم آذرماه ۹۲ روز امضای موافقتنامه ژنو در پیامتان فرمودید:
«حقوق هسته‌ای و حق غنی‌سازی ملت ایران مورد اذعان قدرت‌های جهانی که سال‌ها سعی بر انکار آن داشتند قرار گرفت… دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناخته شدن حقوق هسته‌ای و حق غنی‌سازی ملت ایران است».
اگر این حق بزرگ و اساسی را گرفته‌ایم پس حالا چه مشکلی وجود دارد که اکنون در گزارش یک‌ساله‌تان از احتمال شکست مذاکرات سخن می‌گویید، در حالی‌که برعکس بوده و حقی را که NPT در ماده ۴ به همه اعضا بدون هیچ قید و بند و محدودیت در فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای داده است موافقتنامه ژنو در اندازه، درصد، حجم، مکان، ذخائر، تشخیص میزان نیاز کشور و….. همه را مشروط به توافق با آمریکا و طرف‌های مقابل کرده، محدودیتی که هیچ‌یک از اعضای NPT بدان ملزم نیستند و این نه‌تنها اذعان به حق قانونی ما در ماده ۴ NPT  نیست بلکه تنازل از آن ماده و تهی کردن آن می‌باشد. بنده در آن نامه‌ام تصریح کرده بودم وقتی نیاز عملی کشور به میزان غنی‌سازی را مشروط به موافقت آمریکا و طرف‌های مقابل کردیم، این نقض حاکمیت ملی کشور است که بیگانگان مجاز به دخالت در تصمیم‌گیری‌های ملی و داخلی کشور شده‌اند و در اینکه ما در کشورمان به چه چیز چه مقدار نیاز داریم دخالت می‌کنند. درواقع موافقتنامه ژنو، سند قانونی کردن مداخلات آمریکا در امور داخلی ایران است. بنده در نامه‌ام تصریح کردم: «هدف از قرار دادن این بند در موافقتنامه ژنو محدود کردن ایران حتی در فاز ۵درصد است، آنها سعی خواهند کرد از غنی‌سازی شیر بی‌دم و یال و کوپال و اشکم بسازند (غنی‌سازی دکوری) و نهایتاً هم منت بگذارند که با غنی‌سازی موافقت کرده‌اند».
آیا امروز آنها به دنبال این هدف نیستند؟ آیا به همین دلیل مذاکرات وین به بن‌بست نرسید که مجبور به تمدید مذاکرات شدیم؟ آیا آنها امروز به خطوط قرمز ما ورود نکرده‌اند و حد و اندازه نیاز کشور ما به غنی‌سازی صلح‌آمیز (۵درصد) را تعیین نمی‌کنند؟ آیا اختلاف اصلی این نیست که آنها می‌گویند ما در ۱۵ سال آینده بیش از ۴۰۰۰ سانتریفیوژ برای نیازهای کشورمان لازم نداریم؟ و آیا ما حالا در چانه‌زنی این مساله نیستیم که ثابت کنیم نیاز کشور ما بیشتر است؟ طوری که مقام معظم رهبری ورود کردند و در یک سخنرانی علنی بر عدد و رقم نیاز عملی کشورمان درباره غنی‌سازی تأکید و تصریح فرمودند. قرارداد ما با روس‌ها برای نیروگاه بوشهر ۷ سال دیگر تمام می‌شود و بنابراین ۷ سال دیگر کشورمان سالانه به ۱۹۰ هزار سو غنی‌سازی نیاز دارد که با سانتریفیوژهای اولی تقریباً همین تعداد سانتریفیوژ لازم داریم لذا بر این عدد و رقم مقام معظم رهبری تأکید و تصریح فرمودند.
