تبلیغات
حامیان گفتمان مقاومت و پیشرفت در اصفهان - تشریح مصادیق نقض خط قرمزهای نظام/ دیگر به جای سایت فردو باید بگوییم «سوهان فردو و پسران!»

حامیان گفتمان مقاومت و پیشرفت در اصفهان
 
ما آموخته‌ایم به اصلح رأی دهیم؛ حتی اگر 72 نفر باشیم...
دکتر محمد سلیمانی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی طی یادداشتی تحلیلی برای رجانیوز، به تبیین موارد مهمی از از مذاکرات لوزان پرداخته است که نظر به اهمیت آن متن کامل آن را از نظر می گذرانید:
 
 بدون شک دستیابی ایران اسلامی به فناوری هسته ای یکی از قله های بزرگ افتخار و اقتدار ایران در طول تاریخ است. ملتی صرفاً با فکر و به دست فرزندان خود و نه تنها بدون حمایت خارجی بلکه علی رغم همه محدودیتها، تحریمها، تخاصمهای ابرقدرتها توانست به یکی از فناوریهای روز که موجب اقتدار بیشترش می شود، دست یابد. انرژی مقوله ای است که هر جامعه ای آن را داشته باشد می تواند بگوید استقلال و حیات دارم و گرنه باید به زیر سلطه برود.
 
اگر صاحبان قدرت امروز در دنیا عرض اندام می کنند، بدلیل دستیابی آنها به انرژی است. همچنین بدون شک بحث هسته ای یکی و یا تنها موردی است که ملت شریف ایران یکپارچه روی آن وحدت نظر دارند و عزم آنها برای نگهداشت آن عزمی ملی و خدشه ناپذیر است. بررسی سیر تاریخی کسب قدرت و پیشرفت کشورها نشان می دهد که کشورهائی نظیر آمریکا، فرانسه، انگلیس، چین، روسیه و هند برای پیشرفت خود، استراتژی دستیابی به انرژی اتمی و فناوری فضائی را به عنوان دو مقوله راهبرد ملی انتخاب کرده اند و با رفتن و آمدن دولتها هیچگاه رفتار آنها در این دو زمینه تغییر نکرده است. اگر دولتی رفته است و دولت دیگری با سلیقه ۱۰۰% مخالف روی کار آمده است، ولی راهبرد اتمی و فضائی تغییر نکرده است. ولی نمی دانم چرا در ایران اسلامی نسبت به این دو مقوله از تجربه دنیا استفاده نشده و یا نمی شود؟ هر نوع سیاسی بازی و سیاسی کاری در این دو حوزه مطمئناً خیانت به کشور است و باید ممنوع گردد.
 
مصادیق آشکار نقض خطوط قرمز نظام در مذاکرات لوزان
 
این روزها بحث توافق ایران با ۵+۱ بحثی جهانی شده و البته زیر ذره بین مردم ایران قرار گرفته است و هر کس بر اساس اندیشه و خواست و سلیقه و جهان بینی و گرایش و برداشت خود، قلم زده یا به سخن گوئی مشغول شده و یا تحلیل و خبر ارائه می کند. در روزهای اخیر مطالب گسترده ای در بابهای مختلف بیان شده است. مثلاً :
 
خداحافظی با غنی سازی ۱۹۰ هزار سو
 
۱-۱- نیاز کوتاه مدت کشور ۱۹۰ هزار سو می باشد، که بدیهی است با ۵۰۰۰ سانتریفیوژ نسل اول امکان تأمین آن به هیچ وجه عملی نیست. این میزان فقط در نهایت حدود ۳ % نیاز را تأمین می کند، پس این خط قرمز شکسته شده است. 
 
تعطیلی عملی سایت فردو
 
۱-۲- فعال نگه داشتن سایت فردو جزء خطوط قرمز بوده است. با بیانه اخیر مبنی بر اینکه غنی سازی در فردو انجام نشود و هزار سانتریفیوژ بدون گاز بچرخد، کاملاً مشخص است که به معنی تعطیلی عملی فردو در حوزه انرژی اتمی است و پیشنهاد نماینده محترمی مبنی بر نامگذاری سایت به "سوهان فردو و پسران" طنزی است که شاید به وقوع به پیوندد.
 
