حامیان گفتمان مقاومت و پیشرفت در اصفهان
 
ما آموخته‌ایم به اصلح رأی دهیم؛ حتی اگر 72 نفر باشیم...
تقوا دست هایمان را بسته بود 
نه میتوانستیم تهدید کنیم
 
نه تخریب
 
نه تمسخر
 
نه توهین
 
نه عوام فریبی
 
نه شعار های مردم پسند و نشدنی
 
نه وعده های خلاف شرع
 
به مراکز قدرت و ثروت وصل نبودیم
 
چکار کنیم؟
 
حزب اللهی هستیم
 
دنبال رأی حلال بودیم
 
چه صد میلیون
چه 72 تا
 
دلمان خوش است که حلال حلال است
حلال حلال...

 




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 شهریور 1392 توسط امیرپویان
برای کشور ما دیپلماسی سنتی در دوران قاجار و پهلوی متداول و عادت شده است. اساس آن این بوده که باید قدرت‌های جهانی را شناسایی کنیم و سعی کنیم قوی‌ترین و مطمئن‌ترین آنها را انتخاب و با سیاست «اعتمادسازی» یعنی جلب اعتماد آن قدرت از طریق برآورده کردن خواست‌های او، به آن کشور و اردوگاهش بپیوندیم تا امنیت و پیشرفت کشورمان حاصل شود. در ابتدا قدرت‌های جهانی (کدخداها) در جهان متنوع و متعدد بودند؛ انگلیس، روسیه، آلمان، فرانسه، ایتالیا، پرتغال، اسپانیا و… لذا مشکل اصلی سیاستمداران سنتی، شناسایی کدخدای بهتر و قوی‌تر و مطمئن‌تر بود و کشمکش‌ها بین سیاستمداران در کشور، چالش بین طرفداران انگلیس و روس و… بود و عملاً سیاستمداران با نوع سمپاتی به یکی از قدرت‌ها (کدخداها) شناسایی می‌شدند. مثلاً رضاشاه با نزدیکی به انگلیس، توانست روی کار بیاید ولی بعدها با این اشتباه محاسبه که آلمان کدخدای برتر خواهد بود، کدخدا عوض کرد و ساقط شد…
بعد از جنگ دوم جهانی کدخداهای بزرگ‌تر در جهان سر برآوردند و به عنوان ۲ ابرقدرت آمریکا و شوروی (غرب و شرق)، انتخاب را محدودتر کردند. ملت ایران که انواع کدخداها را طی بیش از یک سده تجربه و آزمایش کرده بود و جز عقب‌ماندگی و استبداد، نتیجه‌ای ندیده بود، در سال ۱۳۵۷ با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» و «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» انقلاب کرد و راه پیشرفت و آزادی را در عدم تکیه به هیچ کدخدایی در جهان دید و تکیه بر توانایی‌های ملی براساس فرهنگ اسلامی را انتخاب کرد. چالش اصلی ایران در زمینه سیاست خارجی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، چالش بین دو رویکرد یعنی دیپلماسی سنتی قجری ـ پهلوی (متغیر وابسته) و دیپلماسی مستقل اسلامی ـ انقلابی (متغیر مستقل) بوده است. مدل دیپلماسی سنتی قجری چون سال‌ها در ایران اجرا شده، لذا اساساً هرگاه کشور به دیپلماسی رویکرد عمده پیدا کرده عملاً معادل دیپلماسی سنتی قجری تلقی شده و لذا رویکرد به مذاکره و دیپلماسی عمدتاً معادل سازشکاری و وابستگی به یکی از قدرت‌ها تلقی شده است. از طرف دیگر تجربه و الگو و مانیفستی برای یک سیاست مستقل اسلامی ـ انقلابی وجود نداشته و هرگونه تحرکات رادیکالی و ستیزه‌جویانه و جنگ‌طلبانه و مذاکره‌ستیزی و تعامل‌ستیزی عمدتاً به عنوان نمادهایی از رویکرد سیاست خارجی مستقل اسلامی ـ انقلابی قلمداد شده است. در واقع گفتمان عمده کشور بین افراط و تفریط دست به دست شده و گفتمان اصلی سیاست مستقل اسلامی ـ انقلابی در کشور که نه این است و نه آن و سازوکار و روش‌های علمی و حرفه‌ای خاص خود را دارد، مهجور مانده است. آلترناتیو رادیکالیسم کور و نادیده گرفتن مناسبات بین‌المللی، مذاکره و وادادگی و تسلیم مناسبات بین‌المللی شدن یا بالعکس شده است. برای همین، امروز در کشورمان همین که می‌خواهیم صحبت از اشتباهات و نقاط ضعف مذاکرات کنیم بلافاصله از سوی یک جناح متهم به ستیزه‌جویی و جنگ‌طلبی می‌شویم یا وقتی صحبت از لزوم مذاکره و تعامل می‌کنیم از سوی گروه دیگر متهم به سازشکاری و وطن‌فروشی می‌شویم. البته ما بعد از انقلاب موارد متعددی از اجرا براساس سیاست مستقل اسلامی ـ انقلابی داشته‌ایم اما چون مدلی نو و بدیع بوده، مجالی برای تئوریزه کردن و تفکیک و مرزبندی با دو رویکرد عمده و معروف نداشته است. در کشور نگاه عموم به وزارت امور خارجه با نگاه مذاکره با رویکرد سازشکاری و وادادگی همراه است و مثلا دیپلماسی نهضتی از وزارت امور خارجه به دور است. در حالی که مدل دیپلماسی مستقل انقلاب اسلامی اهرم‌سازی (اهرم‌های نهضتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی) و تعامل حرفه‌ای دیپلماسی  با به‌کارگیری اهرم‌ها و با هدف برقراری توازن و تعادل و امنیت در صحنه بین‌المللی و در جهت تأمین منافع ملی و استقلال کشور است.
ناصر نوبری

ناصر نوبری

فرمودید نوشته‌هایتان را مطالعه کنیم، بنده تمام آنچه به نام جنابعالی تاکنون منتشر شده را مطالعه کرده‌ام، به نظر بنده عصاره دیدگاه جنابعالی براساس تئوری پیوستگی امنیتی جهانی، خواه‌ناخواه در نهایت معطوف به دیپلماسی سنتی قجری منتها با تعاریف و مختصات امروز جهان می‌شود. جنابعالی بعد از شکست ۱۰ سال پیشتان، غیرمتعهدها را دوچرخه و اروپا را پیکان و آمریکا را بنز نامیدید و علت شکست را محدودیت در انتخاب مرکب و استفاده از پیکان دانستید. در واقع این همان نگاه دیپلماسی سنتی به جهان و انتخاب کدخداست که می‌فرمایید چون به کدخدای اصلی نتوانستید بپیوندید (بر مرکبش سوار نشدید) شکست خوردید. یعنی در رویکرد به کدخدا اشتباه کردید و کدخدای اصلی را نادیده گرفتید. چگونه جنابعالی و قوی‌ترین دیپلمات‌ها این موضوع ساده را که شاه ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ یعنی ۵۰ سال قبل از آن متوجه شده بود که دیگر فروغ کدخداهای اروپایی و انگلیسی افول کرده و دیگر روی آنها نمی‌توان حساب کرد و کدخدای اصلی و تعیین‌کننده آمریکاست لذا از انگلیس به سوی آمریکا شیفت کرد، در سال ۸۲ متوجه نبودید و خواستید با تکیه بر اروپا و انگلیس، آمریکا را دور بزنید! حتی نوشته‌اید که با اروپا مساله را داشتید حل می‌کردید ولی آمریکا کارشکنی کرد! این واقعاً تساهل نیست که بعد از فروپاشی اردوگاه شوروی و در اوج یکه‌تازی و ابرقدرتی آمریکا، شما فکر کردید با کمک انگلیس و آلمان و فرانسه می‌توانید آمریکا را دور بزنید! و کشور را چند سال معطل این سیاست پرهزینه کردید! سیاست «اعتمادسازی» با اروپا یعنی هرچه کدخدای اروپایی گفت انجام دادیم و غرب را دچار زیاده‌خواهی کردیم. در واقع شما از مجموعه اردوگاه آمریکا و غرب فریب خوردید و اردوگاه غرب که مهارت در بازی پلیس خوب و پلیس بد دارد، این بار نقش پلیس بد را به آمریکا داد و در نهایت دیپلماسی شما شکست خورد، تنش بالا گرفت و آن سیاست اشتباه باعث شد یک گلوله برف ابتدایی آنقدر بچرخد که امروز به صورت یک بهمن بزرگ بر سر ملت ایران درآمده است. ممکن است بفرمایید ما ناچار از پیکان‌سواری بودیم و امکان بنزسواری نداشتیم اما این عذری بدتر است، زیرا معنایش این است که با آگاهی از شکست این استراتژی اما در کشور به‌عنوان راه‌حل اتخاذ شد.
امروز دوباره این استراتژی اعتمادسازی (کدخداگرایی) با خود کدخدای اصلی صورت گرفته است و دیگر آمریکا نادیده گرفته نشده که کارشکنی کند اما امروز در روابط بین‌الملل دیگر مدل دیپلماسی اعتمادسازی قجری‌ـ پهلوی کهنه شده و کارآمد نیست. این را پادشاه مرتجع عربستان نیز فهمیده و مدت‌هاست از لاک محافظه‌کاری بیرون آمده  و وارد کارزار  شده، اهرم‌سازی می‌کند و گروه‌های تکفیری و سلفی طالبانی راه انداخته است. او فهمیده اگر به صرف استراتژی سنتی اعتمادسازی تکیه کند، کلاهش پس معرکه است و وقتی کدخدا لازم بداند مانند حسنی مبارک به قفس می‌اندازدش! او می‌بیند هرچه نخست‌وزیر اوکراین فریاد می‌کشد که من محصول اعتمادسازی اوکراین با آمریکا و غرب هستم، کسی حق ندارد کریمه را جدا کند چون من دوست کدخدای بزرگ هستم! فایده‌ای ندارد. وقتی وی توازن و تعادل براساس اهرم‌ها را نادیده می‌گیرد و فقط تکیه‌اش بر اعتمادسازی با کدخداست در دنیای امروز فریادش مانند فریاد کسی می‌شود که به قطار رفته می‌گوید حق ندارد برود چون بلیتش در دست من است! اگر در این سال‌ها نظام به این نوع دیپلماسی بسنده کرده بود و دور از دستگاه مربوط به دیپلماسی نهضتی و اهرم‌سازی نپرداخته بود که الان کلاهمان پس معرکه بود. امروز آمریکایی‌ها و دیگر طرف‌های مقابل، چشم طمع به این امکانات ما دوخته‌اند و به‌دنبال آن هستند که اگر بتوانند راهی از کریدورهای ژنو و وین و نیویورک به آن سمت باز کنند.
بازی بی‌سابقه در تاریخ جهان: داور فقط برای یک‌طرف!
در هر بازی و رقابتی داوری تعیین می‌شود تا عملکرد ۲ طرف را براساس مقررات تعیین شده بسنجد، فول‌ها و تخلفات را اعلام کند، آیا هیچ بازی، رقابت یا معامله‌ای را در تاریخ جهان سراغ دارید که فقط برای یک‌طرف داور تعیین شود، مثلاً بازی فوتبالی را در نظر بگیرید که داور فقط برای کنترل و اعلام خطاهای یک‌طرف باشد و طرف مقابل آزاد باشد و هر کاری بکند! موافقتنامه ژنو معامله و قراردادی از این نوع استثنایی است. آژانس انرژی اتمی برای نظارت و راستی‌آزمایی عملکرد ما تعیین شده اما برای نظارت بر طرف مقابل هیچ مرجعی تعیین نشده است. بدتر آنکه در موافقتنامه ژنو، بدین منظور کمیته‌ای متشکل از گروه ۱+۵ و ایران به‌عنوان ناظر تعیین شده یعنی یک کمیته ۷ نفره که ۶ نفر آنها هستند و یک نفر ما! که این کار را بدتر می‌کند، یعنی داور ناظر بر عملکرد طرف مقابل درواقع خود طرف مقابل است، اگر این کمیته پیش‌بینی نمی‌شد، بهتر بود.
نتیجه این نوع معامله و موافقتنامه آن شد که مقام معظم رهبری در سخنان‌شان در جمع سفرا فرمودند در طول این مدت طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکرده و تحریم‌های جدید علیه ایران اعمال کرده است. تیم مذاکراتی که تاکنون سعی می‌کرد تحریم‌های جدید را توجیه کند و فقط خلاف روح موافقتنامه بداند اما این‌بار قبول کرد که هم خلاف روح و هم خلاف متن موافقتنامه است و در عین حال نیز اظهاراتش روشن کرد که به‌رغم نقض واضح موافقتنامه از سوی آمریکایی‌ها اما دست ایران به جایی بند نیست و کاری جز اعتراض در کمیسیون ۷نفره نمی‌تواند بکند. لطفاً به اظهارات آقای عراقچی در هفته گذشته توجه فرمایید: «اضافه شدن شرکت‌ها به تحریم‌ها را خلاف توافق ژنو و متن و روح توافق می‌دانیم. کمیسیون مشترک (ایران و ۱+۵) در طول ماه گذشته تشکیل جلسه داد و ما اعتراض خود را نسبت به این موضوع اعلام کرده و گفته‌ایم آنها را تحریم‌های جدید می‌دانیم»! آقای ظریف به سوال روزنامه «خراسان» مبنی بر اینکه آژانس مسؤول نظارت و راستی‌آزمایی اقدامات ما است، چه نهادی بر اقدامات بقیه طرف‌های مقابل بویژه آمریکا نظارت دارد؟ کتبا پاسخ دادند: «هیچ سازوکاری برای نظارت بر بقیه وجود ندارد.» قرار است موافقتنامه نهایی برای سال‌ها انعقاد شود و این یک‌طرفگی وضعیت وخیمی را در طول اجرا برای ایران به‌وجود خواهد آورد.
جناب آقای رئیس‌جمهور!
ملاحظه فرمودید که روز جمعه دوباره دولت آمریکا تحریم‌های جدید دیگری را علیه ایران وضع کرد و ۸ شخصیت و ۲۰ شرکت و مؤسسه مالی و ۶ نفتکش را به لیست تحریم‌ها اضافه کرد و باز، کاری از دست ما برنیامد. لطفاً برای اینکه این وضع اسفناک در درازمدت گریبانگیر ایران نشود دستور فرمایید تیم مذاکراتی درباره تعیین داور و مرجعی بی‌طرف جهت حل و فصل اختلافات ناشی از تفاسیر متفاوت برای موافقتنامه درازمدت، اقدام کنند. این وضعیت فعلی در موافقتنامه ژنو خلاف قانون اساسی بوده و حتماً در موافقتنامه درازمدت باید اصلاح شود. لطفاً به ماده ۵ فصل اول که  قانون مربوط به اجرای مواد ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی مصوب ۲/۳/۱۳۷۱ است توجه فرمایید: «در هر توافق حقوقی باید روش و مرجع حل و فصل اختلافات ناشی از تفسیر یا اجرای آن در متن توافق پیش‌بینی شود، به صورتی‌که در درجه اول، دادگاه‌ها و مراجع جمهوری اسلامی ایران و در صورت عدم رضایت طرف خارجی به ترتیب، یک مرجع حقوقی بین‌المللی یا مرجع تخصصی بین‌المللی یا مرجع خارجی رسمی عهده‌دار این امر شود.» بنده از همه حقوقدانان کشور دعوت می‌کنم با توجه به اهمیت فوق‌العاده این امر، موضوع را مورد توجه ویژه قرار دهند.
ضرورت مصوبه مجلس، تخلف از قانون اساسی!
فرمودید رئیس‌جمهور مجری قانون اساسی است، لطفا از وین آغاز کنید!
در ماده یک فصل اول همان قانون فوق‌الذکر تصریح شده که توافق حقوقی، توافقی است که به موجب آن دستگاه دولتی در مقابل دولتی خارجی ملتزم به امری شود. در بند ج ماده ۷ فصل دوم همین قانون تصریح می‌شود «در مورد توافق‌های چندجانبه بین‌المللی که تحت نظارت سازمان‌های بین‌المللی[مانند سازمان انرژی اتمی] منعقد می‌شود توافق حقوقی تشریفاتی محسوب می‌شود.» و تبصره ذیل همان ماده تصریح می‌کند توافق حقوقی تشریفاتی با هر نام و عنوانی باشد باید تشریفات تصویب در مجلس را طی کند. بنابراین براساس قانون اساسی، موافقتنامه ژنو مصوبه مجلس را لازم داشته و تاکنون خلاف قانون اساسی انجام شده است و اکنون موافقتنامه‌ای که بزودی در وین امضا خواهد شد باید قبل از پذیرش توسط دولت و قبل از اجرایی شدن، همه مفاد آن (نه فقط پروتکل الحاقی) در مجلس شورای اسلامی تصویب شود و در غیر این صورت غیرقانونی و خلاف قانون اساسی خواهد بود.