بنابر اظهار مقام معظم رهبری، آنها به مرگ گرفته‌اند تا ما به تب راضی شویم یعنی آنها ممکن است  تا ۱۰ هزار سو را رضایت دهند در حالی که نیاز واقعی و عملی ما ۱۹۰ هزار سو است. آنها می‌گویند وقتی قراردادتان با روس‌ها تمام شد، دوباره قرارداد ببندید و باز از روس‌ها بخرید! یعنی ما حق نداریم وابستگی‌مان به روس‌ها را در این باره پایان دهیم!
در واقع در امور داخلی ما که نیازمان را خودمان تأمین کنیم یا اینکه وابسته بمانیم و از خارج بخریم را، آمریکا و روسیه و قدرت‌های بزرگ تعیین می‌کنند، اگر غنی‌سازی ما نتواند صنعت برق ما را تأمین کند آیا همان غنی‌سازی دکوری که بنده پیش‌بینی کرده بودم، نیست؟
این همه سال با صرف هزینه‌های گزاف مادی و انسانی و شهدای هسته‌ای پس کارکردش چیست؟
آقای رئیس‌جمهور! موافقتنامه ژنو حق غنی‌سازی را برای ملت ایران گرفت یا حق فرفره‌بازی را؟ اگر چرخش سانتریفیوژها نیازهای صلح‌آمیز صنعت برق ما را تأمین نکند، چرخش آنها با چرخش فرفره‌های اسباب‌بازی کودکان چه فرقی دارد؟
پرانتز ما و پرانتز آمریکایی‌ها!
آقای ظریف فرموده‌اند انشای متن نهایی آماده شده و در موارد اختلافی پرانتزهای خالی گذاشته شده که در ۳-۲ ماه آینده این پرانتزهای خالی را با رایزنی پر خواهند کرد. بنده با توجه به شناختی که از عملکرد آمریکایی‌ها و طرف‌های مقابل دارم، می‌توانم پیش‌بینی کنم که درباره اختلاف اصلی یعنی مساله «غنی‌سازی» آنها چه خواهند کرد و لذا برای همکاری و کمک به جنابعالی و تیم مذاکره‌کننده نکاتی را مطرح می‌کنم:
آمریکایی‌ها و طرف‌های مقابل سعی خواهند کرد با همان ترفندهای حرفه‌ای‌شان با کلمات کلی این پرانتز را پر کنند و سرمان کلاه بگذارند و دوباره در آینده با بهانه‌بازی‌شان همچنان عملاً دستمان خالی بماند اما ما با توجه به تأکید و تصریح مقام معظم رهبری و اعلام نیاز عملی سازمان انرژی اتمی، باید پرانتز مربوط به غنی‌سازی و نیازهای عملی ایران را با این جمله پر کنیم: (ایران در طول ۷ سال آینده طوری بر ظرفیت و توان غنی‌سازی خود اضافه خواهد کرد که پس از ۷ سال قادر شود سالانه ۱۹۰هزار سو غنی‌سازی کند). آمریکایی‌ها و گروه ۱+۵ خواهند گفت ذکر عدد و رقم در توافقنامه بی‌مورد است و سعی خواهند کرد این پرانتز را چنین پر کنند: (بعد از پایان دوره زمانی «۱۰ یا ۱۲ یا ۱۵ساله»  گام نهایی و اجرای موفق و کامل گام نهایی، با ایران مانند کشورهای عضو NPT که سلاح هسته‌ای ندارند رفتار خواهد شد). نکته مهمی که باید جنابعالی و تیم محترم مذاکره‌کننده توجه فرمایند این است که این جمله کلی و چندپهلو است به طور‌ی که کشورهای عضو NPT که سلاح هسته‌ای ندارند شامل هر دو دسته است؛ یک دسته، آنهایی