تبدیل این سایت به یک مرکز پژوهشی نیز ربط چندانی به تحقیق و توسعه اتمی ندارد، چرا که در تحقیق و توسعه باید تولید و در ابعاد نیمه صنعتی خروجی داشت و باید نسل بعدی جایگزین نسل قبلی شود و غیره. بنابراین به وضوح معلوم است كه این خط قرمز از بیخ و بن محو شده است و این خاکریز شکسته که هیچ، بلکه نابود می شود. از طرفی ایجاد و راه اندازی مراکز تحقیقاتی در درون دانشگاهها و پژوهشگاهها هم مقرون به صرفه تر و هم عملی تر است.
 
بازطراحی اراک
 
۱-۳- نگهداشت آب سنگین اراک نیز خط قرمز بوده و هست. منظور از تأسیسات اراک مطمئناً آب و برق و شوفاژ و لوله کشی و ساختمان نیست. بلکه اصل آن یعنی راکتور است. اگر راکتور نابود شود و یا به خارج از کشور ارسال شود و طبق اظهار نظر مذاکره کنندگان، اراک باز طراحی و باز ساخته شود، این یعنی میلیاردها دلار سرمایه گذاری جدید. صرف نظر از اینکه چنین سرمایه گذاری امکان دارد یا خیر، فاجعه آن است که ایران مجبور شود خروجی این سایت جدید را به خارج بفروشد.
 
مگر خروجی این سایت نخود و لوبیا و پرتقال است که ایران آن را به بازار جهانی عرضه کند؟ اصولاً آیا خریداری در دنیا وجود دارد؟ کدام برنامه تجاری (Business plan) انجام شده است و آن را امکان پذیر و اقتصادی دانسته است؟ آیا خریدار آن فقط همین کشورهای ۵+۱ نیستند؟ اینها که نیاز به این فرآورده ندارند، خودشان مازاد دارند. پس آشکار است که سایت اراک عملاً نابود خواهد شد. البته با شگردی ظریف و زیبا و با عنوانی دهن پُر کن نظیر "سایت پیشرفته تر" مطرح می شود، غافل از اینکه این باز طراحی و باز ساخته شدن، طرحی چند ده ساله، غیر اقتصادی، غیر مفید در چرخه سوخت، بدون مشتری و با سرمایه گذاری چند میلیاردی، و ...... است و همکاری کشورهای پیشرفته در ساخت آن سرابی بیش نیست. تجربه نیروگاه بوشهر با بیش از ۸۰% پیشرفت تا زمان انقلاب اسلامی، علی رغم داشتن قرارداد محکم، تجربه هشدار دهنده ای از این نوع همكاری است. 
 
محدودیت طولانی مدت غنی سازی برای بالای ۳.۶۷%
 
۱-۴- حق غنی سازی نیز از اول خواست اصلی رهبری و مردم بوده است و خواهد بود. ولی کدام عقل سلیم غنی سازی با حدود ۵۰۰۰ سانتریفیوژ نسل اول در طول بالغ بر ۲۵ سال را حق تلقی می کند؟ مفاد صحبت ها و مستندات غربی ها نشان می دهد که این حق در حد بسیار محدودی داده شده است، که اگر ایران این محدویت ده ها ساله را به پذیرد، دردی را دوا نمی کند. پس این خط قرمز هم ترکی برداشته است که در صورت اجرا حداقل در میان مدت یكی دو ده ساله هم قابل بازسازی نیست.
 
بازگشت ناپذیری
 
۱-۵- بازگشت پذیری جزئی از خواسته های اصلی نظام اسلامی ایران بوده است. ولی واقعا اگر مواد موجود فعلی با غنای %۵  به اکسید تبدیل شود، چگونه این اکسیدها قابل بازگشت است؟ سالها است که با زحمت و تلاش و هزینه دادن دانشمندان و متخصصان کشور این مواد تولید شده است. خصوصاً اینکه ایران متعهد شود که فقط ۳۰۰ کیلو گرم مواد غنی شده ۳.۶۷ درصدی داشته باشد! بله اگر منظور تولید مجدد است، چند سال طول می کشد تا به سطح میزان موجود فعلی برسد؟ آیا غیر از این است که حداقل چهار تا پنج سال طول می کشد؟ پس بازگشت پذیری به معنای کوتاه مدت عملاً غیر ممکن است. در موارد دیگر نظیر ساخت سانتریفیوژهای جدید، سایت جدید و غیره نیز همین گونه است. 
 