ناصر نوبری

ناصر نوبری

اثبات همه انتقادات هسته‌ای
۱- بالغ بر ۸ ماه پیش در تاریخ ۱۶ آذر ۹۲ طی نامه‌ای خطاب به جنابعالی نوشتم که با توجه به آنکه طبق موافقتنامه ژنو تمام اهرم‌ها و امکانات و امتیازات را تا مرز خطوط قرمزمان یعنی تا مرز غنی‌سازی صنعتی (حذف اورانیوم ۲۰درصد غنی شده، توقف روند تکمیل پروژه آب سنگین اراک و توقف تعداد سانتریفیوژها در ۱۹۰۰۰ و درجا زدن در همه برنامه‌های هسته‌ای اعم از فردو و برنامه تحقیقات فنی علمی و توسعه و…) در برابر ۷ میلیارد دلار دادید، در پایان دوره ۶ ماهه برای دوره گام نهایی چه خواهید داد تا بالغ بر صد میلیارد دلار و تحریم‌های اصلی نفتی و بانکی و تحریم‌های شورای امنیت را بردارند و تصریح کردیم که آنگاه مجبور خواهید شد از درون خط قرمزمان امتیاز بدهید. امروز به خاطر اینکه طرف‌های مقابل امتیاز از خطوط قرمزمان طلب می‌کنند، تیم مذاکره‌کننده نتوانست از خواست‌های آنها تمکین کند. آیا به همین دلیل نبود که امکان حصول توافق در مذاکرات وین حاصل نشد و مجبور به تمدید آن شدید. آن موقع گفتیم آنچه گرفتید در برابر آنچه دادید خیلی ناچیز است اما پاسخ داده شد نباید داده‌ها و گرفته‌ها مقایسه شود، هدف ما اعتمادسازی بود. در آستانه شکست دوره اعتمادسازی ۱۰سال پیش آقای ظریف به آقای البرادعی التماس کردند که اگر غرب به حداقل تعهداتش عمل نکند اعتبار وی و جناحش در ایران خدشه‌دار می‌شود اما غرب به این درخواست آقای ظریف توجه نکرد. این تجربه نشان داده بود سیاست اعتمادسازی یک‌طرفه در نهایت به التماس کاری منجر می‌شود اما شما و تیم‌تان دوباره این سیاست اشتباه و شکست خورده را تکرار کردید و حالا دوباره آقای ظریف به التماس افتاده و مرتب با ویدئو، مقاله و فیس‌بوک به غرب پیغام می‌دهد و التماس می‌کند و درخواست عزت از اجانب می‌کند.
۲- در نامه‌ام تأکید کردم قید و بندها در بند غنی‌سازی و کلمه کلی «رفع کامل نگرانی‌ها» در موافقتنامه ژنو دردسرساز خواهد شد و طرف مقابل را به زیاده‌خواهی خواهد انداخت و امروز مگر دلیل زیاده‌خواهی نشده و اختلاف بر سر ماهیت رآکتور آب سنگین نیست؟ مگر آنها امروز خواهان تعطیلی غنی‌سازی در سایت فردو و محدودیت در کل برنامه‌های غنی‌سازی ما نشده‌اند که مقام معظم رهبری از این درخواست به‌عنوان درخواست مسخره یاد کردند؟
۳- بنده تصریح کردم کلمه «شامل تحقیقات جاری» دردسرساز خواهد شد و آنها را زیاده‌خواه خواهد کرد به طوری که به دنبال محدود کردن برنامه‌های علمی، فنی و تحقیقاتی ما خواهند افتاد، آیا امروز یکی از مسائل اختلافی این نیست؟ آیا آنها امروز خواهان محدودیت در برنامه تحقیقاتی و علمی ما نیستند؟
بعد از ۸ ماه دوستان اعتراف می‌کنند
بنده در نامه‌ام در آذرماه سال گذشته تصریح کردم: «اینکه گفته می‌شود با امضای موافقتنامه ژنو توسط ۵ عضو دائم شورای امنیت عملاً پایه‌های قطعنامه‌های شورای امنیت شکسته شد قابل استفاده نیست و این ۵ عضو نظرشان رسماً مساوی با قطعنامه‌های شورای امنیت نیست و باید جلسه شورای امنیت در محل سازمان ملل با کلیه اعضای دائم و غیردائم مصوبه را حاصل نماید…». بعد از انتقادهای ما نسبت به ترکیب و توانایی تیم مذاکراتی بالاخره تصمیم به کمک گرفتن از مشاور حقوقی به میان آمد و اکنون مشاور محترم حقوقی در اظهاراتی در هفته گذشته فرمودند: «ایران و ۱+۵ نمی‌توانند به جای شورای امنیت تصمیم بگیرند زیرا شورای امنیت ارگان مستقلی است که خودش باید تصمیم بگیرد.» و آقای ظریف هم در پاسخ به این پرسش خبرنگار که: «با توجه به تجربه عدم اجرای تعهدات از سوی ۳ کشور اروپایی در تجربه گذشته، اینکه گفته می‌شود ۵ کشور عضو دائم تعهد می‌دهند که تحریم‌های شورای امنیت را لغو کنند تا چه حد قابل اعتماد است؟» گفتند: «تا قطعنامه شورای امنیت برای لغو تحریم‌ها صادر نشود توافق اجرایی نخواهد شد.» بنده در همان نامه تصریح کردم وجود عبارت «پرداختن به قطعنامه‌ها به منظور تأمین رضایت شورای امنیت» دردسرساز خواهد بود و آنها عملاً اجرای قطعنامه‌ها را با تکیه بر این جمله دنبال خواهند کرد. آن موقع آقای عراقچی گفتند: ما به جای کلمه «اجرا» کلمه «پرداختن» را آوردیم و این پیروزی بزرگی است. اما هفته گذشته خود ایشان گفتند آمریکایی‌ها با استناد به همین کلمه در موافقتنامه ژنو قطعنامه ۱۹۲۹ که محدودیت‌های توان موشکی ایران را ذکر کرده به میان کشیده‌اند و از آن طریق مساله دفاعی موشکی ما را وارد مذاکرات کرده‌اند. به همین دلیل هفته گذشته جنابعالی در دیدار با آقای آمانو تصریح فرمودید مساله دفاعی قابل مذاکره نیست و متعاقب آن وزیر محترم دفاع نیز مصاحبه کرده و بر همین اساس هشدار دادند. ملاحظه می‌فرمایید تمام نکاتی را که بنده به عنوان نقاط ضعف موافقتنامه ژنو، ۸ ماه پیش تأکید کردم همگی بلااستثنا امروز مساله‌ساز و مشکل‌آفرین شده‌اند. حالا قضاوت بفرمایید که آیا بنده و امسال بنده که اشکالات حقوقی و فنی را برای پیشگیری در همان ابتدا به استحضار رساندیم مستحق تقدیر و پاداشیم یا این همه سرزنش و ناسزا؟!
استراتژی آمریکا: اجرای قطعنامه‌ها بدون لغو فوری تحریم‌ها!
دعوا از آنجا آغاز شد که پرونده ما از شورای حکام به شورای امنیت رفت و شورای امنیت هم تاکنون ۶  قطعنامه صادر و تأکید کرده در صورت عدم تمکین ایران از اجرای قطعنامه‌ها، ایران مورد تحریم قرار می‌گیرد. تاکنون ایران قطعنامه‌ها را نپذیرفته و آنها را غیرقانونی خوانده و از اجرای آنها امتناع کرده است. در صورتی که ایران قطعنامه‌ها را بپذیرد و حاضر به اجرای آنها شود، تحریم‌ها فوراً لغو می‌شود. حیله‌ای که آمریکا و طرف‌های مقابل به‌کار برده‌اند آن است که براساس موافقتنامه ژنو و تنظیم موافقتنامه درازمدت جدید در وین کاری می‌کنند که عملاً اجرای مفاد قطعنامه‌ها را با توجیهات و طرق گوناگون به خورد ایران بدهند اما اسم آن را «اجرای قطعنامه‌ها» نمی‌گذارند و تحت عنوان «پرداختن به قطعنامه‌ها» این عملیات را انجام می‌دهند تا از لغو فوری تحریم‌ها طفره روند. اساس مفاد کلیه قطعنامه‌ها بر تعلیق غنی‌سازی و کنترل مراکز هسته‌ای ایران معطوف است و در یک مورد هم اعمال محدودیت‌هایی درباره موشک‌های بالستیک ایران مطرح شده است. در حال حاضر با توجه به توقفی که ایران توسط موافقتنامه ژنو در تمام برنامه‌های هسته‌ای خود ایجاد کرده و به‌علاوه محدودیت‌هایی که توسط موافقتنامه درازمدت وین می‌خواهند بر ایران اعمال کنند، عملاً ایران را وادار می‌کنند محتوای اصلی قطعنامه‌ها را قدم به قدم به اجرا بگذارد، طوری که اکنون به برنامه موشکی ایران که ذیل قطعنامه ۱۹۲۹ است نیز رسیده‌اند. همانطور که در این نامه تصریح کردم، تعلیق غنی‌سازی عملاً با چرخش تعداد محدودی از سانتریفیوژها که نیاز صنعت برق ما را تأمین نکند تفاوت اساسی ندارد، در حالی که آن نوع تعلیق می‌توانست حداکثر یکی‌ـ‌دو سال باشد و برای این نوع تعلیق صحبت از ۱۰ الی ۲۰ سال است و آن نوع، لغو فوری تحریم‌ها را همراه داشت و این نوع، آن را زماندار، طولانی‌مدت و مبهم کرده است. در این میان نکته مهم دیگر آن است که در روش کنونی حتی در بخش‌های بسیاری، موارد جدیدتر و بیشتر از مفاد قطعنامه‌ها بر ایران تحمیل و ایران را ملزم به اجرای آنها کرده‌اند.
سؤال اساسی: چرا مذاکرات اصلی حالا؟!
آقای ظریف هفته گذشته درباره سوال روزنامه «خراسان» درباره متن مورد توافق در وین کتباً پاسخ دادند: «متن توافق شده شامل هیچ یک از موارد اختلافی نیست و فقط شامل عباراتی است که باید در هر توافقی درج شود. هنوز هیچ موردی را توافق نکرده‌ایم گرچه در برخی موارد اختلاف کمتر و در برخی بیشتر است».
سوال اساسی این است که چرا مذاکرات روی مسائل اصلی مورد اختلاف از جمله برنامه غنی‌سازی، رآکتور آب سنگین اراک، سایت فردو، برنامه تحقیقات و توسعه، اجرای قطعنامه‌ها و چگونگی لغو تحریم‌ها و… همه و همه حالا صورت می‌گیرد؟
چرا این مذاکرات قبل از ایست دادن به کل برنامه هسته‌ای ایران و قبل از حذف اورانیوم ۲۰ درصد غنی شده و… صورت نگرفت. اکنون که ما را متوقف کرده‌اند و دستمان خالی شده تازه مذاکرات اصلی برای غنی‌سازی و لغو تحریم‌ها را انجام می‌دهید؟
غزه: «ایست به شرط رفع حصر و بدون خلع سلاح»
موافقتنامه ژنو: «ایست بدون رفع حصر همراه با خلع سلاح»
مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز عید فطر امسال فرمودند باید از مقاومت غزه درس عبرت بگیریم، کدام درس؟ به مقاومت و مردم غزه می‌گفتند آتش‌بس را بپذیرید تا محیطی آرام برای مذاکرات فراهم شود اما آنها زیر فشار شدیدترین و خونین‌ترین حملات و بمباران‌ها نپذیرفتند چون دیپلمات‌های آنها می‌دانستند بعد از آتش‌بس و «ایست» دیگر کسی به حرف آنها گوش نخواهد داد لذا دیپلمات‌هایشان تأکید کردند «ایست به شرط رفع حصر» و مردم را هم توجیه کردند که کشته شدن کودکان، زنان و مردان را تحمل کنند تا محاصره شکسته شود. حتی در ابتدا اسرائیل با وحشتی که از بمباران‌ها و موشکباران‌های وحشیانه ایجاد کرد شرط ایست و آتش‌بس را خلع سلاح مقاومت اعلام کرد اما آنها زیر بار نرفتند و بالاخره بعد از ۵۰ روز مقاومت، «ایست به شرط رفع حصر و بدون خلع سلاح»  را به دست آوردند. اما ما طبق موافقتنامه ژنو توسعه برنامه هسته‌ای خود را «ایست» دادیم و خلع سلاح (حذف اورانیوم ۲۰ درصدی) را پذیرفتیم، تازه! حالا با دست خالی مذاکرات برای رفع حصر و مسائل اصلی را انجام می‌دهیم، یعنی ما «ایست با خلع سلاح و بدون رفع حصر» را پذیرفتیم. وقتی می‌پرسیم چرا چنین کردند؟ دوستان می‌گویند برای اینکه بتوانیم در محیطی آرام مذاکرات بر سر مسائل اصلی را انجام دهیم! مگر محیط ما چقدر ناآرام بود؟ یعنی وضعیت اضطراری ما بدتر از وضعیت اضطراری غزه بود؟  حالا دیگر با دست خالی وارد مذاکرات بر سر مسائل اصلی شده‌ایم و هم برای تداوم برنامه هسته‌ای‌مان و هم برای رفع حصر، کار بسیار سخت و دشوار شده است!
چه باید کرد؟
فقط یک راه وجود دارد که هم ما را در میان مردم پیروز و هم در برابر اجانب برای استیفای حقوق مردم قدرتمند می‌گرداند و آن اینکه «مردم را محرم بدانیم و به مردم با صداقت رجوع کنیم و همه مسائل را با شفافیت کامل با مردم در میان بگذاریم، همیاری مردم و حل مسائل حاصل خواهد شد.»
مقام معظم رهبری همیشه تأکید فرموده‌اند آگاهی، نظارت و مطالبه‌گری مردم حلال همه مشکلات کشور است.
در پایان با ذکر دعای حضرت ابراهیم(ع) نامه‌ام را تمام می‌کنم: «واجعل لی لسان صدق فی الاخرین؛ خدایا برایم گفتاری عطا فرما که همیشه به صداقت شناخته شوم».
با تقدیم احترام
ناصر نوبری– ۷/۶/۱۳۹۳