که چرخه سوخت و پروسه غنی‌سازی بومی دارند و دسته دیگر، آنها که چرخه سوخت و غنی‌سازی بومی ندارند و اورانیوم غنی شده را از خارج می‌خرند. یعنی بعد از این دوره طولانی‌مدت دوباره ما می‌رویم سر خانه اول و دوباره باز دعوای اصلی از اول شروع می‌شود که ما جزو کدامیک از اینها خواهیم بود و دوباره آمریکا خواهد گفت بهتر است شما جزو دسته دوم باشید و از خارج بخرید. اگر این‌کار را نخواهند کرد در متن تصریح کنند ما جزو کدامیک از این دو دسته خواهیم بود. همانطور که در پرانتز مورد نظر خودمان تصریح کردم باید با عدد و رقم مشخص ذکر شود و نه کلی! و از طرف دیگر کدام مرجع بی‌طرف پیش‌بینی شده که بعد از ۱۰ سال تایید کند ما گام نهایی را کامل و درست اجرا کرده‌ایم، اگر مرجع تعیین‌کننده، آژانس انرژی اتمی است که اساساً بانی و باعث تمام مشکلات و بحران هسته‌ای ما ناشی از بهانه‌جویی‌ها و عدم بی‌طرفی‌ و غرض‌ورزی‌های آژانس است که تحت نفوذ آمریکا و دیگر قدرت‌های جهانی است بنابراین در آن زمان(زمان نسل آینده!)، دوباره روز از نو روزی از نو، با یک بهانه‌جویی آژانس، بازی ادامه یافته و ما هم (فرزندانمان) طبق معمول دادمان به جایی نخواهد رسید!
از طرف دیگر اگر حتی ۱۰ سال دیگر ما آزاد شویم و امکان توسعه از آن موقع پیدا کنیم ۱۰ سال بعد از آن طول خواهد کشید تا توان ما به ۱۹۰ هزار سو برسد.
مراقب روس‌ها باشید
روس‌ها حتی آن موقع که رهبری اردوگاه به اصطلاح ایدئولوژی نجاتبخش جهانی را یدک می‌کشیدند باز فرصت‌طلب بودند و به سختی از اشغال شمال کشور ما دست برداشتند اما در دوره جنگ سرد و به خاطر حفظ پرستیژ ابرقدرتی و رهبری یکی از ۲ اردوگاه جهانی تا حدودی در فرصت‌طلبی، برخی ملاحظات و قید و بندهایی را رعایت می‌کردند اما روس‌های کنونی در فرصت‌طلبی دیگر هیچ ملاحظه‌ای ندارند و تبدیل به یک دلال صرفاً سودجوی بین‌المللی شده‌اند، اهرم‌ها و برگ‌های گوناگون را با توجه به امکانات و قدرتی که دارند، می‌سازند و در صحنه بین‌المللی براساس منافعشان با آنها وارد بازی و  معامله می‌شوند. یکی از برگ‌های بسیار سودمندشان بازی با برگ ایران است. آنها در تکمیل نیروگاه بوشهر با تعاملی که با غرب و صهیونیست‌ها داشتند به بهانه‌های فنی و مالی، بازی با زمان کردند و تا آنجا که می‌توانستند طولانی کردند. درباره S300  هم قرارداد رسمی با ما را به غرب و صهیونیست‌ها فروختند. غیر از حساسیت‌های کلاسیک روس‌ها درباره تبدیل ایران به یک همسایه قدرتمند و اتمی، آنها به عنوان منفعت‌طلبی تجاری نیز، اینکه ایران همیشه وابسته به روس‌ها بماند و خریدار اورانیوم غنی‌شده از روس‌ها باشد را ترجیح می‌دهند و به همین دلیل در عمق با مواضع آمریکایی‌ها که