دو مرحله ای شدن توافق
 
۱-۶- دو مرحله یا چند مرحله ای نشدن توافق، امر و فرمان رهبری بود. کدام مرجع بی طرف و بی غرض و صاحب نظر و صاحب عقل سالم می تواند مدعی شود که بیانه اخیر حداقل دو مرحله ای نشده است؟ وقتی از یکی از افراد تیم مذاکره کننده ایران سوال می شود، مفاد این چهارچوب می تواند تغییر کند پاسخ می دهد خیر و شاید به سختی! سؤال: آیا کلیات و جزئیات با هم دیده شده است؟ خیر!
 
ما به ازای هیچ، در ازای از دست رفتن غنی سازی ۲۰%
 
۱-۷- به راستی چرا در این بیانه لوزان حرفی از مواد غنی شده ۲۰% نیست؟ چون آنرا در توافق ژنو دادند رفت. اما به جایش چه گرفته شد؟ هیچ!
 
تفسیر پذیری متن مشترک
 
۱-۸- خواست ملت و رهبری توافق شفاف و غیر قابل تفسیر بوده است. توافقات اخیر آنقدر تفسیرهای گوناگون و متنوع داشته است که مفاد مورد تفاهم شفاف و غیر قابل تفسیر آن تقریباً ناچیز است. 
 
طرح مسایل غیر مرتبط با پرونده هسته ای
 
۱-۹- عدم ورود به مباحث غیر هسته ای یکی دیگر از خطوط اصلی قرمز است. گرچه تیم مذاکره کننده ایرانی به حق بر این اصل پا فشاری می کند، ولی بیانات، موضع گیریها، و مستندات منتشر شده توسط آمریکا و وزرای غربی نشان از خیز برداشتن آنها برای این منظور دارد. 
 
باقی ماندن تحریم ها
 
۱-۱۰- لغو یکجای تحریمها به عنوان جزئی از مذاکرات و نه نتیجه مذاکرات، همواره مورد خواست رهبری و مردم بوده است. تیم مذاکره کننده ایرانی به حق در همه مصاحبه ها و گزارشات بر این خواسته تأکید کرده اند. ریاست محترم جمهور هم بارها فرموده اند که قرارها لغو یکجای همه تحریمها است. ولی متاسفانه طرف آمریکائی و غربی با انتشار مستنداتی این خواسته را لق کرده و برای مردم ما بیشترین دغدغه را ایجاد نموده است.
 
شواهد حکایت روشن از تصمیم طرف آمریکائی مبنی بر نگهداشت تحریمها دارد و بارها بر تعلیق تدریجی تحریمها تأکید کرده است، در صورتیکه طرف ایرانی لغو یکجای تحریمها را جزء مذاکرات می داند. اگر خدای نخواسته حرف غربی ها و آمریکا صحیح باشد، آنگاه از این خواست ملی عبور شده و چیزی دست گیر ملت ایران نخواهد شد. 
 
پروتکل الحاقی
 
۱-۱۱- به نظر اینجانب پذیرش پروتکل الحاقی مصداق اصلی عبور از خط قرمز است. اینکه آیا دولت به تنهائی می تواند آنرا موقت اجرا کند یا نه، بحثی جدی است و شواهد حکایت از عدم اختیار دولت دارد. پروتکل الحاقی تضاد اصلی با حاکمیت نظام دارد و موجب خدشه دار شدن استقلال می گردد. زمینه سلطه بیگانه بر بسیاری از شئون کشور را فراهم می کند، وابستگی را دو چندان نموده و آزادی و ابتکار عمل را از ایران در سطح بین المللی میگیرد. بسیار از اصول قانون اساسی خصوصاً اصل ۱۵۳ را زیر پا میگذارد. فرصتی جداگانه لازم است تا در این مورد صحبت شود. جالب است که خود آمریکا و اسرائیل هم آن را نپذیرفته اند! 
 