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 شهریور 1393 توسط امیرپویان
بسمه تعالی
حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر روحانی ریاست محترم جمهوری
با سلام و احترام
«صَدیقُکَ مَن صَدقَکَ لا مَن صَدَّقََک»
«دوست واقعی کسی است که به صداقت و صراحت با شما سخن گوید نه آنکه شما را تایید و تصدیق نماید».
امام علی(ع)
«آقای بهشتی فکر می‌کنید که هستید؟ اگر از این در (شورای انقلاب) بیرون بروید مردم برای شما حتی تره هم خرد نمی‌کنند!»
این جمله رئیس روابط عمومی دبیرخانه شورای انقلاب در جلسه هفتگی با شهید بهشتی، رئیس شورای انقلاب یعنی کسی که بعد از رهبر انقلاب همه‌کاره کشور و عملاً رئیس ۳ قوه کشور بود، است.
نه ‌فقط تاریخ انقلاب اسلامی بلکه در کل تاریخ ایران، بهشتی تنها رئیس کشور ایران بوده که اعضای دفترش را قوی‌ترین منتقدانش تشکیل می‌دادند، حتی می‌توان ادعا کرد در کل تاریخ سیاسی جهان، آقای بهشتی تنها رئیس حکومت و رئیس حزب فراگیر بوده که در دفتر ریاست بر حکومت حتی یک عضو از حزب فراگیری که رئیسش بوده حضور نداشت. همواره حزبی‌ها پیگیر بودند یا اعضای دبیرخانه شورای انقلاب عضو حزب شوند یا دبیرخانه تحویل حزب جمهوری اسلامی شود اما آقای بهشتی به این خواست‌ها توجه نکردند.
یک‌وقت به ایشان گفتم در کشور این همه ناسزا به شما می‌گویند چرا حتی یکبار به آنها جواب نمی‌دهید، فرمودند: «دو روش وجود دارد؛ یکی پاسخگویی به افتراها و ناسزاها و دیگری سکوت تا در طول زمان خود مردم به حقیقت پی ببرند. من روش دوم را ترجیح می‌دهم.» به همین دلیل امام فرمودند ایشان شهید مظلومند. نه‌تنها با رهبران حزب کمونیست بلکه با منتقدان جوان و بی‌نام و نشانی مانند بابک زهرایی در تلویزیون با کرامت والایی برخورد کرده و به طور‌ زنده مناظره و بحث آزاد می‌کردند. حالا برخورد ایشان را مقایسه فرمایید با برخورد جنابعالی با منتقدان که نه‌تنها تاکنون خود با آنها گفت‌وگو نفرموده‌اید بلکه هیچ نماینده‌ای هم برای گفت‌وگو و توجه و پاسخ به دیدگاه منتقدان تعیین نفرمودید و با  سانسور کامل اجازه بحث آزاد در رسانه ملی در این باره نیز داده نشد و حتی نسبت به منتقدان انواع ناسزاهای ناروا مانند بزدل سیاسی، بی‌سواد، ترسو، دل لرزان، بیکار، معدودی که از جای خاص تغذیه می‌شوند، ناقص‌الخلقه و… عنوان شد. البته آن‌زمان به شهید بهشتی با آن ویژگی‌ها انحصارطلب اطلاق می‌شد اما امروز جنابعالی از طرفداران آزادی و دگراندیشی و پلورالیسم شناخته می‌شوید.
علت تندگویی علیه منتقدان چیست؟
البته بنده و امثال بنده وقتی پای منافع ملی کشورمان پیش می‌آید بزدلیم و می‌ترسیم و می‌لرزیم! اما بالاخره ما شهروندان این کشور به ریاست جنابعالی هستیم؛ به جای حواله به جهنم بفرمایید دوستان شیردلتان ما را توجیه کنند تا از ترس و لرز بیرون بیاییم. بنده بیش از ۸ ماه است پیشنهاد کرده‌ام یک یا دو یا هرچند نفر از دوستان شیردل بیایند و در رسانه ملی و در برابر پیشگاه ملت درباره موافقتنامه ژنو با هم بحث کنیم تا بزدلی و ترس و لرز بی‌مورد ما و شیردلی دوستان برای ملت آشکار شود اما تاکنون هیچیک از این شیردلان که قوی‌ترین دیپلمات‌های جهان هستند حاضر نشده‌اند با ما به بحث بنشینند و سانسور کامل در رسانه ملی حاکم شده است. ممکن است بفرمایید سطح آنها بالاست و دون‌شأن آنهاست که با امثال بنده که کارشناس ساده هستم به بحث بنشینند البته درست است که ما دون‌پایه و کارشناس ساده هستیم اما حالا اظهارات معدودی کم‌سواد دون‌پایه که نباید این همه دلواپسی، عصبانیت و دغدغه ایجاد کند که در مهم‌ترین اجلاس سطح عالی دیپلماتیک کشور آنچنان به این معدود  ترسوی لرزان بتازید!
مشاورتان، جناب آقای آشنا از آن اظهارات تندتان دفاع کرده و فرمودند آنها از عصبانیت نبوده بلکه صریح بوده است. اگر نظر جناب مشاور درست باشد آنگاه این نتیجه حاصل می‌شود که سناریوی ناسزاگویی و پرخاشگری از قبل توسط مشاوران کارشناسی شده و یک عصبیت فی‌البداهه نبوده است. در این‌صورت باید دید هدف این موج‌سازی جدید چیست؟ آن هم در شرایطی که این عده معدود منتقد، ساکت بودند و مدتی بود صحنه کشور در این باره کاملاً آرام شده بود. احتمالاً مشاورانتان این احتمال را داده‌اند که ممکن است از مذاکرات هسته‌ای چیز قابل توجهی به دست نیاید و لذا می‌خواهند پیشاپیش با بزرگنمایی، مخالفان قدرتمند فرضی بتراشند که کارشکنی می‌کنند و ناکامی‌ها را برگردن آنها بیندازند یا ممکن است هدفشان این باشد که فضای سیاسی کشور را آنقدر پر از گردوغبار کنند که مردم متوجه نشوند چه دادند و چه به دست آوردند و در پرتو غوغاسازی‌ها و حاشیه‌سازی‌ها، حقیقت اصلی پنهان بماند. اگر قرار باشد ظرف دوـ سه ماه آینده مذاکره‌کنندگان با دست پر بیایند دیگر نیازی به اینگونه غوغاسازی و ناسزاگویی‌ها نیست، آن موقع با افتخار دستاوردهای بزرگ خود را به ملت نشان می‌دهند و جشن پیروزی ملی می‌گیرند و به طور‌ طبیعی منتقدان منزوی می‌شوند.
لطفا گفتمان را عوض نکنید! بنزسواری چه شد؟
جنابعالی به کسانی که با مذاکره مخالفند، شدیداً تاختید و آنها را بزدل، ترسو و لرزان خواندید که از هرگونه مذاکره می‌ترسند و می‌لرزند اما باید تصریح کنم بحث بر سر اصل انجام مذاکره یا عدم انجام مذاکره گفتمان یک‌سال پیش کشور بود که عده‌ای موافق و عده‌ای مخالف انجام مذاکره بودند، بنده در آن زمان در ۲ دانشگاه سخنرانی کردم و از اصل انجام مذاکره دفاع و حمایت کردم. جنابعالی در سخنرانی اخیرتان سعی فرمودید گفتمان امروز کشور را به گفتمان یک سال پیش بازگردانید در حالی که گفتمان امروز کشور بررسی و ارزیابی محصول یک‌سال مذاکره است و نه اصل مذاکره! حالا دیگر جنابعالی و دوستان شیردلتان یک سال است با آمریکایی‌ها هرطور و هرمقدار مذاکره کرده‌اید، آن‌طور که می‌گویند دوستان شیردل و آمریکایی‌ها در طول مذاکرات آنقدر صمیمی شدند که یکدیگر را با اسم کوچک صدا می‌کنند. بعد از ۳۷ سال از آخرین تماس تلفنی شاه ایران با رئیس‌جمهور آمریکا، جنابعالی اولین رئیس کشور ایران هستید که با رئیس‌جمهور آمریکا تلفنی صحبت کردید، پس هرگونه ارتباط، تماس و مذاکره که ممکن بوده، یک‌سال است که انجام شده و حالا گفتمان را لطفاً عوض نکنید، گفتمان امروز کشور محصول مذاکرات یک‌ساله است و نه اصل مذاکره! و در این باره مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با سفیران و دیپلمات‌های کشور اعلام فرمودند یک‌سال مذاکره محصولی جز افزایش تحریم‌ها و دشمنی‌ها نداشته است. میزان آزادی عملی که جنابعالی و دوستان مذاکره‌کننده‌تان در این یک‌سال داشته‌اید در تمام دوران ۳۶ ساله بعد از انقلاب، هیچ دولتی در این حد و اندازه نداشته است، در واقع دولت جنابعالی هزینه‌های بسیار بزرگ ملی را در این باره مصرف کرده و امروز باید بیلان و ماحصل این مذاکرات با صرف هزینه‌های ملی را بیان کند، نه اینکه دوباره به سال گذشته برگردید و صحبت از ترس بعضی‌ها از نفس مذاکره فرمایید. وقتی مذاکرات ۱۰ سال پیش‌تان شکست خورد در کتاب‌تان فرمودید غیرمتعهدها مانند دوچرخه‌اند و اروپا مانند پیکان است و آمریکا مانند بنز و فرمودید آن موقع فقط امکان پیکان‌سواری داشتید و فرمودید مذاکرات با اروپا با کارشکنی آمریکا شکست خورد. یعنی اینکه آن موقع بنز با یک ویراژ موجب چپ کردن پیکان شد. اما اکنون یک‌سال است که هرچقدر خواستید بنزسواری کردید لذا امروز باید نتیجه یک‌سال بنزسواری را بفرمایید!
تبدیل اتاق فکر به اتاق عملیات (کارشکنی!)
فرمودید منظورتان از آن ناسزاها، منتقدان و مخالفان نبوده‌اند، منظورتان کسانی هستند که اتاق فکرشان را به اتاق عملیات تبدیل کرده‌اند. حالا فرض کنیم عده‌ای هستند که در یک اتاق در مورد این مسائل فکر می‌کنند و بعد هم تصمیماتی می‌گیرند و آنها را عملیاتی می‌کنند (اتاق عملیات)، فکر کردن که ان‌شاءالله آزاد است اما عملیات آن عده معدود اگر غیرقانونی است که جایی برای ناسزا نیست باید  دستور پیگرد قانونی و مجازات آنها را صادر فرمایید و قوه قضائیه باید به اقدامات خلاف قانون آنها رسیدگی کند، بنده که فردی مستقلم و در تمام دولت‌ها پست و منصب داشته‌ام الا دولت گذشته، اما فرض کنیم عده‌ای از جناح‌های مقابل جنابعالی، سعی می‌کنند نقاط ضعف سیاست‌ها و اقدامات جنابعالی و تیم مذاکراتی را پیدا کنند و آنها را به روش‌های گوناگون مطرح کنند، خب! این طبیعت نظام‌های آزاد و مردمسالار است، این که جرم نیست. در آمریکا، اکنون جمهوریخواهان تلاش می‌کنند نقاط ضعف دموکرات‌ها را بیابند و روی آنها انگشت بگذارند و تبلیغات کنند تا در دور بعدی دموکرات‌ها را شکست دهند. این خاصیت مثبت دموکراسی و نظام‌های چندگانه است که جناح‌ها از ترس یکدیگر سعی می‌کنند کمتر نقطه ضعف داشته باشند، بنابراین در برابر چنین اقداماتی هم جای ناسزاگویی از طرف رئیس‌جمهور نیست. تاکنون مقام معظم رهبری و تمام ارکان حکومتی و اکثریت مجلس از مذاکرات و تیم مذاکراتی قویاً حمایت کرده‌اند و معدود منتقدان هم جز حرف زدن امکانی در نظام تصمیم‌گیری کشور ندارند که بتوانند در مسیر اقدامات جنابعالی و تیم مذاکراتی کارشکنی کنند و لذا این ناسزاگویی‌ها صرفاً یک بزرگنمایی از منتقدان است.
قوی‌ترین دیپلمات‌ها و مذاکرات؟!
فرمودید جنابعالی و تیم‌تان قوی‌ترین دیپلمات‌ها در منطقه و جهان هستید و احاله فرمودید به مذاکرات ۱۰ سال پیش خودتان و فرمودید کتاب‌تان را مطالعه کنیم تا از مذاکرات قدرتمند جنابعالی و قوی‌ترین دیپلمات‌ها مطلع شویم. در این باره سوال اصلی این است که مذاکرات تیمی که ۱۰ سال پیش شکست خورده را چگونه به‌عنوان یک نمونه عالی و الگوی موفق مطرح می‌فرمایید، این مانند آن است که یک تیم فوتبال ۱۰ سال پیش در یک بازی از حریف خود ۶ بر صفر باخته باشد و حالا سرمربی آن تیم خود را قوی‌ترین تیم بنامد و حتی ماجرای آن بازی شکست خورده را به عنوان یک الگوی موفق بنویسد و با افتخار خواستار مطالعه تاکتیک‌ها و تکنیک‌های آن تیم شکست‌خورده شود!
فرمودید معمول نیست متن مذاکرات در کتاب نوشته شود ولی جنابعالی منت گذاشتید و متن مذاکرات قوی ۱۰ سال پیش را برای آگاهی ما نوشته‌اید که بخوانیم و از ترس و دل لرزانی بیرون بیاییم.
جناب آقای روحانی! در اینجا باید تأکید کنم که یک دیپلماسی وقتی موفق است که به هدفش نائل‌ آید، دیپلماسی، صرف بیانیه و اعلامیه قوی خواندن در اتاق مذاکره نیست که اکنون ما را احاله به متن مذاکرات خودتان می‌فرمایید، دیپلماسی مجموعه‌ای از مذاکرات و اقدامات است که برای رسیدن به هدفی خاص صورت می‌گیرد و میزان موفقیتش با میزان رسیدن به هدفش سنجیده می‌شود نه با متن مذاکرات!
استراتژی اعتمادسازی یکطرفه جنابعالی و تیم‌تان در ۱۰ سال پیش برای حل مناقشه هسته‌ای شکست خورد و اتفاقاً امروز باید برعکس، از شکست آن استراتژی درس می‌گرفتیم و از آن پرهیز می‌کردیم که شکستی دوباره حاصل نشود و اتفاقا دل‌نگرانی بنده به خاطر تکرار آن استراتژی و احتمال شکستی دوباره است.