ایران چرخه سوخت ملی و غنی‌سازی بومی نداشته باشد هماهنگ هستند. حتی اگر ما از روس‌ها نخریم باز برای اینکه دست در بازار سوخت هسته‌ای زیاد نشود، روس‌ها ترجیح می‌دهند ما خریدار سوخت هسته‌ای باشیم تا تولیدکننده، در هرحال در دهه‌های آینده پس از پایان ذخایر نفت، در بازار انرژی، سوخت هسته‌ای مهم خواهد بود. در واقع در مناقشه هسته‌ای در بازی به مرگ بگیر تا ایران به تب راضی شود، بازیگری اصلی مرگ نهایتاً با آمریکایی‌هاست و بازیگری اصلی به تب گرفتن با روس‌هاست که روس‌ها نقش خود را مانند یک دلال حرفه‌ای هم به ایران می‌فروشند و هم به آمریکا و غرب! روس‌ها با هنرمندی فوق‌العاده با استفاده از برگ ایران، کریمه، استراتژیک‌ترین بخش اوکراین را بلعیدند. آنها رسماً به آمریکایی‌ها هشدار دادند که اگر می‌خواهند روس‌ها دست آمریکایی‌ها را در مناقشه هسته‌ای علیه ایران باز بگذارند باید آمریکایی‌ها هم دست روس‌ها را در بحران اوکراین باز بگذارند. آمریکایی‌ها این هشدار روس‌ها را جدی گرفتند و اقدام قرن نوزدهمی روس‌ها در قرن بیست و یکم یعنی جداسازی کریمه و الحاق آن به روسیه را فقط نظارت کردند، اکنون دیگر کریمه فراموش شده و صرفاً صحبت از بحران و بی‌ثباتی در شرق اوکراین است. روس‌ها حتی با توان فوق‌العاده دیپلماسی خود و ناشیگری و ناتوانی دیپلماسی ایران، به راحتی روی امکانات ایران در خاورمیانه که با هزینه‌های فراوان به دست آمده سوار می‌شوند و از آنها برای ارتقای موقعیت از دست رفته خود در خاورمیانه استفاده می‌کنند. در مناقشه سوریه و ماجرای اجلاس ژنو ۲ دیدیم که آقای ظریف رفت مسکو و همه تخم‌مرغ‌های ایران را به جیب روس‌ها ریخت و روس‌ها هم آقای ظریف را پشت در اجلاس ژنو ۲ جا گذاشتند، در حالی که اگر می‌خواستند می‌توانستند ایران را وارد اجلاس ژنو۲ کنند البته این کارکرد قدیمی و سنتی دیپلماسی قجری و پهلوی است که برای پوشش گرایش به غرب و آمریکا، تحرکاتی هم با شرقی‌ها و روس‌ها می‌شود تا یک بالانسی به نمایش گذاشته شود. لازم به یادآوری است رابطه با روس‌ها در زمان رهبری حضرت امام(ره) و ریاست جمهوری مقام معظم رهبری برپایه برابری و احترام متقابل همسایگی و حسن همجواری پی‌ریزی شد اما متأسفانه بعدها به دلیل ناشیگری‌ها و سیاست خارجی یکسویه نگاه به شرق، تبدیل به یک رابطه یکطرفه و فرصت‌طلبانه به نفع روس‌ها شد؛ نگاه یکسویه به شرق یا غرب برای سیاست خارجی ایران سمی مهلک است. بنده در سال‌های گذشته بر این اشتباه استراتژیک و ناشیگری در قبال روسیه بویژه در قبال مناقشه هسته‌ای هشدار دادم (در صورت لزوم به دفترتان بفرمایید به سایت بنده با آدرس NASERNOBARI.COM مراجعه و موارد را به استحضار عالی برسانند.)