۱-۱۲- توافق خوب جزء خط قرمز نظام بوده است و خواهد بود. بدیهی است اگر آنچه كه آمریکا و غرب منتشر کرده و ادعا نموده اند، صحیح باشد، توافق نه تنها بد بوده است بلکه فاجعه آور است. ولی اگر آنطور که ریاست محترم جمهور و تیم مذاکره ایران با قاطعیت بیان می کنند، و دل هر ایرانی را قلقلک می دهند که مثلاً:
 
 
۱. تحریمها یکجا و اول توافق برداشته می شود، 
 
۲. فردو سایت تحقیق و توسعه هسته ای با استفاده از سانتریفیوژهای نسل های بالاتر و پیشرفته تر می شود، 
 
۳. سایت اراک آب سنگین مورد نیاز کشور را با فناوری پیشرفته تأمین می کند، 
 
۴. سوخت از ایران خارج نمی شود، 
 
۵. بعد از ۱۰ سال شرایط هسته ای ایران کاملاً و صد در صد عادی می شود،
 
۶. بازگشت پذیری ایران در همه موارد چند ساعته اتفاق می افتد،
 
۷. شورای امنیت ناظر می شود و بی طرف!،
 
۸. حق هسته ای ایران تام و تمام شناخته می شود،
 
۹. کشورهای پیشرفته با ایران همکاری هسته ای می کنند،
 
۱۰. در بیانه اخیر چیزی امضا نشده است و توافق در ۱۰ تیر ماه "کلیات با جزئیات" یکجا و با شفافیت کامل و غیر قابل تفسیر انجام می شود،
 
۱۱. پروتکل الحاقی را باید مجلس تصویب کند و دولت کاری انجام نمی دهد که مجلس در مقابل عمل انجام شده قرار گیرد،
 
۱۲. نیازمندی نیروگاههای ایران از داخل تأمین می شود،
 
۱۳. چرخه کامل سوخت برقرار می شود،
 
۱۴. کشور برای مدت چند یا دهها سال به زیر سلطه آمریکا نمی رود،
 
۱۵. تعرضی به حوزه دفاعی و موشکی ایران نخواهد شد،
 
۱۶. PMD  اجرا نمی شود،
 
۱۷. حرکت علمی هسته ای ایران تنزل نمی یابد و متوقف هم نمی شود،
 
۱۸. آمریکا امکان دبه کردن ندارد،
 
۱۹. تحریمهای جدید وضع نخواهد شد،
 
۲۰. کانال تدارکاتی انحصاری ایجاد شده برای هسته ای موجب تعرض به تدارکات حوزه های دیگر غیر هسته ای خصوصاً دفاعی و نظامی کشور نمی شود،
 
۲۱. توافق فقط شامل هسته ای و لاغیر،
 
۲۲. ایران را از فصل ۷ خارج میسازد و ...
 
 
با این موارد ادعا شده، می توان توافق را خوب تلقی کرد. ولی خاطره و تجربه توافق ژنو متأسفانه نشان داد که آنچه آمریکائی ها ادعا کردند، انجام شد و به ادعا و خواست تیم ایرانی وقعی گذاشته نشد، و همین باعث شد تا مذاکرات بعد از ژنو تا امروز قریب ۱۹ ماه طول بکشد. بیان خواستهای فوق توسط ریاست محترم جمهور و تیم مذاکره کننده از یک طرف خوشبینانه و از طرفی دیگر با توجه به خواست آمریکا و غرب و اسناد منتشره، و گرگ و روباه صفتی آنها غیر واقعی و غیر محتمل به نظر می رسد.
 
آیا ریاست محترم جمهور یا تیم مذاکره حاضرند جدول فوق که اظهارات صریح خودشان در مصاحبه های غرا و علنی هست را مکتوب به مجلس دهند؟ خیر!، چرا مکتوب نمی دهند؟ ولی شفاهاً پشت تریبون های عمومی می گویند؟ چرا مجلس کتباً آن را از دولت نخواهد؟ لذا به هیچ وجه نمی توان در این مرحله توافق را خوب نامید، در نتیجه عبور از خواست مردم و رهبری متأسفانه اتفاق افتاده و مسئولان عمدتاً و بدون منطق در صدد فرار به جلو بر آمده اند. 
 