حق غنی‌سازی صنعتی یا حق فرفره‌بازی!
سوم آذرماه ۹۲ روز امضای موافقتنامه ژنو در پیامتان فرمودید:
«حقوق هسته‌ای و حق غنی‌سازی ملت ایران مورد اذعان قدرت‌های جهانی که سال‌ها سعی بر انکار آن داشتند قرار گرفت… دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناخته شدن حقوق هسته‌ای و حق غنی‌سازی ملت ایران است».
اگر این حق بزرگ و اساسی را گرفته‌ایم پس حالا چه مشکلی وجود دارد که اکنون در گزارش یک‌ساله‌تان از احتمال شکست مذاکرات سخن می‌گویید، در حالی‌که برعکس بوده و حقی را که NPT در ماده ۴ به همه اعضا بدون هیچ قید و بند و محدودیت در فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای داده است موافقتنامه ژنو در اندازه، درصد، حجم، مکان، ذخائر، تشخیص میزان نیاز کشور و….. همه را مشروط به توافق با آمریکا و طرف‌های مقابل کرده، محدودیتی که هیچ‌یک از اعضای NPT بدان ملزم نیستند و این نه‌تنها اذعان به حق قانونی ما در ماده ۴ NPT  نیست بلکه تنازل از آن ماده و تهی کردن آن می‌باشد. بنده در آن نامه‌ام تصریح کرده بودم وقتی نیاز عملی کشور به میزان غنی‌سازی را مشروط به موافقت آمریکا و طرف‌های مقابل کردیم، این نقض حاکمیت ملی کشور است که بیگانگان مجاز به دخالت در تصمیم‌گیری‌های ملی و داخلی کشور شده‌اند و در اینکه ما در کشورمان به چه چیز چه مقدار نیاز داریم دخالت می‌کنند. درواقع موافقتنامه ژنو، سند قانونی کردن مداخلات آمریکا در امور داخلی ایران است. بنده در نامه‌ام تصریح کردم: «هدف از قرار دادن این بند در موافقتنامه ژنو محدود کردن ایران حتی در فاز ۵درصد است، آنها سعی خواهند کرد از غنی‌سازی شیر بی‌دم و یال و کوپال و اشکم بسازند (غنی‌سازی دکوری) و نهایتاً هم منت بگذارند که با غنی‌سازی موافقت کرده‌اند».
آیا امروز آنها به دنبال این هدف نیستند؟ آیا به همین دلیل مذاکرات وین به بن‌بست نرسید که مجبور به تمدید مذاکرات شدیم؟ آیا آنها امروز به خطوط قرمز ما ورود نکرده‌اند و حد و اندازه نیاز کشور ما به غنی‌سازی صلح‌آمیز (۵درصد) را تعیین نمی‌کنند؟ آیا اختلاف اصلی این نیست که آنها می‌گویند ما در ۱۵ سال آینده بیش از ۴۰۰۰ سانتریفیوژ برای نیازهای کشورمان لازم نداریم؟ و آیا ما حالا در چانه‌زنی این مساله نیستیم که ثابت کنیم نیاز کشور ما بیشتر است؟ طوری که مقام معظم رهبری ورود کردند و در یک سخنرانی علنی بر عدد و رقم نیاز عملی کشورمان درباره غنی‌سازی تأکید و تصریح فرمودند. قرارداد ما با روس‌ها برای نیروگاه بوشهر ۷ سال دیگر تمام می‌شود و بنابراین ۷ سال دیگر کشورمان سالانه به ۱۹۰ هزار سو غنی‌سازی نیاز دارد که با سانتریفیوژهای اولی تقریباً همین تعداد سانتریفیوژ لازم داریم لذا بر این عدد و رقم مقام معظم رهبری تأکید و تصریح فرمودند.
بنابر اظهار مقام معظم رهبری، آنها به مرگ گرفته‌اند تا ما به تب راضی شویم یعنی آنها ممکن است  تا ۱۰ هزار سو را رضایت دهند در حالی که نیاز واقعی و عملی ما ۱۹۰ هزار سو است. آنها می‌گویند وقتی قراردادتان با روس‌ها تمام شد، دوباره قرارداد ببندید و باز از روس‌ها بخرید! یعنی ما حق نداریم وابستگی‌مان به روس‌ها را در این باره پایان دهیم!
در واقع در امور داخلی ما که نیازمان را خودمان تأمین کنیم یا اینکه وابسته بمانیم و از خارج بخریم را، آمریکا و روسیه و قدرت‌های بزرگ تعیین می‌کنند، اگر غنی‌سازی ما نتواند صنعت برق ما را تأمین کند آیا همان غنی‌سازی دکوری که بنده پیش‌بینی کرده بودم، نیست؟
این همه سال با صرف هزینه‌های گزاف مادی و انسانی و شهدای هسته‌ای پس کارکردش چیست؟
آقای رئیس‌جمهور! موافقتنامه ژنو حق غنی‌سازی را برای ملت ایران گرفت یا حق فرفره‌بازی را؟ اگر چرخش سانتریفیوژها نیازهای صلح‌آمیز صنعت برق ما را تأمین نکند، چرخش آنها با چرخش فرفره‌های اسباب‌بازی کودکان چه فرقی دارد؟
پرانتز ما و پرانتز آمریکایی‌ها!
آقای ظریف فرموده‌اند انشای متن نهایی آماده شده و در موارد اختلافی پرانتزهای خالی گذاشته شده که در ۳-۲ ماه آینده این پرانتزهای خالی را با رایزنی پر خواهند کرد. بنده با توجه به شناختی که از عملکرد آمریکایی‌ها و طرف‌های مقابل دارم، می‌توانم پیش‌بینی کنم که درباره اختلاف اصلی یعنی مساله «غنی‌سازی» آنها چه خواهند کرد و لذا برای همکاری و کمک به جنابعالی و تیم مذاکره‌کننده نکاتی را مطرح می‌کنم:
آمریکایی‌ها و طرف‌های مقابل سعی خواهند کرد با همان ترفندهای حرفه‌ای‌شان با کلمات کلی این پرانتز را پر کنند و سرمان کلاه بگذارند و دوباره در آینده با بهانه‌بازی‌شان همچنان عملاً دستمان خالی بماند اما ما با توجه به تأکید و تصریح مقام معظم رهبری و اعلام نیاز عملی سازمان انرژی اتمی، باید پرانتز مربوط به غنی‌سازی و نیازهای عملی ایران را با این جمله پر کنیم: (ایران در طول ۷ سال آینده طوری بر ظرفیت و توان غنی‌سازی خود اضافه خواهد کرد که پس از ۷ سال قادر شود سالانه ۱۹۰هزار سو غنی‌سازی کند). آمریکایی‌ها و گروه ۱+۵ خواهند گفت ذکر عدد و رقم در توافقنامه بی‌مورد است و سعی خواهند کرد این پرانتز را چنین پر کنند: (بعد از پایان دوره زمانی «۱۰ یا ۱۲ یا ۱۵ساله»  گام نهایی و اجرای موفق و کامل گام نهایی، با ایران مانند کشورهای عضو NPT که سلاح هسته‌ای ندارند رفتار خواهد شد). نکته مهمی که باید جنابعالی و تیم محترم مذاکره‌کننده توجه فرمایند این است که این جمله کلی و چندپهلو است به طور‌ی که کشورهای عضو NPT که سلاح هسته‌ای ندارند شامل هر دو دسته است؛ یک دسته، آنهایی که چرخه سوخت و پروسه غنی‌سازی بومی دارند و دسته دیگر، آنها که چرخه سوخت و غنی‌سازی بومی ندارند و اورانیوم غنی شده را از خارج می‌خرند. یعنی بعد از این دوره طولانی‌مدت دوباره ما می‌رویم سر خانه اول و دوباره باز دعوای اصلی از اول شروع می‌شود که ما جزو کدامیک از اینها خواهیم بود و دوباره آمریکا خواهد گفت بهتر است شما جزو دسته دوم باشید و از خارج بخرید. اگر این‌کار را نخواهند کرد در متن تصریح کنند ما جزو کدامیک از این دو دسته خواهیم بود. همانطور که در پرانتز مورد نظر خودمان تصریح کردم باید با عدد و رقم مشخص ذکر شود و نه کلی! و از طرف دیگر کدام مرجع بی‌طرف پیش‌بینی شده که بعد از ۱۰ سال تایید کند ما گام نهایی را کامل و درست اجرا کرده‌ایم، اگر مرجع تعیین‌کننده، آژانس انرژی اتمی است که اساساً بانی و باعث تمام مشکلات و بحران هسته‌ای ما ناشی از بهانه‌جویی‌ها و عدم بی‌طرفی‌ و غرض‌ورزی‌های آژانس است که تحت نفوذ آمریکا و دیگر قدرت‌های جهانی است بنابراین در آن زمان(زمان نسل آینده!)، دوباره روز از نو روزی از نو، با یک بهانه‌جویی آژانس، بازی ادامه یافته و ما هم (فرزندانمان) طبق معمول دادمان به جایی نخواهد رسید!
از طرف دیگر اگر حتی ۱۰ سال دیگر ما آزاد شویم و امکان توسعه از آن موقع پیدا کنیم ۱۰ سال بعد از آن طول خواهد کشید تا توان ما به ۱۹۰ هزار سو برسد.
مراقب روس‌ها باشید
روس‌ها حتی آن موقع که رهبری اردوگاه به اصطلاح ایدئولوژی نجاتبخش جهانی را یدک می‌کشیدند باز فرصت‌طلب بودند و به سختی از اشغال شمال کشور ما دست برداشتند اما در دوره جنگ سرد و به خاطر حفظ پرستیژ ابرقدرتی و رهبری یکی از ۲ اردوگاه جهانی تا حدودی در فرصت‌طلبی، برخی ملاحظات و قید و بندهایی را رعایت می‌کردند اما روس‌های کنونی در فرصت‌طلبی دیگر هیچ ملاحظه‌ای ندارند و تبدیل به یک دلال صرفاً سودجوی بین‌المللی شده‌اند، اهرم‌ها و برگ‌های گوناگون را با توجه به امکانات و قدرتی که دارند، می‌سازند و در صحنه بین‌المللی براساس منافعشان با آنها وارد بازی و  معامله می‌شوند. یکی از برگ‌های بسیار سودمندشان بازی با برگ ایران است. آنها در تکمیل نیروگاه بوشهر با تعاملی که با غرب و صهیونیست‌ها داشتند به بهانه‌های فنی و مالی، بازی با زمان کردند و تا آنجا که می‌توانستند طولانی کردند. درباره S300  هم قرارداد رسمی با ما را به غرب و صهیونیست‌ها فروختند. غیر از حساسیت‌های کلاسیک روس‌ها درباره تبدیل ایران به یک همسایه قدرتمند و اتمی، آنها به عنوان منفعت‌طلبی تجاری نیز، اینکه ایران همیشه وابسته به روس‌ها بماند و خریدار اورانیوم غنی‌شده از روس‌ها باشد را ترجیح می‌دهند و به همین دلیل در عمق با مواضع آمریکایی‌ها که ایران چرخه سوخت ملی و غنی‌سازی بومی نداشته باشد هماهنگ هستند. حتی اگر ما از روس‌ها نخریم باز برای اینکه دست در بازار سوخت هسته‌ای زیاد نشود، روس‌ها ترجیح می‌دهند ما خریدار سوخت هسته‌ای باشیم تا تولیدکننده، در هرحال در دهه‌های آینده پس از پایان ذخایر نفت، در بازار انرژی، سوخت هسته‌ای مهم خواهد بود. در واقع در مناقشه هسته‌ای در بازی به مرگ بگیر تا ایران به تب راضی شود، بازیگری اصلی مرگ نهایتاً با آمریکایی‌هاست و بازیگری اصلی به تب گرفتن با روس‌هاست که روس‌ها نقش خود را مانند یک دلال حرفه‌ای هم به ایران می‌فروشند و هم به آمریکا و غرب! روس‌ها با هنرمندی فوق‌العاده با استفاده از برگ ایران، کریمه، استراتژیک‌ترین بخش اوکراین را بلعیدند. آنها رسماً به آمریکایی‌ها هشدار دادند که اگر می‌خواهند روس‌ها دست آمریکایی‌ها را در مناقشه هسته‌ای علیه ایران باز بگذارند باید آمریکایی‌ها هم دست روس‌ها را در بحران اوکراین باز بگذارند. آمریکایی‌ها این هشدار روس‌ها را جدی گرفتند و اقدام قرن نوزدهمی روس‌ها در قرن بیست و یکم یعنی جداسازی کریمه و الحاق آن به روسیه را فقط نظارت کردند، اکنون دیگر کریمه فراموش شده و صرفاً صحبت از بحران و بی‌ثباتی در شرق اوکراین است. روس‌ها حتی با توان فوق‌العاده دیپلماسی خود و ناشیگری و ناتوانی دیپلماسی ایران، به راحتی روی امکانات ایران در خاورمیانه که با هزینه‌های فراوان به دست آمده سوار می‌شوند و از آنها برای ارتقای موقعیت از دست رفته خود در خاورمیانه استفاده می‌کنند. در مناقشه سوریه و ماجرای اجلاس ژنو ۲ دیدیم که آقای ظریف رفت مسکو و همه تخم‌مرغ‌های ایران را به جیب روس‌ها ریخت و روس‌ها هم آقای ظریف را پشت در اجلاس ژنو ۲ جا گذاشتند، در حالی که اگر می‌خواستند می‌توانستند ایران را وارد اجلاس ژنو۲ کنند البته این کارکرد قدیمی و سنتی دیپلماسی قجری و پهلوی است که برای پوشش گرایش به غرب و آمریکا، تحرکاتی هم با شرقی‌ها و روس‌ها می‌شود تا یک بالانسی به نمایش گذاشته شود. لازم به یادآوری است رابطه با روس‌ها در زمان رهبری حضرت امام(ره) و ریاست جمهوری مقام معظم رهبری برپایه برابری و احترام متقابل همسایگی و حسن همجواری پی‌ریزی شد اما متأسفانه بعدها به دلیل ناشیگری‌ها و سیاست خارجی یکسویه نگاه به شرق، تبدیل به یک رابطه یکطرفه و فرصت‌طلبانه به نفع روس‌ها شد؛ نگاه یکسویه به شرق یا غرب برای سیاست خارجی ایران سمی مهلک است. بنده در سال‌های گذشته بر این اشتباه استراتژیک و ناشیگری در قبال روسیه بویژه در قبال مناقشه هسته‌ای هشدار دادم (در صورت لزوم به دفترتان بفرمایید به سایت بنده با آدرس NASERNOBARI.COM مراجعه و موارد را به استحضار عالی برسانند.)