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 شهریور 1393 توسط امیرپویان

روابط عمومی ‌کل سپاه ازسرنگونی یک فروند پهپاد جاسوسی رژیم صهیونیستی توسط پدافند نیروی هوافضای سپاه خبر داد.

به گزارش رجانیوز، روابط عمومی کل سپاه در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: یک فروند هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین رژیم صهیونیستی پس از رهگیری توسط پدافند نیروی هوافضای سپاه مورد اصابت موشک قرار گرفت و سرنگون شد.

براساس این اطلاعیه هواپیمای منهدم شده از نوع پنهانکار و رادار گریز بوده و قصد نفوذ به حریم منطقه‌ هسته‌ای نطنز را داشت که با هوشیاری و اقدام به موقع شبکه پدافندی، قبل از ورود به منطقه مورد اصابت موشک زمین به هوا قرار گرفت.
 
این اطلاعیه افزوده است: این اقدام شیطنت‌آمیز باردیگر خوی ماجراجویی رژیم صهیونیستی را آشکارتر و برگ سیاه دیگری به پرونده سراسر جنایت و خباثت این رژیم جعلی و جنگ طلب افزود.
 
در این اطلاعیه همچنین تاکید شده است: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار سایر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای دفاع از ملت شریف و سرزمین اسلامی ایران از آمادگی همه جانبه و قاطع برخوردار بوده و حق هر گونه واکنش و مقابله به مثل را برای خود محفوظ می داند.




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 شهریور 1393 توسط امیرپویان

امیرپویان صبوحی نوشت:

غربی‌ها به اظهارنظرهای بی‌ربط، عجیب و جلب توجه کننده‌ی سیاستمداران که به قصد منحرف‌سازی افکار عمومی صورت می‌گیرد، ((شاه ماهی قرمز)) می‌گویند.
به نظر می‌رسد ادبیاتی که حسن روحانی در برابر منتقدان دولت خود به کار می‌گیرد، نه یک خطای کلامی، بلکه تاکتیک شاه ماهی قرمز است.
اما چرا رئیس دولت درستکاران از چنین تاکتیکی استفاده می‌کند؟
یک: عملکرد اقتصادی دولت حتی از منظر اقتصاددانان همفکر دولت ...
هم قابل دفاع نیست. بسته‌ی اقتصادی دولت با انتقاد بسیاری از صاحب‌نظران مواجه شده و تیم اقتصادی دولت نیز پاسخ قانع‌کننده‌ای ندارد. با گذشت بیش از یک سال از عمر دولت، وعده‌های اقتصادی دولت محقق نشده و چشم‌انداز روشنی هم برای آن تعریف نشده است.
دو: با گذشت یک سال از عمر دولت، بی‌تفاوتی در دولت برای مبارزه با فساد اقتصادی دیده می‌شود و رانت 650 میلیون یورویی از سوی سازمان بازرسی کل کشور تأیید شده است. از طرفی دادگاه بین المللی ایران را در ماجرای کرسنت محکوم کرده که کشور با بدهکاری 54هزار میلیارد تومانی مواجه شده و غیرقابل تحمل‌تر از آن تصدی پست وزارت توسط مسبب اصلی آن در این دولت است.
سه: غضب رئیس جمهور نسبت به منتقدان توافق هسته‌ای نشان از عدم دستاورد چشمگیر برای ایران در توافق ننگین ژنو دارد؛ چراکه اگر دستاوردی باشد خودش بهترین دفاع است و لزومی به توهین به منتقدان نیست. به نظر می‌رسد تنها دستاورد ژنوچای! شکستن اعتبار 30 ساله‌ی انقلابی ایران در عدم اعتنا به جنایتکاران آمریکایی بود که این اعتبار با تماس بیهوده تلفنی با رئیس جمهور مؤدب و باهوش آمریکا از بین رفت.
در مجموع به نظر میرسد آقای روحانی با نسبت دادن تمامی منتقدین به دولتی که رفته است! و اهانت به آنان، به دنبال حفظ فضای (احمدی‌نژاد مقصره) برای بهره‌برداری از آن در انتخابات آتی است.

با تشکر از: دکتر مهدی صادقی





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 شهریور 1393 توسط امیرپویان
بیانات دیروز (22 مرداد) رهبر معظم انقلاب درخصوص بی فایده بودن مذاکره و تعامل با امریکا مارک دوبوویچ، رییس بنیاد دفاع دموکراسی و مشاور قانونگذاران امریکایی در امور تحریم ها را به واکنش واداشت. دوبوویچ که بسیار عصبانی بود در گفتگو با خبرنگار واشنگتن پست اظهار داشت: ”از همان ابتدا می دانستم [آیت الله] خامنه ای خود را در علاقه ی روحانی به نوع خاص سیاست دیپلماتیکش در قبال اروپا و ایالات متحده سهیم نخواهد کرد. از نقطه نظر [آیت الله] خامنه ای، تعظیم دربرابر به غربی ها گناه است!"

دوبوویچ که در خلال سخنانش علت عصبانیت خود را وسعت نفوذ و قدرت سیاسی و مردمی رهبر انقلاب عنوان می کند افزود: واقعیت این است که [آیت الله] خامنه ای از سیاست های ایالات متحده متنفر است و برای این نفرت خود نیز دلایلی دارد که یکی از دلایل آن، پناه بردن امریکا به دیپلماسی، از ترس جنگ متعارف نظامی است. مشکل ما این است که وی حرف آخر را در ایران میزند.