و اما مسأله اصلی:
 
آمریکا و غرب معتقدند كه با توافق اخیر به ۱۰۰% خواست خود رسیده اند. پس کاملاً مشهود است که برای آمریکا یک توافق خوب شکل گرفته است و برای آمریکا پُر مایه است. ولی از منظر ایران، در صورت عدم ارتقاء سطح امتیازات ایران، توافق بسیار بد تلقی می شود. خصوصاً تجربه ژنو نشان داد که گرگ صفتی و روباه عملی و خودخواهی آمریکا و غرب می تواند مانع از ارتقاء امتیازات ایران شود ولی امکان تحمیل نظرات بیشتر آمریکا و غرب قابل تصور است.
 
تیم مذاکره کننده باید توجیه شود که بجای ذوق زدگی مفرط و شتاب زدگی در کار با حساسیت بیشتری نسبت به تأمین منافع ایران عمل کند و خصوصاً فریب جریان منفعل نفوذی وابسته به فتنه در دولت در مقابل آمریکا را نخورد و به احسنت احسنت گفتن آنها دل نبندد، که این جریان متأسفانه کدخدائی آمریکا را پذیرفته و حاضر به جانثاری در راه ملت نیست و سستی اراده آنها موجب زیاده خواهی بیشتر آمریکا شده و می شود.
 
اصولاً ریشه همه این مسائل و تحریمهای سخت به فتنه ۱۳۸۸ بر میگردد و فتنه گران در تحمیل این شرایط با آمریکا و غرب شریکند. تیم مذاکره کننده و دولت باید تلاش کنند خطوط قرمز را رعایت و مسائلی نظیر حق غنی سازی ایران در فردو را تثبیت کنند، بازگشت پذیری ایران را قابل عمل کنند، دیگر به هیچ وجه نپذیرند که در مورد احتمال نظامی بودن برنامه هسته ایران بررسی مجدد شود چرا که امر بر همه ثابت شده است، تحریمهای ظالمانه را یکجا در مرحله اول با زمان مشخص یکی دوماهه بردارند، اختیار بررسی PMD داده نشود که این مورد جزو اختیارات مذاکره کنندگان نیست، تمام قولهائی كه این روزها به ملت می دهند باید عملی شود و اگر چنین نکنند فاجعه ای رخ خواهد داد که چند مورد آن به عنوان نمونه – و فقط به عنوان نمونه – ذکر می شود:
 
۱- ایران عملاً تحت نظر آمریکا می رود و این تحت نظر بودن ادامه دار چند ده ساله می شود و در نهایت احتمال دارد سلطه به ایران تحمیل گردد و ایران زیر یوغ آمریکا رود. گر چه ملت سر افراز چنین اجازه ای را نخواهند داد، هر چند البته با هزینه ای گزاف.
 
۲- هر موضوعی و هر تحریمی را می توان به هسته ای مربوط یا غیر مربوط کرد. مفهوم دو منظوره و چند منظوره بودن با تشخیص آمریکا یعنی ریش و قیچی و تیغ بدست زنگی مست دادن، و این رفتار حدی ندارد. 
 
۳- تعهدات ذکر شده و بیان شده از طرف ایران باید کاملاً همه مشروط بوده و زمان حداكثراش مشخص باشد. هر تعهدی که بدون ذکر مدت باشد به معنی مادام العمر بودن است. 
 
۴- راستی آزمائی آژانس به درد  خود آژانس می خورد! اگر شرط راستی آزمائی برای بر داشتن هر تحریمی به آژانس داده شود، به معنی مادام العمر بودن آن تحریم است. چون راستی آزمائی آژانس ته ندارد و بی پایان است. یادم هست كه وقتی وزیر بودم نماینده ای خواسته ای داشت كه قابل تأمین نبود و میرفت سؤالی میكرد كه ربطی به آن موضوع نداشت. این فرمول را آمریكا و غرب و آژانس بهتر می دانند و بهتر استفاده می كنند. 
 
۵- برگشت پذیری با نابود کردن زیرساخت ها و تجهیزات به این سادگی امكان پذیر نیست، هم زمان می خواهد و هم سرمایه. 
 
۶- خوشبختانه عدم اعتماد جهانی به آمریکا اتفاق افتاد و آمریکا مجبور به اعتراف شد که تحریمها نتوانست پیشرفت هسته ای ایران را کُند و متوقف کند. آمریکائی ها بر ناتوانی خود در مقابل ملت ایران تأکید کردند. نیاز آمریکا به مذاکره روشن و قطعی شد. پس باید از این فرصتها استفاده کرد. آمریکا در منطقه در طول سی سال گذشته به هیچكدام از اهداف مشخص خود نرسید. مذاکره نباید موجب رسیدن آمریکا به اهداف تاکنون تحقق نیافته اش شود  و گرنه همه مقاومت ها و پایداری ها و دستاوردهای چند ده ساله بر باد می رود. 
 