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 شهریور 1393 توسط امیرپویان

روابط عمومی ‌کل سپاه ازسرنگونی یک فروند پهپاد جاسوسی رژیم صهیونیستی توسط پدافند نیروی هوافضای سپاه خبر داد.

به گزارش رجانیوز، روابط عمومی کل سپاه در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: یک فروند هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین رژیم صهیونیستی پس از رهگیری توسط پدافند نیروی هوافضای سپاه مورد اصابت موشک قرار گرفت و سرنگون شد.

براساس این اطلاعیه هواپیمای منهدم شده از نوع پنهانکار و رادار گریز بوده و قصد نفوذ به حریم منطقه‌ هسته‌ای نطنز را داشت که با هوشیاری و اقدام به موقع شبکه پدافندی، قبل از ورود به منطقه مورد اصابت موشک زمین به هوا قرار گرفت.
 
این اطلاعیه افزوده است: این اقدام شیطنت‌آمیز باردیگر خوی ماجراجویی رژیم صهیونیستی را آشکارتر و برگ سیاه دیگری به پرونده سراسر جنایت و خباثت این رژیم جعلی و جنگ طلب افزود.
 
در این اطلاعیه همچنین تاکید شده است: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار سایر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای دفاع از ملت شریف و سرزمین اسلامی ایران از آمادگی همه جانبه و قاطع برخوردار بوده و حق هر گونه واکنش و مقابله به مثل را برای خود محفوظ می داند.




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 شهریور 1393 توسط امیرپویان

امیرپویان صبوحی نوشت:

غربی‌ها به اظهارنظرهای بی‌ربط، عجیب و جلب توجه کننده‌ی سیاستمداران که به قصد منحرف‌سازی افکار عمومی صورت می‌گیرد، ((شاه ماهی قرمز)) می‌گویند.
به نظر می‌رسد ادبیاتی که حسن روحانی در برابر منتقدان دولت خود به کار می‌گیرد، نه یک خطای کلامی، بلکه تاکتیک شاه ماهی قرمز است.
اما چرا رئیس دولت درستکاران از چنین تاکتیکی استفاده می‌کند؟
یک: عملکرد اقتصادی دولت حتی از منظر اقتصاددانان همفکر دولت ...
هم قابل دفاع نیست. بسته‌ی اقتصادی دولت با انتقاد بسیاری از صاحب‌نظران مواجه شده و تیم اقتصادی دولت نیز پاسخ قانع‌کننده‌ای ندارد. با گذشت بیش از یک سال از عمر دولت، وعده‌های اقتصادی دولت محقق نشده و چشم‌انداز روشنی هم برای آن تعریف نشده است.
دو: با گذشت یک سال از عمر دولت، بی‌تفاوتی در دولت برای مبارزه با فساد اقتصادی دیده می‌شود و رانت 650 میلیون یورویی از سوی سازمان بازرسی کل کشور تأیید شده است. از طرفی دادگاه بین المللی ایران را در ماجرای کرسنت محکوم کرده که کشور با بدهکاری 54هزار میلیارد تومانی مواجه شده و غیرقابل تحمل‌تر از آن تصدی پست وزارت توسط مسبب اصلی آن در این دولت است.
سه: غضب رئیس جمهور نسبت به منتقدان توافق هسته‌ای نشان از عدم دستاورد چشمگیر برای ایران در توافق ننگین ژنو دارد؛ چراکه اگر دستاوردی باشد خودش بهترین دفاع است و لزومی به توهین به منتقدان نیست. به نظر می‌رسد تنها دستاورد ژنوچای! شکستن اعتبار 30 ساله‌ی انقلابی ایران در عدم اعتنا به جنایتکاران آمریکایی بود که این اعتبار با تماس بیهوده تلفنی با رئیس جمهور مؤدب و باهوش آمریکا از بین رفت.
در مجموع به نظر میرسد آقای روحانی با نسبت دادن تمامی منتقدین به دولتی که رفته است! و اهانت به آنان، به دنبال حفظ فضای (احمدی‌نژاد مقصره) برای بهره‌برداری از آن در انتخابات آتی است.

با تشکر از: دکتر مهدی صادقی





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 شهریور 1393 توسط امیرپویان
بیانات دیروز (22 مرداد) رهبر معظم انقلاب درخصوص بی فایده بودن مذاکره و تعامل با امریکا مارک دوبوویچ، رییس بنیاد دفاع دموکراسی و مشاور قانونگذاران امریکایی در امور تحریم ها را به واکنش واداشت. دوبوویچ که بسیار عصبانی بود در گفتگو با خبرنگار واشنگتن پست اظهار داشت: ”از همان ابتدا می دانستم [آیت الله] خامنه ای خود را در علاقه ی روحانی به نوع خاص سیاست دیپلماتیکش در قبال اروپا و ایالات متحده سهیم نخواهد کرد. از نقطه نظر [آیت الله] خامنه ای، تعظیم دربرابر به غربی ها گناه است!"

دوبوویچ که در خلال سخنانش علت عصبانیت خود را وسعت نفوذ و قدرت سیاسی و مردمی رهبر انقلاب عنوان می کند افزود: واقعیت این است که [آیت الله] خامنه ای از سیاست های ایالات متحده متنفر است و برای این نفرت خود نیز دلایلی دارد که یکی از دلایل آن، پناه بردن امریکا به دیپلماسی، از ترس جنگ متعارف نظامی است. مشکل ما این است که وی حرف آخر را در ایران میزند.

واشنگتن پست درخصوص اختلاف نظر بین مقام معظم رهبری و تیم سیاست خارجی دولت درخصوص نتیجه بخش یا بی نتیجه بودن مذاکرات می نویسد: ”بالاخره مشخص شد که با وجود تمام الفاظ و رفتارهای ملایمی که از روحانی دیدیم، ولی نظام اسلامی کماکان سیاست های اساسی پیشین خود در قبال برنامه هسته ای خویش را حفظ کرده است."

جنیفر روبین، تحلیلگر واشنگتن پست معتقد است سخنان رهبر ایران تاثیری بر سیاست های دولت دکتر روحانی نخواهد داشت زیرا وی تمام هدف خود را بر نتیجه بخش ساختن مذاکرات متمرکز کرده است. روبین درخصوص اقدام جدید ایالات متحده با توجه به تذکرات رهبر معظم انقلاب پیشنهاد می دهد: ”کاری که کاخ سفید و کنگره باید انجام دهند، ایجاد تغییر در تحلیل های سود-هزینه برای رفع مشکل انعطاف ناپذیری ایران است. اقداماتی از قبیل افزایش تحریم ها، آغاز ممانعت شدید از ارسال محموله های نظامی ایران به عناصر عملیاتی اش در نقاط مختلف جهان، هماهنگی بیشتر با متحدین سنی مذهب در منطقه، انتقال تجهیزات جدید نظامی به اسرائیل به نحوی که احتمال حمله ی نظامی به ایران گسترش یابد، تلاش برای خلع سلاح غزه در عوض کمک به حماس، حمایت هرچه بیشتر از اسرائیل در جنگ با حماس، و ممانعت از انجام تحقیقات درخصوص جرائم جنگی اسرائیل با استفاده از حربه ی قطع سرمایه ی کل شورای حقوق بشر سازمان ملل اهرم هایی هستند که می توانیم با استفاده از آنها توازن سود-هزینه را برای ایران در مذاکرات بر هم بزنیم [تا به خواسته های ما تن بدهند]."

روبین با افزودن یک مورد دیگر به پیشنهادات خود، تجهیز ارتش آزاد سوریه و سرنگونی بشار اسد را تیر خلاص به ایران عنوان کرد و افزود: ”پس از آن نوبت به جنگ نظامی میرسد. ایران معتقد است که امریکا توان جنگ نظامی را ندارد. این درست است ولی سران ایران نباید فراموش کنند که اسرائیل مدتها خواهان حمله ی نظامی به این کشور است. ما نیز به او کمک خواهیم کرد تا ایران را وادار کنیم تا بین حفظ نظام و کشور خود، و حفظ برنامه هسته ای خود یکی را انتخاب کنند!"

عصبانیت تحلیلگرانی نظیر روبین و دوبوویچ نشان از استیصال و انفعال سیاسیون غربی در مواجهه با مواضع قاطعانه ی ضد استکباری نظام اسلامی دارد. اما ماری هارف، سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا ترجیح داد با فرافکنی، از دولت متبوع خود رفع اتهام نموده و افزودن تحریم های جدید در طول مذاکرات را غیرواقعی بداند. این در حالی است که فهرست تحریم هایی که به بهانه های مختلف در طول یک سال و نیم گذشته افزایش یافته اند به راحتی قابل دسترسی است و مشکل ایران فقط تحریم های هسته ای نبوده اند. ای بی سی نیوز پس از بازنشر فرافکنی های ماری هارف، با بازتاب انتقاد شدیداللحن اخیر دکتر روحانی از منتقدین خود نوشت جای بسی امیدواری است که [آیت الله خامنه ای] ادامه ی مذاکرات را ممنوع نکرد.





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 مرداد 1393 توسط امیرپویان

امیرپویان صبوحی در وبلاگ ولایتمدار نوشت:

لحن عجیب و غریب روحانی که هر روز بی‌محاباتر از قبل می‌شود بیش از این که از عصبانیت وی از برخی افراد و گروه‌ها حکایت کند، از شکست خوردن زودهنگام دولت بدون برنامه روحانی پس از یک سال از سرکار آمدن خبر می‌دهد.

شمارش معکوس زوال اولین دولت چهارساله ایران اسلامی به گوش می‌رسد…

در دولت اعتدال و تدبیر و یک مشت از همین واژه های قشنگ، سبک جدیدی از تحمل منتقد و رعایت ادب در ادبیات رییس دولت را به نظاره نشسته ایم…

آن کس که اسب داشت، غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 مرداد 1393 توسط امیرپویان

جناب آقای روحانی، ظاهراً باز هم منتقدان روند مذاکرات ژنو را طوری نواخته اید که سخنان پر از بوی عصبانیت شما هر شنونده ای را به این نتیجه میرساند که: چرا حسن روحانی که در اَوان به قدرت رسیدنش حتی دانش آموزان مدارس را دعوت به نوشتن و خواندن انشای انتقادآمیز از ریاست جمهور میکرد اکنون منتقدین مذاکرات هسته ای کشور را به این شدت مورد نوازش قرار داده و آنها را با لحنی جبرآلود! به گرمای جهنم حواله میدهد؟ همان حسن روحانی را میگوییم که دلسوزان ارزشهای دینی را سرزنش کرد که دنبال بهشت اجباری! برای مردم نباشند.

این قلم در پی نقد تمامی محتوای گرمازای! سخنان شما نیست زیرا که فرمایشات امام خامنه ای (مدظله) ما و شما را کفایت میکند (
اینجا) فقط خواستیم بگوییم :

محبت کنید و حواله های گرمای جهنم مورد اشاره تان را بگذارید برای وقتی دیگر!

چرا که فعلا فضای رسانه ای کشور و حواس مردم ایران گرم چهار موضوع است:

الف ) پرونده ی مهدی هاشمی

ب) جهنم پرونده کرسنت و غرامت  10 هزار میلیاردی که معلوم نیست از کیسه ی چه کسی باید جبران شود

ج)  جهنم سقوط هواپیمای دیروز و بررسی عنقریب کفایت یا عدم کفایت وزیر راه دولت شما در مجلس

د) پرونده ی استیضاح وزیر علوم دولت شما

مهران موزون





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 مرداد 1393 توسط امیرپویان
رئیس‌جمهور در همایش سالانه سفرا و روسای نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور با بیان اینکه عده ای در خارج اسلام هراسی، ایران هراسی و شیعه هراسی را مطرح می‌کنند و عده ای نیز در داخل تعامل هراسی را مطرح می‌کنند اظهار داشت: ایران همیشه از مظلوم دفاع کرده و پس از تجاوز بعثی‌ها مرزهای خود را به به روی میلیون‌ها عراقی آواره باز و به آنها کمک کرد.

وی افزود: از روز اول پیروزی انقلاب تاکنون در ایران دموکراسی حاکم بوده و مردم هر سال به پای صندوق‌های رای شتافتند.

روحانی همچنین درا دامه گفت: آیا این ایران جای هراس دارد!؟ سراسر کشور ایران خدمت به منطقه است و کشوری است که می‌خواهد منطقه را از جنگ خارج کند.

رئیس‌جمهور با اشاره به اینکه برخی می‌گویند چرا با یک خارجی نزدیک شدید اینها الکتریسیته خطرناکی دارند!، گفت: یک آقایی می‌گوید ما هر وقت با خارجی‌ها مذاکره کردیم شکست نصیب ما شد! اینهمه رهبری و امام گفتند خودباوری و اعتماد به نفس؛ آیا این است اعتماد به نفس؟ ما می‌ترسیم!؟ ما در منطق کم نمی‌آوریم؛ ما دیپلمات‌های مجربی داریم.