واشنگتن پست درخصوص اختلاف نظر بین مقام معظم رهبری و تیم سیاست خارجی دولت درخصوص نتیجه بخش یا بی نتیجه بودن مذاکرات می نویسد: ”بالاخره مشخص شد که با وجود تمام الفاظ و رفتارهای ملایمی که از روحانی دیدیم، ولی نظام اسلامی کماکان سیاست های اساسی پیشین خود در قبال برنامه هسته ای خویش را حفظ کرده است."

جنیفر روبین، تحلیلگر واشنگتن پست معتقد است سخنان رهبر ایران تاثیری بر سیاست های دولت دکتر روحانی نخواهد داشت زیرا وی تمام هدف خود را بر نتیجه بخش ساختن مذاکرات متمرکز کرده است. روبین درخصوص اقدام جدید ایالات متحده با توجه به تذکرات رهبر معظم انقلاب پیشنهاد می دهد: ”کاری که کاخ سفید و کنگره باید انجام دهند، ایجاد تغییر در تحلیل های سود-هزینه برای رفع مشکل انعطاف ناپذیری ایران است. اقداماتی از قبیل افزایش تحریم ها، آغاز ممانعت شدید از ارسال محموله های نظامی ایران به عناصر عملیاتی اش در نقاط مختلف جهان، هماهنگی بیشتر با متحدین سنی مذهب در منطقه، انتقال تجهیزات جدید نظامی به اسرائیل به نحوی که احتمال حمله ی نظامی به ایران گسترش یابد، تلاش برای خلع سلاح غزه در عوض کمک به حماس، حمایت هرچه بیشتر از اسرائیل در جنگ با حماس، و ممانعت از انجام تحقیقات درخصوص جرائم جنگی اسرائیل با استفاده از حربه ی قطع سرمایه ی کل شورای حقوق بشر سازمان ملل اهرم هایی هستند که می توانیم با استفاده از آنها توازن سود-هزینه را برای ایران در مذاکرات بر هم بزنیم [تا به خواسته های ما تن بدهند]."

روبین با افزودن یک مورد دیگر به پیشنهادات خود، تجهیز ارتش آزاد سوریه و سرنگونی بشار اسد را تیر خلاص به ایران عنوان کرد و افزود: ”پس از آن نوبت به جنگ نظامی میرسد. ایران معتقد است که امریکا توان جنگ نظامی را ندارد. این درست است ولی سران ایران نباید فراموش کنند که اسرائیل مدتها خواهان حمله ی نظامی به این کشور است. ما نیز به او کمک خواهیم کرد تا ایران را وادار کنیم تا بین حفظ نظام و کشور خود، و حفظ برنامه هسته ای خود یکی را انتخاب کنند!"

عصبانیت تحلیلگرانی نظیر روبین و دوبوویچ نشان از استیصال و انفعال سیاسیون غربی در مواجهه با مواضع قاطعانه ی ضد استکباری نظام اسلامی دارد. اما ماری هارف، سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا ترجیح داد با فرافکنی، از دولت متبوع خود رفع اتهام نموده و افزودن تحریم های جدید در طول مذاکرات را غیرواقعی بداند. این در حالی است که فهرست تحریم هایی که به بهانه های مختلف در طول یک سال و نیم گذشته افزایش یافته اند به راحتی قابل دسترسی است و مشکل ایران فقط تحریم های هسته ای نبوده اند. ای بی سی نیوز پس از بازنشر فرافکنی های ماری هارف، با بازتاب انتقاد شدیداللحن اخیر دکتر روحانی از منتقدین خود نوشت جای بسی امیدواری است که [آیت الله خامنه ای] ادامه ی مذاکرات را ممنوع نکرد.





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 مرداد 1393 توسط امیرپویان
(تعداد کل صفحات:51)      1   2   3   4   5   6   7   ...