۷- هسته ای غرور ملی است. آمریکا میخواهد تابو شکنی کند. میخواهد از طریق مذاکره و نتیجه ای که بدست می آورد زیربناها را بشکند و زمینه فتنه های جدید در ایران و منطقه را فراهم کند. توافق بد، غرور ملی را مورد تعرض قرار می دهد که خطرش از جنگ بیشتر است. 
 
۸- در بیانه اخیر، ایران بالغ بر ۳۷ مورد تعهد نقد و روشن و بزرگ داده است ولی غرب کمتر از سه مورد نسیه و چند پهلو و قابل تفسیر و قابل جرزدن. پس توافق به این صورت برای کشور فاجعه آور است. 
 
۹- پذیرش پروتکل الحاقی یعنی هیچ کس و هیچ مکانی در ایران اسلامی در هیچ زمانی در امنیت نیست و باید مورد بازدید و بازرسی قرار گیرد. این یعنی کل کشور در اختیار آمریکا و غرب قرار بگیرد. مجلس را در مقابل عمل انجام شده قرار دادن و اختیار از دست مجلس گرفتن جرم و اشتباهی غیر قابل بخشش است و تبعات فاجعه آور آن بر عهده دولت است. 
 
۱۰- چون کدخدا به حرف خودش عمل می کند پس ساخت چهره غیر واقعی موفق از مذاکرات، عملی سیاسی کاری است. نباید انتطار داشت كه آمریکا حرف ظریف را اجرا کند، مگر آنکه مقید و مجبور شود. پس تعهدات ایران باید غیر قابل تفسیر و با زمان محدود مشخص باشد و الا ایران را برای مدتهای نامعلوم به زیر تعهد آوردن، خواست اصلی آمریکا است. 
 
۱۱- مجلس اگر در رابطه با مذاکره سیاسی کاری، کم کاری، بی تحرکی، یا بی تفاوتی کند، خسارت آن غیرقابل جبران است و نمایندگان و رئیس و هیأت رئیسه و کمیسیون های مجلس خصوصاً امنیت ملی نخواهند توانست در تاریخ سربلند کنند. اگر مجلس وارد نشود و ایران به زیر تعهد چند ده ساله یا مادام العمر برود و شرایط ایران از نظر هسته ای در مدت محدودی کاملاً عادی نگردد، آیا نسل فعلی و نسلهای آتی مجلس نهم را خواهند بخشید؟ خوش بینی رئیس و رؤسا کافی نیست. همه باید درگیر موضوع شوند و کار جمعی صورت گیرد. بی تفاوتی و بازی سیاسی در این امر فاجعه آور است. ا
 
اینجا مسأله ملی است و لذا محل و زمان بلند کردن پرچم حمایت پفکی و یا مخالفت با دولت نیست. حضرت روح الله فرمود: حفظ نظام از اوجب واجبات است. اگر لازم باشد که مجلس فدا بشود تا نظام سالم بماند، باید بشود. مجلس در برابر ملت، رهبر و تاریخ مسئول است. نباید رهبری، ملت و دولت تنها بمانند. تاکنون مجلس عملکرد کم رنگ و بی رمقی داشته است و قابل قبول نیست. باید از سریال گزارشات یکطرفه در صحن غیرعلنی فراتر رفت. نباید مجلسیان را از عدم انتخاب در دوره بعد بترسانند، این حربه کهنه شده. در این مورد ملی مجلس نباید بگذارد با فحش و تهمت و توهین خفقان ایجاد گردد. مجلس باید همه را وادار به ارائه گزارش مستند و پاسخ مستدل به ابهامات و ارائه راه کار کند. سکوت و انفعال و سیاسی کاری و بی تفاوتی ماهیتاً خودکشی است. ملت انسانهای شجاع و مؤمن به آرمانهای امام و رهبری و انقلاب را دوست دارند.
 
والسلام.




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 فروردین 1394 توسط امیرپویان