وی افزود: امروز در رأس وزارت خارجه افرادی هستند که جزو برترین دیپلمات‌های جهانی هستند و نه منطقه؛ بروید صورت مذاکرات سالیان دراز گذشته را بخوانید.

رئیس جمهور خاطر نشان کرد: من از بس دیدم بعضی‌ها هراسان زندگی می‌کنند و چون خود به اعتماد به نفس ندارند همه را هم اینچنین می‌بینند ناچار شدم چند مورد مذاکرات خودم با برترین مقامات اروپایی را در کتاب هسته ای عینا بیاورم.

وی با بیان اینکه این کار را کردم تا ترسوها ببینند و بخوانند گفت: عده‌ای شعار می‌دهند ولی بزدل سیاسی هستند. هر وقت که مذاکره می شود عده ای می‌گویند که ما می‌لرزیم؛ "خب به جهنم بروید یک جایی که نلرزید".

رئیس‌جمهور دنیای امروز را دنیای پیچیده‌ای دانست و افزود: ما از نظام دو قطبی عبور کرده‌ایم. نظام جدید هنوز استقرار پیدا نکرده و هر گروهی دنبال یک تشکل جدید است.

وی در ادامه خاطر نشان کرد: ایران در سایه استقلال و خودباری‌اش در برابر دیگران می ایستد و از منافع خود دفاع می‌کند.

روحانی با بیان اینکه امروز این دولت اهل شعار نیست و اهل عمل است تصریح کرد: ما شعور می‌خواهیم به جای شعار، ما تدبیر می‌خواهیم به جای تصمیمات یک شبه. ما می‌توانیم مشکلاتمان را حل کنیم که یکی از آنها توافق ژنو بود که قدم مهمی برداشته شد که هم اصل غنی‌سازی در ایران پذیرفته شد و هم اینکه حق غنی‌سازی ما در چارچوب نیازمان باید باشد.

رئیس‌جمهور در ادامه با اشاره به موضوع توافقات هسته‌ای گفت: این موضوع که بین ایران و دیگر اعضای ان پی تی تفاوتی نباشد پذیرفته شده است.  دولت و وزارت خارجه کار بزرگی انجام دادند و امروز اگر عده‌ای ممنون نباشند در آینده ممنون خواهند شد.

روحانی خطاب به سفرا و روسای نمایندگی های جمهوری اسلامی در خارج از کشور با بیان اینکه باید کمربند دیپلماتیک خود را محکم کنید و به میدان بیایید، گفت: این دولت تصمیمش بر تعامل سازنده با دنیا است و شما هستید که باید اراده ملت ایران را برای سیاسیون جهان و افکار عمومی بازگو کنید و کمربند دیپلماتیک خود را ببندید.

رئیس‌جمهور افزود: ما در پی روابط نزدیک‌تر با دنیا هستیم و دنیا باید بداند ما تعارف نمی‌کنیم و شعار نمی‌دهیم و می‌خواهیم روابط صمیمانه و برد-برد نه تنها در بحث هسته‌ای بلکه در همه حوزه‌ها داشته باشیم.

وی تاکید کرد: کل بخش دیپلماسی ما باید چهره جمهوری اسلامی که در سالیان گذشته به ناروا جلوه داده شده است را برگردانند و چهره واقعی آن باید به دنیا نشان داده شود.

روحانی خط قرمز جمهوری اسلامی را هیچ چیز جز منافع ملی ندانست و گفت: جایی که منافع ملی ما تضمین شود آنجا چراغ سبز ما است.ما به دنبال برد - باخت نیستیم؛ یکی به من می‌گفت طوری عمل کنید که بتوانید خوب سر طرف مقابل کلاه بذارید! برخی طوری حرف می‌زنند که برای نیم قرن پیش است. برد - باخت ثابت نمی‌ماند بلکه آنچه می‌ماند و پایه‌ای برای حرکت بعد می‌شود، برد- برد است.

وی افزود: در بحث هسته‌ای هم بنای ما برد - برد است و دنیا باید بفهمد ما هیچ عجله ای نداریم اما تاخیر را هم به نفع کسی نمی‌بینیم. دنیا باید بداند ما تحریم را ظالمانه می‌دانیم و معتقدیم پایه‌های تحریم شکسته و تحریم به شرایط گذشته باز نخواهد گشت.

رئیس‌جمهور با بیان اینکه ما با تحریم مقابله کردیم و مقابله می‌کنیم خاطر نشان کرد: افتخار می‌کنیم که تحریم را می‌شکنیم و آنها خودشان هم می‌دانند که ما چگونه در حال شکستن تحریم هستیم. ما برنامه اقتصادی خود را به گونه‌ای تنظیم کرده‌ایم که از مشکلات عبور می‌کنیم.

وی در ادامه گفت: مسأله هسته‌ای ایران را تبدیل به یک بحران تصنعی کرده‌اند و این به دلیل آن است که غربی‌ها هم مثل بعضی داخلی‌ها در پنجاه سال قبل گیر کرده‌اند.

روحانی با اشاره به وضعیت و جایگاه اسرائیل در افکار عمومی دنیا خاطر نشان کرد: اسرائیل به این دلیل این بار در شبکه‌های اجتماعی و دنیا منکوب شد چون دنیا دنیای دیروز نیست. هیچ زمانی مثل جنگ اخیر غزه اسرائیل شکست نخورد و مفتضح نشد. اسرائیل در افکار عمومی آدم‌کش، کودک‌کش، زن و بچه‌کش و پیرمرد‌کش و منهدم کننده خانه‌ها و بیمارستان‌ها است.

رئیس‌جمهور با بیان اینکه مدافعان اسرائیل هم در این دور کم آوردند گفت:  امروز روشن است کدام کشور دنبال سلاح است و کدام کشور نیست.+5 1و آژانس باشد یا نباشند و ‌NPT نباشند یا نباشند ایران هیچگاه دنبال سلاح هسته‌ای نبوده و نخواهد بود.

روحانی تاکید کرد: ما به جد دنبال مذاکره و حل مسائل هستیم؛ مذاکره باید در زمان معقول به راه حل درست برسد و ما آماده‌ایم تا با روی گشاده و منطق صحبت کنیم. از اینکه مسائل ما بازتر و شفافتر شود هراسی نداریم و خودمان آژانس را دعوت می‌کنیم و دوربین‌های آژانس را خودمان پذیرفتیم.

وی با بیان اینکه این دولت دولتی نیست که بخواهد از حقوق ملت عقب نشینی کند افزود: این دولت بالاترین پشتیبانی مردمی را از خود دارد و در بهترین شرایط برای اتحاد با سایر قوا است.

رئیس‌جمهور خاطر نشان کرد: همه ما در کنار هدایت‌های رهبری هستیم و یک ید واحده امروز در کشور است و به هیچکس اجازه نمی‌دهیم بین قوا فاصله بندازد و خدای ناکرده به رهبر انقلاب توهینی کند.

روحانی همچنین گفت: در میدان مذاکره با لبخند سخن می‌گوییم و آنهایی که از لبخند بدشان می‌آید رویشان را برگردانند.

وی با تشکر از ملت ایران از طرف وزیر خارجه ایران و تیم هسته‌ای تاکید کرد: برخی باید بدانند تیم هسته‌ای همیشه حداقل بیش از نود درصد مردم همیشه پشتیبان اینها بوده‌اند و هستند و دعای خیر رهبری بدرقه راه آنها بوده و خواهد بود. آقا فرمودند من مرتب برای اینها دعا می‌کنم و حس می‌کنم که کارزار سختی را دارند. تیم ما تیم قوی است و اعتماد به نفس دارد و کاملا به مقررات بین‌المللی آگاه است. مهم نیست که آنها شش کشور باشند و ما یکی، ما منطق داریم.

رئیس‌جمهور  با بیان اینکه ما با یکی از همسایگان خود بسیار نزدیک شدیم و امیدواریم یکی دو کشور از همسایگان ما نیز به جرگه اکثریت بپیوندند افزود: مسأله همسایگان برای ما اهمیت دارد و امروز روابط ما با بسیاری از کشورها بهتر از گذشته است.





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 مرداد 1393 توسط امیرپویان
دکتر سعیـد جلیلی روز چهارشـنبه میهمان مردم مشهــد بود تا در یادواره شهـدای این شهر حضور داشته باشد. نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی قبل از حضور در یادواره شهدا با فرزندان سرداران شهید خراسانی دیدار کرد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در این دیدار گفت: خوشحالم که چنین جمعی بین فرزندان شهدا ایجاد شده است، همه ما میراث‌دار سرمایه ارزشمندی به نام فرزندان شهدا هستیم.

وی افزود: فرزندان شهدا باید در همه زمینه‌ها فعال‌تر باشند و در مسیر و خط ولایت حرکت کنند چرا که ما در دفاع مقس انسان‌های بزرگی داشتیم و حتی در همین کوی طلاب که بنده اینجا بزرگ شدم، شهدایی داشتیم که هرگاه یاد آنها می‌افتم غبطه می‌خورم و کوتاهی‌های ما نسبت به آنها برایم ناراحت کننده است.
جلیلی اضافه کرد: این شهدا شاید شناخته شده نبودند اما معلم‌هایی واقعی بودند، شهدای شاخص ما در همین عرصه‌ها شناخته شده شدند و پیش از آنکه شاخص شوند، معلمی برای تمام رزمنده‌ها در طول دفاع مقدس بودند و این الگو بودن آنها باعث شد به عنوان شهید شاخص مطرح شوند.
عضو شورای راهبردی روابط خارجی خاطرنشان کرد: همه شهدا شاخص هستند و باید معرفی شوند، در همین کــوی طلاب شهدای ارزشمندی وجود دارند که شاید خیلی از آنها شناخته شده نباشند اما سیره رفتاری آنها می‌تواند چراغ راهی برای جوانان باشد.
وی خطاب به فرزندان سرداران شهید خراسانی افزود: شما باید پرچمدار این حرکت بزرگ باشید، چرا که بهترین و آسان‌ترین روش مقابله با دشمن استفاده از فرهنگ مقاومت و دفاع مقدس است.
دکتر جلیلی در پایان خاطرنشان کرد: امروز عرصه‌های سخت‌تری وجود دارد و حضور موثرتری را می‌طلبد و هرچند جنگ تمام شده اما مبارزه تمام نشده و نیاز به بسیجی‌های بیشتری وجود دارد حتی باید در ادامه راه شهدا رو سفید باشیم و برای ترویج سیره رفتاری آنها تلاش کنیم.
ـ
حضور در ششمین کنگره سرداران شهید خراسانی
دکتر سعید جلیلی پس از دیدار با فرزندان سرداران شهید خراسانی به تالار شهید هاشمی نژاد مشهد رفت تا در ششمین یادواره سرداران شهید نظرنژاد معروف به بابانظر، شریفی و ابراهیمی شرکت کند.
دکتر جلیلی با تأکید بر یاد و خاطره شهدا اظهار کرد: حضور در شهر مقدس مشهد و در میان شما جوانان عزیز و در محفل خانواده شهدای گرانقدر برای بنده بسیار ارزشمند است. جلساتی که با عنوان یادواره شهدا برگزار می‌شود، پیام‌های زیادی می‌تواند داشته باشد و سرداران خراسانی بابانظر، ابراهیمی و شریفی به منزله اسطوره‌هایی هستند که امروز نه برای شهر و کشور ما بلکه برای جهان اسلام و جهان آزادگی مایه افتخار هستند.
وی افزود: شهدای عزیزی که امروز از آنها یاد می‌کنیم و دیگر شهدا، ستاره‌های درخشانی بوده که مایه افتخار هستند و این سؤال مطرح می‌شود که چرا شهدایی نظیر شهید بابانظر اسطوره می‌شوند؟ در تاریخ افرادی که جنگیده‌اند و مبارزه کرده‌اند کم نداریم اما چرا این شهدا را اسطوره نامیده و چه شاخصه بارزی داشتند که با این عنوان مطرح می‌شوند که این مسئله از جنبه‌های مختلف قابل بررسی بوده که من در این جلسه به بررسی یک بعد آن تأکید دارم.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه شهدا مهم‌ترین چراغ راه بشریت هستند، گفت: اگر بتوانیم کارهای بزرگ شهدا را خوب درک کنیم و رشادت‌های آنان را داشته باشیم می‌توانیم در مسیر آنها حرکت کنیم و باز این سؤال مطرح می‌شود که چه کار بزرگی انجام دادند که اینگونه بزرگ شدند.
دکتر جلیلی تأکید کرد: به این مساله توجه کنید که زمانی انقلاب اسلامی بروز و ظهور کرد که پس از جنگ جهانی دوم مناسبات ویژه‌ای در جهان حاکم بود که البته این مناسبات امروز نیز پس از گذشت ۷۰ سال همچنان حاکم است. آن مناسبات این بود که عده‌ای در جهان با عنوان نظم حاکم، قدرت را در انحصار خود قرار داده و فقط چند کشور باید قدرت می‌داشتند که این مسئله را امروز نیز در معاهده ان‌پی‌تی می‌بینیم که فقط چند قدرت باید سلاح هسته‌ای داشته باشند و سایرین نباید از آن برخودار باشند و یا اینکه فقط چند کشور امتیاز وتو دارند و سایرین نه.
عضو شورای راهبردی روابط خارجی با اشاره به جنایات آمریکا در حمله به عراق گفت: آن‌ها با صراحت تمام از جنایتکاران حمایت می‌کنند، وقتی کشوری اراده می‌کند که کشور دیگری را اشغال کند و یک میلیون انسان را بکشد به راحتی این کار را انجام می‌دهد و وقتی قرار است از آن کشور خارج شود علت خروج را زیادی هزینه‌ها اعلام می‌کند نه کشتار بی‌رحمانه مردم؛‌ بنابراین باید دید که آ‌ن‌ها با چه اهرمی این نظام را  به جهان تحمیل کرده‌اند، این اهرم چیزی جز ترساندن نیست و آن‌ها با القای ترس به جهانیان می‌خواهند نگاهشان را به جهان تحمیل کنند.
دبیر پیشین شورایعالی امنیت ملی افزود: توجه داشته باشید که در چنین شرایطی که چنین نظمی در جهان شکل گرفت، امام راحل به همراه یاران خود انقلاب اسلامی را تشکیل داده و با محاسباتی جدید مناسبات جهانی را بر هم زدند.
ـ
javanenghelabi - jalili 43
ـ
وی با اشاره به یکی از سفرهای خود در چند سال گذشته به کشور ژاپن خاطرنشان کرد: در مورد همین سلاح هسته‌ای این مسئله را بگویم که چند سال پیش به کشور ژاپن سفر کرده و دیداری با نخست‌وزیر و وزیر خارجه آن کشور داشتم. در این سفر از منطقه هیروشیما بازدید کردم و نقطه جالب رویکرد آنان نسبت به بمباران هیروشیما بود که آنان معتقد بودند که این بمباران هیروشیما حق ما بوده و باید بمباران می‌شدیم! این رویکردی بود که نشان می‌داد آنها مطیع بوده و در منطق استکباری باید عده‌ای قدرتمند بوده و دیگران مطیع باشند.
جلیلی با اشاره به فجایع و جنایات صورت گرفته اخیر در غزه تصریح کرد: نظمی که امروز بر جهان حاکم است، این است که مردمی بی‌گناه بمباران می‌شوند و اینهایی که مدعی نظم جهانی هستند از رژیم صهیونیستی حمایت کرده و در حقیقت این جنایات را با نام حقوق بشر، آزادی و دموکراسی حمایت می‌کنند.
عضو شورای راهبردی روابط خارجی تأکید کرد: امروز این چیزی که در غزه شاهد هستیم بمباران چند خانه نیست بلکه بمباران دیوار اعتمادی است که برخی برای این نظام سلطه قائل هستند، این دیوار اعتمادی است که برخی می‌گویند باید به آمریکا اعتماد کرد. استکبار در منطق خود از ابزار ترساندن برای مطیع کردن دیگران استفاده می‌کند و ببینید که در چنین فضایی بود که امام راحل با یاران خود چنین نظم جهانی را به چالش کشیده و در برابر آن ایستاد و سؤال مطرح شده این است که اهمیت این ایستادگی در چیست؟
وی تأکید کرد: ویژگی مهم ایستادگی و مقاومت در امام راحل و شهدا ریشه در اندیشه آنان داشت که نشان دادند می‌شود هم مقاومت کرد و هم موفق شد و هنر بزرگ امام این بود که با این اندیشه مناسبات جهانی را تغییر داد.
دکتر جلیلی با بیان اینکه نظامی که ریشه در اندیشه امام راحل دارد، در برابر نظام سلطه قرار گرفته، گفت: به این مسئله توجه کنید که این جلساتی که برای یاد و خاطره شهدا تشکیل می‌شود، در حقیقت شهدا به ما پیام می‌دهند که نترسید و نگران نباشید و باید بدانیم که این پیام یک پیام استراتژیک، راهبردی و اصولی است و می‌تواند تمام نظام آنها را در هم بشکند.
نماینده امام خامنه ای در شورایعالی امنیت ملی با بیان اینکه باید در برابر دشمنان شجاع بود و نهراسید، تصریح کرد: شهدایی نظیر بابانظر محاسبات دشمنان را به هم ریخته و مناسبات جدیدی را برقرار کردند و اگر گفته می‌شود که نباید در برابر دشمنان ترسید یعنی اینکه در راه خدا مردن وجود نداشته و از همین مسئله دشمنان ما می‌ترسند و همین پیام می‌تواند نظام استکباری را به هم بزند.
جلیلی با تأکید براینکه آنها از نترسیدن و شجاعت ما می‌ترسند نه از تعداد سانتریفیوژ، گفت: چرا آنها از این اندیشه می‌ترسند و از این شجاعت هراس دارند؟ جواب این است که امام راحل و شهدای ما در ۸ سال دفاع مقدس با شجاعت خود و نهراسیدن در برابر مرگ تمام مناسبات نظم نوین جهانی را به چالش کشیدند و کار به جایی رسید که اندیشه و اراده خود را در برابر تمامی کشورهایی که پشت صدام آمده بودند و از وی حمایت می‌کردند بر آنها تحمیل کرده و می‌بینید که فرجام کار گونه دیگری شد و همین که شهدای ما از مرگ نمی‌ترسیدند دشمنان را خلع سلاح کرد.
وی افزود: همه آنهایی که می‌گویند انرژی هسته‌ای نداشته باشید ببینند که در برابر آن دانشمندان هسته‌ای هستند که می‌گویند ما به انرژی هسته‌ای دست پیدا می‌کنیم و در این راه شهید هم می‌شویم و همین می‌شود که تمدنی شکل می‌گیرد که در سیاست، مردم‌سالاری و دیگر مسائل حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام یادآور شد: امروز چه کسانی از جنایتکارترین افراد حمایت می‌کنند؟ کسانی که بیش از یک قرن شعار لیبرال دموکراسی سر می‌دهند و همین افراد در برابر کشتارهای غزه سکوت می‌کنند. باید گفت امروز بمباران غزه بنای ویرانه لیبرال دموکراسی غرب است.
جلیلی افزود: کسانی که معتقدند باید در سیاست خارجی آرمان‌ها را کنار بگذاریم، به واقعیت‌ها توجه کنند! آیا می‌شود به رژیم آمریکا که در برابر کشتار زنان و کودکان بیگناه سکوت می‌کند و از متجاوزان حمایت می‌کند، اعتماد کرد؟ آیا براساس واقعیات موجود، آمریکایی که از جنایت‌کارترین انسان‌ها حمایت می‌کند، می‌توان در معاهده‌ها قابل اعتماد باشد و پای امضایش بماند، قطعا آمریکا قابل اعتماد نیست و این بمباران غزه بمباران ساختمان نظم نوین جهانی آنهاست.
دکتر جلیلی خاطرنشان کرد: جنایتکاران غزه خیال نکنند در حال پیشروی هستند بلکه بدانند هر بمبارانی که می‌کنند بمبی است بر سر دیوار نظم نوین جهانی و چطور می‌شود به آنها با چنین فجایعی اعتماد کرد.
عضو شورای راهبردی روابط خارجی گفت: در جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام راحل تمدنی شکل گرفت که برای فرهنگ، سیاست و اقتصاد حرف‌های زیادی جهت گفتن داشته و مناسبات جدیدی را به وجود آورد و اینکه مقام معظم رهبری در دیدار کارگزاران نظام در ماه رمضان تأکید داشتند که متوجه باشید دشمن شما را دچار اشتباه محاسباتی نکند مسئله ای بسیار مهم است.
وی با تأکید براینکه حربه دیگر دشمن القای حس فراموشی است، گفت: نباید فراموش کنیم چه داشتیم، چه داریم و چه ظرفیت‌ها و قابلیت‌هایی داشته و پیروزی امروزمان به چه دلیلی بوده است. ملت ما پیام خود را در ۸ سال دفاع مقدس داده است و آن این پیام بوده که اگر پیام خدا و پیامبرش را اجابت کنید حیات جدید می‌گیرد و امروز می‌بینیم که چرا ایران در میان ۲۰۰ کشور جهان همواره بیشترین ضریب اخبار را به خود اختصاص داده و همواره نام ایران مطرح می‌شود. این ریشه در همان تفکر و شجاعت شهدا داشته که پیامی جهانی را به جهانیان داده و امروز هم ترس استکبار از تداوم این جریان بوده که نتوانند نظم ظالمانه ۷۰ ساله خود را ادامه دهند.
به گفته سعید جلیلی اینکه رهبر انقلاب می‌فرمایند در پیچ تاریخی هستیم و دقت کنید دچار اشتباه محاسباتی نشوید، پیام مهمی بوده که باید مورد توجه قرار گیرد.




نوشته شده در تاریخ شنبه 18 مرداد 1393 توسط امیرپویان
حسن روحانی با وعده های کوتاه مدت و بلند مدت خود توانست اعتماد کمی بیش از 50درصد رای دهندگان را به خود جلب نموده و بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند. در طول این یک سال برخی مدافعان دولت، هرگونه اظهار نظر و نقد عملکرد رییس جمهور را زودهنگام میدانسته و معتقد بودند که باید حداقل یک سال به دولت حسن روحانی فرصت داد.

با توجه به اینکه سیاست خارجی یکی از عرصه های بود که حسن روحانی در زمان انتخابات توجه بیشتری به آن داشت و وعده های زیادی در رابطه با این محور فعالیت‌های دولت داده بود، پایگاه 598 با بی‌طرفی کامل به بررسی عملکرد یک ساله دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم پرداخته که در ادامه آن را منتشر میکند.







نوشته شده در تاریخ جمعه 17 مرداد 1393 توسط امیرپویان
حسن روحانی با وعده های کوتاه مدت و بلند مدت خود توانست اعتماد کمی بیش از 50درصد رای دهندگان را به خود جلب نموده و بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند. در طول این یک سال برخی مدافعان دولت، هرگونه اظهار نظر و نقد عملکرد رییس جمهور را زودهنگام میدانستند و معتقد بودند که باید حداقل یک سال به دولت حسن روحانی فرصت داد.

اکنون یک سال از عمر دولت روحانی گذشته و فرصت مناسبی برای بررسی عملکردها رسیده است. پایگاه 598 با بی طرفی کامل و با استناد به اطلاعات و خبرهای رسمی کشور به بررسی عملکرد دولت در حوزه اقتصاد پرداخته که در ادامه آن را منتشر میکند.

درپایان از مخاطبین محترم تقاضا داریم، اگر نکته ای در جدول ذیل مغفول مانده، آن را از طریق بخش نظرات (در پایین همین صفحه) بیان فرمایند تا در گزارشات بعدی درنظر گرفته شود.





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 مرداد 1393 توسط امیرپویان

بسم الله الرحمن الرحیم

أّلا تقاتلون قوماً نکثوا أیمانهم وهموا بإخراج الرسول وهم بدؤوکم أول مرة أتخشونهم فالله أحق أن تخشوه ان کنتم مؤمنین..(سوره مبارکه التوبة ۱۳).

عزیران فلسطین، تمامی فلسطین و در غزه پایمرد و مقاوم…

سلام بر شما از قلب و رحمت و برکات پرودگار بلند مرتبه.

ای کسانی که در این لحظات باشکوه از تاریخ امت و آزادگی انسانیت، زیباترین نشانه های مقاومت و مقابله با دشمنی ستمکارانه بر ملت فلسطینی قهرمان ما را درغزه می نویسید…

ای کسانی که به دشمن اشغالگر و توطئه گران همراه او از دور و نزدیک درس مبارزطلبی و مبارزه برای حق و کرامت را می دهید.

فلسطین آن قلب تپنده ای است که خون را در رگ های بشریت جاری می‌کند تا به انسانیت حیاتی جدید را در هر زمان تقدیم کند.

فلسطین به جهان سعادت را هدیه می کند و با خون فرزندان و کودکان مظلومش خوشه های آزادی و آزادگی را آبیاری می کند، وجدان ها را تکان می دهد و ملت ها را از خواب عمیق خود بیدار می کند.

فلسطین در این برهه از زمان، حد فاصل بین حق و باطل، ستم و عدالت و ظالم و مظلوم است.

فلسطین آتشفشانی الهی است که نمی توان آن را جز با نابودی اشغالگر غاصب خاموش کرد.

سلام خدا بر این زنان و مردان محکم و مقاوم که پرچم انسانیت پاک و مطهر را بالا بردند و با پایمردی شان، رایت اسلام را بر فراز نشاندند.

رحمت و غفران خدا بر شهدا؛ شهدای فلسطین و مقاومت.

سلام بر فرماندهان مقاومت که نام های خود را با حروف شرف در تاریخ فلسطین ثبت کردند؛ فرماندهانی که سازش نمی پذیرند و در برابر فشارهای تسلیم و توطئه های تسلیم پذیری، عقب نشینی نمی‌کنند.

سلام بر برادران من، سران سیاسی حماس و جهاد اسلامی و همه گروه های مقاومت…

سلام و درود به فرماندهان و مقاومان در گردان‌های قسام، گروهان‌های قدس، ابوعلی مصطفی، شهدای الاقصی و تیپ ناصر صلاح الدین و همه مجاهدان و جنبش های مقاومت در روی زمین.

منظره‌های دردناک فلسطین قلب‌های ما را خون می‌کند و سینه‌هامان را اندوه شدید در بر می‌گیرد؛ اندوهی که در جوهره خود خشم عمیق را دارد؛ خشمی که جام آن در زمانی مناسب بر سر صهیونیست‌های جنایتکار خواهد ریخت.

لعنت خدا بر آنکه بر شما ستم کرد و می‌کند…

لعنت خدا بر هر ظالمی که از این رژیم جنایتکار دفاع کرد و می‌کند؛ از آن حمایت کرد و می‌کند و به ویژه در رأس این ستم جهانی، آمریکا…

لعنت خدا بر هر کس که راه های امدادرسانی را به روی شما بست و با صهیونیست ها در جنایت‌هایشان شریک شد.

لعنت خدا بر هر کس که اندوه شما و تلخکامی تان را می‌بیند و با سکوت بزدلانه اجازه قتل ملت مظلومتان را می‌دهد.

تمام جهان بداند که خلع سلاح مقاومت، جوسازی باطلی است؛ وهمی است که محقق نمی‌شود؛ رویاهایی که در بیداری تعبیر نمی‌شوند و آرزوهایی که به گورها برده خواهند شد.

ما در محضر خدای عزوجل، با شهدا عهد می‌بندیم که بر عهد خود پایبند بمانیم و دگرگونه نشویم؛ همانگونه که بودیم و هستیم به تکلیف دینی خود در حمایت از مقاومت عمل کنیم؛ ما تأکید می کنیم که در اصرار برای پیروزی مقاومت و بالابردن آن تا پیروزی ادامه خواهیم داد تا اینکه زمین و آسمان و دریا برای صهیونیست ها تبدیل به جهنم شود و قاتلان و مزدوران بدانند که حتی یک لحظه هم از دفاع از مقاومت، حمایت آن و پشتیبانی ملت فلسطین دست برنخواهیم داشت و تردیدی در این امر نخواهیم کرد.

به همه یادآوری می کنیم که ما عاشقان شهادتیم و شهادت در راه فلسطین و در مسیر قدس، آرزویی برای هر مسلمان شریف است و بلکه آزادگان به این امر افتخار می‌کنند.

در این لحظه مهم در تاریخ امت مان، می‌گوییم و همه براداران را توصیه می‌کنیم که تفنگ و سلاح و خون و کرامت خود را در دفاع از انسانیت و اسلام که در فلسطین خلاصه شده است، به کار گیرند؛ به جای اینکه با یکدیگر بجنگند، جنگی که دشمنان را شاد می کند و توان‌ها (در جبهه خودی) را می‌زداید.

وحدت برای فلسطین، دشمنان را دچار وحشت و تمام جهان را برای غاصبان آن ناامن می‌کند.

سربلندی، اعتلا، پیروزی و توفیق الهی برای همه زنان و مردان مجاهد و مقاوم و شجاع و صبور در راه فلسطین عزیز آرزو دارم.

واقتلوهم من حیث ثقفتموهم وأخرجوهم من حیث أخرجوکم (البقرة ۱۹۱).

قاتلوهم یعدبهم الله بأیدیکم ویخزهم وینصرکم علیهم ویشف صدور قوم مؤمنین(التوبة ۱۴)…





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 مرداد 1393 توسط امیرپویان
روز یکشنبه ۵ مرداد، تعدادی از روزنامه‌های حامی دولت یازدهم، با ذوق زدگی از قول وندی شرمن، معاون وزیر امور خارجه‌ی آمریکا تیتر زدند: «تعلیق تحریم‌ها آغاز راهی برای لغو آنهاست»؛ این جمله‌ای عجیب بود. تعجب آور این بود که آمریکایی‌ها تا کنون هرگز نگفته‌اند که تحریم‌ها لغو خواهد شد. و تا کنون در مذاکرات از هیچ یک از خواسته‌های خود کوتاه نیامده بودند. در حالی که دولت با ادعای لغو «همه تحریم‌ها» وارد مذاکرات شد، حتی طبق توافق‌نامه ژنو در بهترین حالت تنها ممکن است سر تحریم‌های هسته‌ای -که اتفاقا بخش‌های مهم تحریم نیستند- بررسی‌های صورت بگیرد و نه لغو آنها.

با این حال به متن اصلی مصاحبه شرمن با سی ان ان رجوع می‌کنیم. در این مصاحبه هیچ جمله‌ای مبنی بر لغو تحریم‌ها گفته نشده است! بلکه تاکید کرده است که تحریم‌ها لغو نخواهد شد.

nasl-e-farda donya-e-egghtesad jomhouri (1) shargh

به گزارش «یک بیست»، اما عجیب‌تر تیتر کردن این جمله‌ی دروغین از مصاحبه‌ای است که در آن بدون هیچ گونه نرمشی -حتی ظاهری- مواضع تند آمریکایی‌ها مبنی بر لغو تحریم‌ها را تکرار می‌کند:

In the first instance, what we have said to Iran and what we’ve said publicly is that we would suspend sanctions, not lift them, because we need to see Iran implement whatever it gets agreed to and comply with those agreements over a period of time.

ما در وهله اول به ایران و به صورت علنی گفتیم تحریم‌ها را به حالت تعلیق در می‌آوریم و نگفتیم آن را برمی چینیم زیرا ما باید ببینیم آیا ایران آنچه را که توافق کرده است،اجرا می کند و با گذشت زمان نیز از این توافقات تبعیت می کند.

این موضع آمریکایی که نشان از یک بی‌اعتمادی کامل و از موضعی برتری‌جویانه است، تنها موضع بد آمریکا در این مصاحبه نیست. شرمن پس از تاکید بر اینکه ایران باید پروتکل الحاقی را کاملا اجرا کند، می‌گوید:

And all of those steps need to be taken before we would turn to the Congress and ask them to lift the sanctions.

همه این گام ها باید قبل از مراجعه ما به کنگره و درخواست برای برچیدن تحریم ها انجام شود.

وی تاکید دارد که حتی بررسی تحریم‌ها باید بعد از انجام کامل تعهدات ایران باشد. و آن چنان که آمریکایی‌ها می‌گویند این یعنی پس از ۱۰-۲۰ سال که ایران تعهداتش را انجام داد، باید درباره تحریم‌ها صحبت کرد. یعنی خط خبری دولت که سخن از «ترک برداشتن تحریم‌ها» و «شکسته شدن کاسه تحریم» و…، می‌داد، به وضوح یک خط تبلیغاتی غیر واقعی است. یعنی خط قرمز برداشته شدن یکجای تحریم‌ها به صورت کامل از طرف آمریکایی‌ها رد شده است.

اما آمریکایی‌ها حتی توقعات بیشتری دارند. شرمن با اشاره به تعطیلی صنعت هسته‌ای ایران و نابودی ذخیره‌های اورانیوم ایران در همین مدت، می‌گوید:

That compliance has added some confidence — not yet enough — so we are hoping if there’s agreement, if there’s compliance, that will add enough confidence that the Congress will feel it can lift.

این تبعیت، به اعتماد افزوده است اما کافی نیست. بنابراین ما امیدواریم در صورت توافق و تبعیت، اعتماد به اندازه کافی افزایش یابد و کنگره بتواند آن را حس کند.

شرمن در این موضع خود اشاره می‌کند که معیار رضایت آمریکا و کافی بودن اقدامات ایران، واضح و مشخص نیست. بلکه وی از هم اکنون دارد زمینه را برای زیاده‌خواهی‌های گسترده -که ویژگی جدا نشدنی مستکبرین و به ویژه آمریکاست- فراهم می‌کند. معنای این سخن این است که ایران هر اقدامی انجام دهد، آمریکا می‌تواند مدعی شود هنوز کافی است و ایران باید اقدامات بیشتری انجام دهد. در واقع این بهانه‌ای خواهد بود که آمریکایی‌ها باج بیشتری از ایران بگیرند. این ابهام و بدون معیار بودن، یکی از نقص‌های مهم توافقنامه ژنو بود که منتقدان از همان روز اول به آن اشاره کردند. و آن اینکه معیار رضایت آمریکایی‌ها چگونه سنجیده خواهد شد؟ چرا هیچ مرجع مشخصی برای سنجش کافی بودن اقدامات ایران و ایجاد اطمینان ۱+۵ تعیین نشده است؟ آمریکا مدتهاست از همین ابهام و نبود سقف مشخص برای زیاده‌خواهی استفاده می‌کند. اجازه‌ای که در توافقنامه ژنو به آمریکایی‌ها داده است!

شرمن در بخش دیگر سخنانش به ابعاد دیگری از تحریم‌ها اشاره می‌کند:

 We’ve maintained close consultation with them in these negotiations as President Obama said. We didn’t want sanctions during these negotiations; we won’t want additional sanctions during an extension, if that gets agreed to, because we think we need to preserve this negotiating space in good faith. But the Congress has an important role; clearly, any lifting of sanctions will have to be done by the Congress

ما در این مذاکرات از نزدیک به مشورت با آنها ادامه می دهیم. همانطور که باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا گفته است ما نمی خواهیم تحریم ها مانع بر سر این مذاکرات شود. ما نمی خواهیم تحریم های اضافی اعمال شود زیرا فکر می کنیم این مذاکرات را با حسن نیت حفظ کنیم اما کنگره نقش مهمی دارد. مسلما هر نوع برچیده شدن تحریم را کنگره انجام می دهد.

وی در این موضع‌گیری می‌گوید همه تحریم‌ها به کنگره مرتبط است و ممکن است با همه‌ی اقداماتی که ایران انجام می‌دهد، کنگره همچنان علاوه بر حفظ تحریم‌های قبلی، تحریم‌های جدید وضع کند. شرمن اشاره می‌کند شاید ما نخواهیم تحریم جدید گذاشته شود اما کنگره نقش بسیار حیاتی دارد. اساسا این دفعه اول نیست که دولت آمریکا سعی می‌کند کنگره را به عنوان یک مشکل معرفی کند و خود را متمایل به حل مشکل. اما واقعیت حضور یکپارچه آمریکا و هماهنگی‌های دقیق در حاکمیت آمریکاست. این ساده اندیشی است که گمان کنیم اوباما واقعا می‌خواهد تحریم‌ها حذف شود ولی کنگره نمی‌خواهد.

وندی شرمن روند خصمانه دولت آمریکا را در این مصاحبه اینگونه ادامه می‌دهد:

our sanctions and the European Union sanctions and the U.N. Security Council sanctions are interlinked. So if the United States extends and does not lift, then it will not be possible for Europe to do everything that it wants to do because our banking and financial system, our oil sanctions have a profound effect.

تحریم‌های ما ، اتحادیه اروپا و تحریم های شورای امنیت با یکدیگر مرتبط هستند. بنابراین در صورتی که آمریکا تحریم ها را تعلیق کند و برنچیند، برای اتحادیه اروپا امکان پذیر نیست هر کاری را که می خواهد، انجام دهد زیرا سیستم بانکی و مالی ما ، تحریم های نفتی ما اثر عمیقی دارند.

وی در این موضع گیری اشاره می‌کند که بدون اراده‌ی آمریکا و برداشته شدن تحریم‌های آمریکا، اروپا و شورای امنیت نیز تحریم‌های خود را بر نخواهند داشت. چرا که این تحریم‌ها در هم تنیده و سیستم‌های مالی آمریکا بر باقی کانال‌ها اثر عمیقی دارد. در واقع این تهدیدی است که شرمن مقامات ایرانی را می‌کند. وی هشدار می‌دهد بدون برداشته شدن تحریم‌های کنگره، هیچ تحریم دیگری هم برداشته نخواهد شد. و البته باز توافقنامه ژنو اجازه این کار را داده است!

احتمالاً آن جمله‌ای از مصاحبه خانم شرمن که باعث شده رسانه‌های دولتی بر خلاف پیام اصلی مصاحبه‌ی وی، به دروغ چهره‌ای بزک کرده از آمریکا را نشان دهند، این بخش است

But suspension will indeed start down a road that will give Iran the benefits that it is looking for.

اما تعلیق تحریم‌ها آغاز راهی است که به ایران فوایدی را که بدنبال آن است، می دهد.

این گزاره که احتمالا به دلیل رعایت حداقل‌های عرف دیپلماتیک در زمان مذاکره با طرف مقابل، بیان شده است، هیچ سخنی از لغو تحریم‌ها نمی‌گوید. تنها با منت گذاشتن به این نکته‌ای اشاره دارد که آمریکایی‌ها با تعلیق تحریم‌ها اجازه‌ی اندکی برای برخی فواید به ایران داده‌اند. حتی همین اندک را هم نقدا نمی‌دهند. بلکه می‌گوید آغاز راهی است که ممکن است به ایران فایده برساند. یعنی یک وعده‌ی مبهم، نامشخص و در آینده‌ای نامعلوم! مانند باقی وعده‌ها در توافق‌نامه ژنو.

وی در انتها مصاحبه به همه تاکید می‌کند که:

everyone needs to remember the U.S. has a trade embargo that goes back 30 years to the time that U.S. hostages were taken in Tehran. So it really precedes the concerns about the nuclear program.

همه باید به خاطر داشته باشند آمریکا تحریم تجاری را اعمال کرد که به سی سال پیش برمی گردد. بنابراین این تحریم ها قبل از نگرانی ها درباره برنامه هسته‌ای ایران نیز وجود داشت

در واقع شرمن دوباره به این نکته مهم اشاره می‌کند که بحث اصلی طبق توافقنامه ژنو برداشته شدن همه تحریم‌ها نیست. بلکه وضع نشدن تحریم‌های جدید مرتبط با هسته‌ای است. اولا همه‌ی تحریم‌های اساسی علاوه بر هسته‌ای، بهانه‌های حقوق بشر، تروریسم، و … هم دارد. لذا وضع تحریم جدید درباره حقوق بشر کاملا توسط آمریکا طبق توافقنامه ژنو مجاز است! دوم این که فقط ادعا شده است که تحریم‌های جدید هسته‌ای گذاشته نمی‌شود. و سخنی از برداشتن تحریم‌های قبلی هسته‌ای هم نیست. (تحریم‌ها که لغو نشد؛ چرا توافق ژنو از اعمال تحریم‌های «جدید» هم نتوانست جلوگیری کند؟)

وقتی تمام مصاحبه خانم شرمن حاوی مواضعی خصمانه است و پیام اصلی آن عدم تغییر در تحریم‌ها و حتی امکان تحریم‌های جدید است،روزنامه‌های مذکور باید پاسخگو باشند که به چه حقی دست به انتشار این دروغ غیرحرفه‌ای زده‌اند؟ چرا حاضر نیستند خیانت‌ها و عهدشکنی‌های آمریکا را به تصویر بکشند؟ این رسانه‌ها که رسالت حرفه‌ای خود را زیر پا گذاشتند، باید پاسخگو باشند که به چه علت می‌خواهند تصویری دروغین و مثبت از آمریکا نشان بدهند؟ آیا این روزنامه‌ها پاسخگوی ملت ایران برای به تاراج رفتن منافع‌شان هستند؟





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 مرداد 1393 توسط امیرپویان
صـادق زیبا کلام، اسـتاد علوم سیاسی دانشگاه تـهران در روز قدس درباره شعار نه غزه و نه لبنان در گفتگو با افکار می‌گوید:

در سطح رسانه ها یکی ، دو روز قبل از روز قـدس درگیــری ای بین رسانه های اصلاح طلب و اصولگرا بود که می گفتند اصلاح طلب ها به مسئله قدس نمی پردازند و از شـعرا نه غزه و نه لبنان اعلام برائت نمی کنند ….

بنده به عنوان یک ایرانی مسلمان نمی دانم که چرا باید از شعار نه غزه و نه لبنان اعلام برائت کنم . من فکر می کنم هنوز هم اول برای من اول ایران می آید، دوم ایران می آید و مهم است وسوم هم ایران می آید و آخر هم ایران می آید . همچنانکه برای فلسطینیان هم اول فلسطین در اولویت قرار دارد ، دوم فلسطین است و سوم هم فلسطین است . برای لبنان هم چنین است. نه! برای بنده یعنی صادق زیباکلام، شعار «نه غزه و نه لبنان ، جانم فدای ایران درست است» و برای من اول ایران می آید و مصالح و منافع جمهوری اسلامی ایران می آید.

یعنی شما اعتقاد دارید اصلاح طلبان نباید اعلام برائت می کردند ؟

نه منظورم این نیست. من می گویم بر خلاف هجمه ای که اصولگرایان کردند و گفتند که شما باید شعار نه غزه و نه لبنان را پس بگیرید، در گفتن شعار نه غزه و نه لبنان در روز قدس سال ۸۸، من فکر نمی کنم که خطایی اصلاح طلبان مرتکب شده باشند. ما باید فضایی را که در سال ۸۸ وجود داشت در نظر بگیریم. ما باید این فضا را در نظر بگیریم که در مناقشه سیاسی داخلی که به راه افتاده بود، حزب الله لبنان از جناحی که خود را پیروز انتخابات میدانست حمایت کردند.

اما ایشان [سید حسن نصرالله] فقط در مورد آشوب ها در تهران ابراز نگرانی کرده بودند.

درهر صورت ایشان نباید در امور داخلی ایران دخالت می کرد و معترضان هم این بغض و کینه را به این شیوه نشان دادند که آن شعار را مطرح کردند.

 ـ

javanenghelabi - zeybakalamـ





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 مرداد 1393 توسط امیرپویان




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 مرداد 1393 توسط امیرپویان
(تعداد کل صفحات:50)      1   2   3   4   5   6   7   ...